بایگانی نویسنده: داوود نظری

درباره داوود نظری

من داوود نظری متولد 4 فروردین 1342 در تهران هستم. در سن هفت سالگی به علت عملهای نابجا و مکرر نابینا شدم. کارمند بازنشسته ی سازمان صدا و سیما هستم. با توجه به اینکه من با نام حقیقی در اینجا عضویت دارم درباره خودم چیز زیادی ندارم که بگم. چون خیلی از همنوعانم من رو به خوبی میشناسند پس به همین مقدار بسنده میکنم


حکایت دختران قوچان

در حدود سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ که کتاب تاریخ مشروطه ی ایران اثر گرانسنگ مرحوم احمد کسروی را خواندم تا به امروز یک موضوع مدام ذهن مرا به خود مشغول کرده بود. در طی این سالها از خود میپرسیدم که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تاریخ, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , , , , | 9 پاسخ

اطلاعیه ی کتابخانه ی ثامن الائمه ی آبادان

به نام خدا ضمن گرامیداشت روز جهانی عصای سفید بخش نابینایان کتابخانه ی ثامن الائمه ی آبادان مسابقه ای را به این مناسبت برگزار کرد، که با استقبال کم سابقه ای از سوی همنوعان عزیز در سراسر کشور مواجه شد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اطلاع رسانی, کتاب صوتی, گزارش, مسابقه | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای اطلاعیه ی کتابخانه ی ثامن الائمه ی آبادان بسته هستند

مسابقه؛ مسابقه؛ مسابقه؛

خب دوستان امروز من با یه خبر خوب برای کسانی که اهل کتاب هستند و مسابقه اومدم. پس بخونید و شرکت کنید و جایزه هم بگیرید. کتابخانه ی ثامن الائمه ی آبادان برگزار میکند: مسابقه ی کتابخوانی به مناسبت بیست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی, کتاب, کتاب صوتی, مسابقه | برچسب‌شده , , , , | 10 پاسخ

فراخوان مشارکت

بدون هیچ شرح و توضیحی متن زیر را که دوستانم در اختیارم قرار دادند تا در سایت پر بازدید نابینایان گوشکن منتشر نمایم برایتان ارسال میکنم. فراخوان مشارکت به نام پروردگار یکتا با عرض سلام و خدا قوت خدمت تمامی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی, کتاب | برچسب‌شده , , , , | 3 پاسخ

اطلاع رسانی کتابخانه ی برلین

با سلام، به استحضار همه ی نابینایان عزیز سراسر کشور میرساند که کتابخانه ی برلین برای بالا بردن سطح مطالعاتی همنوعان محترم تصمیم دارد طرحی را به اجرا گذارد تا بدین وسیله خواست همه ی متقاضیان گرامی را برای ضبط … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی | برچسب‌شده , , | 16 پاسخ

معرفی نخستین شماره از فصلنامه ی نوای کتاب؛

فصلنامه ی نوای کتاب؛ سالها بود که جای خالی نشریه ای برای معرفی کتب تولید شده در مراکز گوناگونی که در امر ضبط کتب گویا فعالیت دارند حس میشد. با توجه به گسترش بخش های نابینایان که در کتابخانه های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی, کتاب, کتاب صوتی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , | 23 پاسخ

آشنایی با سخت افزار قسمت اول:

طبق قولی که به دوستان داده بودم بالاخره امروز بعد از کلی جا بجا کردن برنامه هایم تصمیمی را که مبنی بر آشنا کردن دوستان با سخت افزار بود را عملی کردم این نوشته تا حدی طولانیست پس پیشاپیش از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, معرفی ابزار | برچسب‌شده , , | 17 پاسخ

من یقین دارم که هویت واقعی اشخاص در نوشته هایشان قابل رؤیت است

بیاد دارم که چند وقت قبل یکی از دوستان از من پرسید که تو چطور از روی نوشته های کسی میتوانی به شخصیت واقعی او پی ببری گفتم چون از بس نوشته های مختلف را که از اشخاص متفاوت بوده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صحبت های خودمونی | 69 پاسخ

معرفی یک کتاب که به تازگی به فایل صوتی تبدیل شده است

امروز قصد دارم کتابی را به شما معرفی کنم که عقریبا سه ماه قبل ضبط و ادیت آن به پایان رسید و از چند روز پیش در سایت کتابخانه ی برلین برای استفاده ی علاقمندان گذاشته شد این کتاب با … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اطلاع رسانی, صوتی, کتاب صوتی | 18 پاسخ

آیا شما هم مثل من در خواب دست به انجام کارهای عجیب زده اید یا نه قسمت آخر

خب دیگه وقت اون رسیده که آخرین قسمت خوابهایم و کارهایی که میگن من انجام دادم رو براتون بنویسم. باشه مینویسم اما اولش باید بگم که من خیلی خواب میبینم یعنی شبی نیست که من کلی خواب ندیده باشم اکثرشون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | 2 پاسخ

آیا شما هم مثل من در خواب دست به کارهای عجیب زده اید

این خاطره ی خندهدار را مینویسم تا مگر کمی از حوادث روز گذشته را فراموش کرده و به فردایی آرامتر بتوان اندیشید پس بخوانید و اگر لذتی از آن بردید همه ی مسایل دیروز را از یاد ببرید من فعلا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش های رایگان, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | 11 پاسخ

خنده دار ترین شاید هم وحشتناکترین خوابی که من دیده ام

من در نوشته ی قبلیم گفتم که حاضرم سر خوابهایی که دیده ام با هر کس که خواست مسابقه بدهم اما هیچ کس نخواست یا ذوق نوشتنش را نداشت تا از خوابهای جالب و خندهدارش چیزی بنویسد خب من هم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, طنز | 12 پاسخ

خوابی که ديروز عصر دیدم

فکر کنم حدود ساعت پنج افتادم روی کاناپه نفهمیدم کی خوابم برد ولی حس کردم که خانمم واسم یک متکا آورد و گذاشت زیر سرم همین که کمی گذشت خواب عمیقی من رو در خودش فرو برد خواب دیدم یکی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اندروید, تلفن همراه, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 36 پاسخ