بایگانی نویسنده: کامبیز

کامبیز

درباره کامبیز

کامبیز اسدی, متولد 1366, کارشناسی الهیات دانشگاه تهران, کتابدار کتابخانه ی عمومی بخش نابینایان سنندج. عاشق مطالعه, مسافرت, خندیدن و خنداندن زیرا: خندیدن هنر است خنداندن هنری والاتر. من یک بار حق زندگی کردن دارم, پس چرا شاد نباشم؟ شادی حق ماست, پس راحت از این حق نگذریم.


خیانت چیست و خیانتکار کیست؟

درود بر عزیزان حقگو. متاسفم که باید بعد از مدتی غیبت، پستی چنین تلخ بنویسم و اگر مقبول افتد، منتشر شود. آنچه می‌گویم از نظر خودم درسته و خلاف عقیده ام نمینویسم. بعضی نابینایان را میبینم که ادعای کمک به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 83 دیدگاه

محمد حسین قاسمی را از یاد نبریم، ابتدا تسلیت کردستانم

درود به عاشقان و زیبا اندیشان. بیش از یک هفته از حادثه جانکاه و دلخراش سوختن مسافران اتوبوس سنندج تهران می‌گذرد ولی هرگاه یادش می‌افتم و الآن که می‌نویسم، به شدت گریه میکنم. تصور کنید، ۱۱ نفر مرد، زن و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 38 دیدگاه

طنز: داغ عزیزانم تازه شد

نوشتن فاز مشخصی میخواهد و یا حال درست حسابی که خدا را شاکرم، از آن جهت که نه حالم درستِ نه فازم مشخص! امروز خبر سقوط جت شخصی تاجر ترک در چهارمحال را خواندم ناگهان حالم بد شد. انگار دوباره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 32 دیدگاه

ستون طنز نابینایان، قسمت ۲

سلام بر یاران همیشه همراه طنز. در شماره دوم ستون، دو طنز از هم محلی های عزیزمان، بانو رضایی و آقای علاء الدین تقدیم حضورتان می‌گردد. ما را از نظرات و پیشنهاداتتان محروم نگردانید. مهمتر این که، منتظر ارسال متون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 46 دیدگاه

کامبیز شاه برای اولین بار در رستوران لاکچری!

سلام عزیزان و دوستان همیشه همراه همانطور که در عنوان پست مشخص شده است، بنده برای بار اول به رستوران لاکچری تشریف فرما شده ام. از آنجا که توی عمرم پا به همچین جاهایی نذاشته بودم، از خوشحالی می خواستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 106 دیدگاه

اپلیکیشن راهیابی برای نابینایان و کم بینایان، دانلود ویدیو کوچیک

سلام. بازم کفش به پای امیر یا خواستیم جریان ۲۵۰ کلمه ای رو دور بزنیم که خلاصه هم از امیر خواهش میکنیم ما را ببخشد و هم فکر کنم ۲۵۰ کلمه تکمیل میشه خبر جدید دستم رسید، گفتم اگه نگم، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آیفون, اخبار, اندروید, تلفن همراه, صحبت های خودمونی, فیلم های توضیح دار, نرم افزار های کاربردی | برچسب‌شده , , | 31 دیدگاه

ستون طنز نابینایان، قسمت اول

سلام عزیزان. در شماره اول ستون طنز نابینایان، دو نوشته تقدیم شما می‌گردد. اگرچه تعداد کم است، ولی بخاطر این که اول راه هستیم، به بزرگواریتان ما را ببخشید. همانطور که قبلا اشاره کردم، هر طنز در هدینگ جداگانه و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 38 دیدگاه

چرا مشارکت نمیکنیم؟

با دلِ پر‌خون و سر افکنده از عجایب روزگار، سلام و دیگر هیچ… تا کی خواب و دریغ از تلاش برای بیداری؟ حرف از حقوق معلولین میزنیم ولی در عمل، هیچ… اینبار از طنز استفاده نمی‌کنم چون تاثیری بر ما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, حقوقی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 50 دیدگاه

ستون طنز نابینایان، طرح اولیه

درود بر طنز‌گویان و طنز خواهان عزیز. حال عموم و خصوص مطلق و مِن وجه‌تون چطورِ؟ قبول دارید هرچی بیشتر عبوس باشیم، کمتر نتیجه میگیریم؟ قبول دارید هر اندازه شادتر باشیم و با زبان شیرین طنز بحرفیم، کمتر عصبی و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, حقوقی, خاطره, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, کتاب | برچسب‌شده , , | 47 دیدگاه

خاطرات کامبیز، بخش اول

سلام بر ما. آیا برم، آیا نرم؟ رکود فکری اینجا هم خودش رو نشون داده و تصمیم‌گیری را مختل کرده. گرمِ، حسش نیست، شنیدم یکیُ از بیمارستان مرخص کردند و قرارِ دو تا گوسفند بکشند. دوست دارم برم جگر و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 71 دیدگاه

نامه ای به نرگس کلباسی و دانلود برنامه ماه عسل با حضور این نیکوکارِ بزرگوار

سلام نرگس، چطوری؟ شنیدم برگشتی و توی اصفهان، نصف جهان حالشو میبری. قلمم طنز است و میخوام با همین نوشته، به حساب تو هم برسم. آخه میدونی، هر کسی که مشهور میشه، با کامبیز شاه طرفِ. یک سال از من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 40 دیدگاه

عمومی: دلیل عجیب زنی برای ۲۸ سال تظاهر به نابینایی

۲۸ سال قبل خانم «کارمن خیمینز» بر اثر حادثه شدیدی که برای چشمانش رخ داد دچار نابینایی کامل شد. این چیزی بود که او همه از جمله خانواده‌اش را از آن مطلع کرد. او به تازگی اعتراف کرده که به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار | برچسب‌شده , , | 65 دیدگاه

سخنی با شما.

نمیدانم که آیا میدانید یا نمیدانید، گاهی اوقات افراد حس مشترکی را تجربه میکنند، بدون این که خودشان بدانند اوضاع از چه قرار است. مثل دیوانگی دست جمعی یا افسردگی. براستی عامل ایجاد چنین حس هایی چیست؟ مثل سرماخوردگی مسریست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 49 دیدگاه

مذهبی: دانلود مجموعه مجلسی های کمیاب با قرائت عبدالباسط

سلام دوستان مذهبی و غیر مذهبی عزیز. خودم به فکر معنویات شما میباشم. یک دانه هدیه خشقل براتون آوردم. برادر حسنپور زحمت کشیدند و ترتیل قرآن عبدالباسط را برایتان آپ لودیدند. ما نیز مجلسی های این استاد کردتبار را می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, مذهبی | برچسب‌شده , , | 34 دیدگاه

قرص بخوریم یا نه؟ اشکال اینجاست

سلام بر قرصی و نان قرصی های محله. چه خبرا؟ خوش هستید یا نه؟ یه روز میگم هستم، روز بعد میگم رفتم! خداییش کدومشو قبول میکنید؟ باور میکنید نمیدونم تکلیفم با خودم چیه؟ حالا این یک امر شخصیست و نمیخوام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 45 دیدگاه

بیانیه دربار کامبیز شاه در خصوص وقایع اخیر

جهت شفاف سازی و تنویر اذهان مردم, لازم دانستیم نکاتی چند را متذکر شویم. یک: شوخی و نه توهین, فرایندی پیچیده و در قید و بند زمان است. توضیح: کلمه فرایند خود روشنگر و حلال بسیاری از مشکلات و کج … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 39 دیدگاه

یک بحث جدی از من: عقرب را به سایت برگردانیم یا اعدامش کنیم؟

سلام خدمت شما عزیزانم. می خوام بعد از چندین پست طنز یک پست کاملا جدی بزنم. خواستیم با عقرب سایت اندکی شوخی کنیم و متقابلا حالش را بگیریم. بعضیا از نیشش در امان نماندند و بعضی مثل من ماندند. خودش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 36 دیدگاه

طنز: خانمی که به عدسی اعتماد کرد و شارژ گرفت کی بود؟

سلام دوستان عزیزم. حالتون خوبه؟ من صاحب پست نیستم بلکه نقش اصلی را آقای عدسی عزیز بازی میکنند. هشدار: حاشیه درست نشه! قصد و هدف و منظور خندیدن و خنداندن است, به دوستان خود نیز بگویید. روزی بود روزی نبود, … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 66 دیدگاه

راز مستقل شدن من. قسمت اول

سلام. مستقیم با کله میریم توی اصل موضوع. اینبار یه درخواست از عزیزان دارم. بعد از خوندن این چرت و پرت، ببخشید بعد از خوندن این مثلا طنز، خیلی دوست دارم نظر بدهید که آیا هدف از این نوشته چی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , | 46 دیدگاه

دانلود فایل های صوتی ذهن آگاهی و دعوت از مجتبی به حضور مجدد در محله

از قدیم رسم بوده که وقتی کسی باباش میمرد، بزرگترا بعد از چند روز دست پسرشو میگرفتن و اون رو به حضور در محل کار یا جاهای مشابه دعوت میکردند تا حضور عادی خود را از سر گیرد. مجتبی جان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز | برچسب‌شده , , | 98 دیدگاه