بایگانی نویسنده: شیده

درباره شیده

شغل بیکار. نابینای مطلق. دیپلم هستم و تا حدودی هم دانشجوها را درک میکنم.



یک مشت اراجیف

سلام و صد سلام و هزار و یک صد سلام خلاصه بی نهایت سلام, حالا با کی ام؟! فکر کنم خودم را گفته باشم حححح, شوخی بود, با اونیم که این پست را میخونه: یه داستان آوردم براتون: یه مشت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 19 پاسخ

یک پست خالی

مثل همیشه سلام سلام سلام و صد سلام و درود سه رود چهار رود و هزار و یک رود. اما اینبار با همیشه کلی فرق داره. این بار خبری از صدای زندگی نیست, چون زندگی توی گوشای من هیچ صدایی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 30 پاسخ

صدای زندگی

خستگی می گوید, من نمی گویم. روزی بود و روزگاری, یک آدمی بود به اسم من که اسمم را نبرم بهتر است, حالا چه بگویم؟. یک دفتر یادداشت دارم کلان کلان کلان. اما هیچ چیز مفیدی در آن نیست, هیچ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , | 15 پاسخ

صدای زندگی

سلام دوستان, حال شما چطوره؟, خوب و خوش و سرحال و قبراق  هستید که انشا الله دماغتان چاق است؟, گفتم با تغییر سایت منم دیگه این عنوان را بردارم ولی هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید فعلا همین را … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 14 پاسخ

صدای زندگی

دل تنهای من، توی دل کسی نیست جای من. دارم تو تنهایی قلبم به هر کسی فکر می کنم، اما در حقیقت هیچ کس نیست همراز قلب تنهای من. حالا که وقت گپ زدن با امیال دنیا نیست، نیمه شبه، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 14 پاسخ

صدای زندگی: اولین انشا

سلام و صد سلام به همه ی هم محله ای های با مرام. از یه بچه یه سه ساله پرسیدم در چه وضعی؟, جواب داد: در وزن بزرگ. خلاصه ی متن این که نام مادرش گوشت و برنج بود و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 14 پاسخ

صدای زندگی

سلام دوستان, خوبید؟, سلامتید؟ کیفتون کوکه؟, خُُُُُُُُب به سلامتی, حال منم عالیه, از این بهتر نمیشه. این یادداشتم مربوط به سال ۹۳ است, یعنی اوج دلتنگی و کمی هم شاید هم خیلی زیاد احساس گرفتاری, اصلا دوست ندارم روحیه کسی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 32 پاسخ

صدای زندگی

سلام شب و روز همه پر از شادی و نشاط. امید دارم تا حالا بهره ی کافی از زندگی برده باشید, از امروز می خواییم در مورد توانایی های خودمون صحبت کنیم یا به نمایش بذاریم یا به صورت صوتی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 17 پاسخ

یک احوال پرسی کامل از زندگی

زندگی سلام، حالت خوبه؟ خوشی؟ سلامتی؟ با احوال پرسیای ما چیکار میکنی؟ کیفت فوله؟ دماغت چاقه؟ دیگه چه جوری حالتو بپرسم؟ با کی میری؟ با کی میای؟ باد شانست کجا می وزه؟ حرف دلت را به کی میزنی؟ از کی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 23 پاسخ

زیباترین بهار زندگی تلاش برای شاد زیستن است

ستاره ها نخوابیده اند, مهتاب هنوز بیدار است, سپیده که از راه می رسد مأموریت آن ها به وقت دیگری موکول می شود. سرخی شفق پشت ابر های تیره پنهان است. در را باز می کنم, بوی باران خبرهای تازه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, شعر | برچسب‌شده , , , , , | 28 پاسخ