بایگانی نویسنده: مهدیه

درباره مهدیه

سلام من مهدیه هستم متولد 1371. از استان کرمان. کمبینا هستم و ظاهرا از بدو تولد مشکل داشتم و یک برادر کوچیکتر از خودم دارم و خوشبختانه فقط من تو خانواده، مشکل دارم. هم اکنون دانشجوی سال آخر رشته ی علوم تربیتی هستم.


جذب‌های بسیار مثبت من

به نام خدا. سلام به همه کسانی که این پست رو مطالعه میکنن. قصد دارم از جذبهای مثبتم براتون بگم. توی این پنج شش ماه اخیر اتفاقات جالبی برای من افتاده که همه اونها رو مدیون قانون جذب هستم. از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 13 دیدگاه

خوب و بد

سلام. دلم می خواست یک چیزایی بنویسم اما نمی دونستم چی همین جور قر و قاطی می نویسم دیگه از خوشیام که کمتر از بدبختیام هستن فعلا خخخ چیکار کنم پسرم امروز شیش و نیم ماهشه کارم شده غصه بخورم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 27 دیدگاه

کمی شادی کمی غصه

به نام خدا سلام دوستان دلم براتون تنگ شده بود خوبین امیدوارم خوب باشین اول شادی رو بهتون میگم بعدشم غصه یک بهمن عروسیم بود خب اگر بخواهیم از دید خوب بهش فکر کنیم خیلی خوش گذشت خیلی حس خوبی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 38 دیدگاه

خاطرات شیرین من

سلام دوستان. خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ چه خبرا؟ منم خوبم. بد نیستم. شکر خدا. الان داشتم جوابی که رعد بزرگ و دوست داشتنی به کامنتم داده بود رو مطالعه میکردم. یعنی پارس آوا داشت مطالعه میکرد. بلند خواند منم شنیدم. چقدر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 44 دیدگاه

بدترین و بهترین خاطره من از اولین سفرم با همسرم

سلام دوستان خوبین امیدوارم که عالی باشین بریم سر اصل مطلب یکی چایی بیاره چون من قرار هست دهنم خشکیده بشه و شما قرار هست گوشاتون سوت بکشه من به اتفاق همسرم و مادر و پدرش به مشهد رفتیم این … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 29 دیدگاه

بیا تو شادی من شریک باش و بهم تبریک بگو

سلام سلام. خوبین دوستان؟ من اومدم با یک خبر خوش و خرم. گفتم بعد از خبر سرطان یک خبر خوش بهتون بدم تا شادی کنین و بخندین. حدود یک ماه پیش من ازدواج کردم و به جمع مرغهای جامعه پیوستم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 100 دیدگاه

شکلک تعجب در حد تیم ملی

سلاااام سلااام خوبین خوب خدا رو شکر دوست دارم از ته سرم بخندم اما ساعت سه هست خدا نابینایی رو نیاره دوستان من همیشه فکر میکردم شما واقعا از شکلک استفاده میکنید و این مینا جون برای من توضیح میده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 43 دیدگاه

خاطره ی خوش مزه

سلااااام سلااام خوبین خوشین سلامتین آره من فضولم تا حالا صداقت در حد من دیده بودین خخخخخ خخخ امروز تصمیم گرفتم یک خاطره از دانشگاه بنویسم امیدوارم که مثل من شما هم لذت ببرین من و یکی از دوستام هم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 30 دیدگاه

دلم زیااااد گرفته

به نام اون که خودش میدونه کی هست سلام عرض میکنم خدمت همه ی دوستان خوبم که این پست رو میخونن من همیشه سعی میکنم بخندم اصلا نمیتونم طولانی مدت ناراحت باشم یادش بخیر حدود هشت ماه پیش میرفتم کلاس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 62 دیدگاه

سلام اگر دوست داری یک کوچولو بخندی پس بیا تو خخخ

به نام کسی که خودش میدونه کی هست سلام دوستای خوبم خوبین خوشین سلامتین کاش صداتون رو میشنیدم که از اعماق وجود میگید به تو چه ربطی داره دختر مگه فضولی خخخ کسی  نیست بگه خوب اگر فضول نبودم نمیپرسیدم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 70 دیدگاه

سلام اینجا بانک خنده هست بیا حساب باز کن منتظرم خخخخخ

سلام درست اومدی دوست گرامی اینجا بانک خنده هست اینجا غم نداریم فقط خنده حالا بریم سراغ اصل مطلب الان مشتری میپره وقتی دخترا تو خیابون به هم میرسن میدونی چی میگن فرانسوی خوشحال شدم تو خیابون دیدمت امریکایی وای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 52 دیدگاه

سلام یک درخواست کتاب از دوستان

با سلام خدمت همه دوستان عزیز اولین پست من هست با یک درخواست کتابی اومدم دوتا از کتاب های دانشگاه را پیدا نکردم من همه ی کتابهای دانشگاه را از کتاب خانه ی ولی عصر اصفهان تهیه میکنم و جا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , | 12 دیدگاه