بایگانی نویسنده: خورشید خانم

درباره خورشید خانم

چند سالی هست که وارد جمع دوستان شدم قبلا بینا بودم, روانشناسی خوندم سکوت و تنهایی رو دوست دارم بیشتر شنونده امد تا گوینده برای شروع رابطه اکثرا پیش قدم نمیشم از پذیرفته نشدن خوشم نمیاد البته ی کمی ام کم رو ام. هُنَرای دستی رو دوست دارم بافتنی, تابلو فرش, گلهای کریستال و پارچه ای,و ی کم سفال از چیزاییه که بلدم,ورزشی ام, رشته ی اصلیم پرتاب دیسک و وزنه است 15تا مدال دارم که به جُز 2تا طلا بقیه نقره اَن, 2تا مدالم از گلبال دارم در حال حاضرم ی جایی مشغول کارم. در نهایت امیدوارم در کنار دوستان لحظات خوبی داشته باشم. **مهرتان افزون**


یه خوشمزه ی ساده

سلام خدمت دوستای عزیزم در محله, امید که حال تک تکتون خوب باشه و روزای شادی رو پیش رو داشته باشین. امروز خدمتتون رسیدم با یه من دراوردی ساده! امیدوارم که درستش کنید و لذتش رو ببرین. ماده ی اصلی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, رستوران محله نابینایان | برچسب‌شده , , | 28 دیدگاه

شما هم در جشن افتتاحیه ی ما شرکت کنید…

حدود ۲ سال پیش, با چندتا از دوستام تو یه کلاس حجم سازی با سفال و طراحی روی سفال شرکت کردیم. به همت و صبوری استاد بزرگوارمون کارای زیبایی شکل گرفت. یکی از روزها, بحث بافتن قالی و تابلو فرش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 40 دیدگاه

عه! پس خونه ی ما کوووو؟؟

۵شنبه است, ساعت نزدیک ۱۱, سر کارم, می خوام آژانس بگیرم برم خونه, می خوایم بریم مشهد. دیروز وسایلمو جمع کردم یه ذره خورده کاری مونده زودتر برم بهتره. شماره ۲تا آژانسو می گیرم, ماشین ندارن. از همکارم می پرسم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 42 دیدگاه

من درآوردی. پا کردم تو کفش یکی خخخ!

سلام بچه ها !امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه. چه میکنید با گرما ؟ اینجا که هوام ملت رو مسخره کرده ۲ روز هوا خنک میشه تا میاییم ذوق کنیم که آخ جون هوا خنک شد اذ فرداش آتیش میباره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 31 دیدگاه

یه گونی مرغ و خروس!

تا چند سال پیش تو حیاط خونمون ی باغچه بزرگ داشتیم, نمی دونم رو چ حسابی بابام زدو خرابش کرد,  از بس که ما غر زدیم ب جونش, ۲ سال پیش تصمیم گرفت یه باغچه کوچولو درست کنه, یه گوشه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 49 دیدگاه

تنظیم به وقت دیگران!

سلام خدمت همه دوستان و عزیزان در محله با صفای گوش کن, من دیدم از اول سالی کسی نیومده تو محله نق بزنه, گفتم اولین نفر خودم باشم خخخ. که چرا ما بعضی وقتا باید به وقت دیگران تنظیم باشیم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 57 دیدگاه

اولین پست من در آخرین فصل سال

سلام به همه دوستان و عزیزانم در محله, امیدوارم آخر سال خوبی رو سپری کنید و سال پربار همراه با موفقیت و شادی پیش رو داشته باشید. خیلی وقته تو محله میچرخم فعالای محله رو تقریبا میشناسم! در واپسین روزهای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 67 دیدگاه