بایگانی نویسنده: سعید

درباره سعید

اینجانب سعید صادقانی نابینای مطلق متولد سوم   آذر ماه سال 1358 و  ساکن شهر اصفهان هستم  تا مقطع پیش دانشگاهی در رشته ادبیات و  علوم انسانی ادامه تحصیل داده ام   دوره   ابتدایی را در مدارس عادی و  دوره راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر و   دوره دبیرستان را در دبیرستان حنایی نژاد که در منطقه سکونتم است  گذراندم و  مقطع پیش دانشگاهی را در دبیرستان هاتف واقع در میدان قدس اصفهان  به اتمام رساندم من علاقه زیادی به علوم فناوری دارم به همین خاطر گواهینامه دوره مهارت های پایه 1  و  2  I  c  d  l   را از فنی حرفه ای نیز اخذ نموده ام  و یکی از سایت های مورد علاقه ام همین سایت گوش کن است و  از آن زیاد استفاده کرده ام و  از طرف خودم و  تمام مخاطبان علاقه مند به این سایت از زحمات زیاد شما مدیران عزیز تشکر می کنم


تقویم گویای سال 1399

سلام دوستان عزیز دومین تقویم تولید کتابخانه عمومی گویای ولی عصر اصفهان تقدیم به شما شما می توانید این مجموعه را با حجم 120 مگابایت از اینجا دانلود کنید. ایام به کام. (بیشتر…)

منتشرشده در اطلاع رسانی, صوتی | برچسب‌شده , , | 14 دیدگاه

روشن کردن TalkBack

سلام دوستان عزیز. روشن کردن TalkBack   صفحه‌خوان TalkBack بازخورد و اعلان‌های گفتاری ارائه می‌دهد.   گزینه ۱: فشار دادن هر دو کلید بلندی صدا list of 2 items هر دو کلید بلندی صدا را ۳ ثانیه فشار دهید؛ اگر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, اندروید, تلفن همراه | برچسب‌شده , , , , , | 13 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت دوازدهم

سرآغاز گفتار نام خداست,  که رحمت گر و مهربان، خلق راست سلام دوستان عزیز ,آورده اند که:   عيب به مال مسلمان ملا، رويه ی لحاف كهنه ای را به بازار برد بفروشد. شخصی آن را ديد گفت اين كه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , | 6 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین , قسمت یازدهم

ای نام تو بهترین سرآغاز,  بی نام تو نامه کی کنم باز سلام  دوستان عزیزم. حکایت کرده اند که:… عينك ملا شبی ملا زنش را از خواب بيدار نموده گفت عينك مرا فوراً بياور. زن عينك را آورده پرسيد اين … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , | 9 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت دهم

به نام خداوند جان و خرد , کزین برتر اندیشه بر نگذرد سلام دوستان عزیز   مناره ملا با يكی از دوستانش وارد شهری شد. از دور مناره های بلند ديده رفيقش پرسيد اين ها را چگونه ساخته اند؟ ملا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , , | 6 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت نهم

به نام خداوند دادار پاک, پدیدآور آدم از آب و خاک سلام دوستان به قاضی مي رسد دو همسايه با هم نزاع كرده پيش قاضی آمده هر يك ادعا مي نمودند كه لاشه ی سگ مرده كه در كوچه افتاده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , | ۱ دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت هشتم

به نام خالق پیدا و پنهان,  که پیدا و نهان داند به یکسان با سلام خدمت شما خوبان به تو چه شخصی به ملا مژده برد كه خدا پسری به او عنايت فرموده. ملا با بی اعتنائی گفت: خدا به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده | 2 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت هفتم

سر آغاز هر نامه نام خداست,  که بی نام او نامه یکسر خطاست سلام دوستان توقع ملا از همسايه مدتی بود كه شهرت داشت ملا بيمار است. روزی زنهای همسايه به عيادتش رفتند. ملا در حياط مشغول گردش بود، فوراً … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , | ۱ دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت ششم

به نام خدا با عرض سلام و تبریک پیشاپیش تولد حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان،   از پرسيدنش صرف نظر كن شخصی ظرف سربسته ای نزد ملا آورده امانت گذاشت كه پس از چند روز آمده بگيرد. بعد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , | 3 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین,قسمت پنجم

به نام خدا   هوای بهار شخصی از سردی هوا شكايت كرد. ديگری گفت مردم چقدر ناشكرند تابستان كه مي شود از گرمی و زمستان ها از سردی هوا شاكی اند و هيچ وقت شكر نمي گذارند. ملا گفت حق … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 4 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصر الدین, قسمت چهارم

به نام خدا   وقوف بر احوال يكی از شب های تابستان كه روی بام خوابيده بود ملا، غلت خورده از بام به زمين افتاد. در نتيجه دست و پايش شكست. دوستانش كه به عيادت آمدند حال او را پرسيدند. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عمومی،چند داستان از ملا نصرالدین , قسمت سوم

به نام خدا   حرف مرد يكی است از ملا پرسيدند چند سال داري؟ گفت: چهل سال. ده سال بعد هم پرسيدند گفت: چهل سال، گفتند تو ده سال قبل ميگفتی چهل سال دارم. حالا هم ميگوئی چهل سال، جواب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , | 4 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین قسمت 2

    چند داستان از ملا نصرالدین قسمت 2   به نام خدا از داخل و خارج   روزی ملا خرش را برای فروش به بازار برده به دلال داد كه بفروشد. خودش هم كناری ايستاده تماشا مينمود. دلال شروع … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 3 دیدگاه

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین

جای مرده جنازه ای را از كوچه عبور ميدادند. ملا با پسرش ايستاده بودند. پسرش پرسيد بابا در اين صندوق چيست؟ گفت آدم. پرسيد كجايش ميبرند. جواب داد: جائی كه نه خوردنی باشد و نه نوشيدني، نه نان و نه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده | 16 دیدگاه

عمومی: بسته عیدانه 96 همراه اول

بسته عيدانه 96. عدد مورد نظر خود را به 8096 ارسال و يا کد #96*1* را شماره گيري نماييد: فعالسازي رايگان : 1 استعلام باقيمانده بسته هديه : 0 راهنما : 9 (بیشتر…)

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, تلفن همراه | برچسب‌شده , , , , , | 39 دیدگاه

ترفند های آشپزی

با نام تو آغاز می کنم یا لطیف سلام به شما دوستان عزیز محله نابینایان , با یک پست در خدمت شما هستم در مورد مهارت ها و نکات کلیدی در بهتر شدن آشپزی . که البته این نکات از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, رستوران محله نابینایان | برچسب‌شده , , , , | 34 دیدگاه

آموزش کامل استفاده از قلم هوشمند چند منظوره

به نام خدا سلام به شما دوستان عزیز محله نابینایان بنده با آموزش کامل روش استفاده از قلم هوشمند چند منظوره در خدمت شما هستم.لطفا با ما همراه شوید فکر می کنم آموزش خوبی برای شما باشد. این بسته شامل … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, مذهبی, معرفی ابزار | برچسب‌شده , , , | 23 دیدگاه