بایگانی نویسنده: سامان اجرت دست

درباره سامان اجرت دست

با درود به شما خاننده گرامی! من سامان اجرتدست هستم اهل شیراز هستم! ساکن تهران! به ورزش علاقه زیادی دارم! همچنین به پرندگان و اینترنت و برنامه نویسی! آدرس سایتم http://www.baxseven.ir شماره تماس 09362162484 خوشحال میشم در زمینه طراحی وب اگر کمکی لازم داشتید بهتون کمک کنم!‏


تکنیکهایی برای درک کردن بهتر همسرمان

تکنیک‌هایی برای درک کردن همسر«اصلا گوش می دی من چی می گم»؟ این یکی از اتهامات رایج بسیاری از زن و شوهرها است.خیلی از زوج های مخصوصا جوان از حرف گوش نکن بودن همسرانشان گلایه دارند. پیرترها هم احتمالا حوصله … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, روانشناسی, صحبت های خودمونی, مقاله ها | برچسب‌شده , , | 12 دیدگاه

تیم ملی فوتبال پنج نفره نابینایان و کم بینایان ایران راهی ژاپن میشود

پنجمین اردوی آماده سازی تیم ملی فوتبال ۵ نفره نابینایان و کم بینایان برای حضور در مسابقات آسیایی 2015‎ ‎ژاپن برگزار میشود به گزارش گزارشگر افتخاری سایت گوشکن سامان اجرت دست این اردو از سهشنبه ۲۰ مردادماه تا ۲۵ مردادماه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, گزارش, ورزش | برچسب‌شده , , | 9 دیدگاه

تکنیکهای موفقیت

یک قانون فیزیکی ميگه که:هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژي از خود است. انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است. اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, روانشناسی, مقاله ها | برچسب‌شده , , , | 20 دیدگاه

سعی کنید واقعا کسی را دوست داشته باشید که شما را دوست دارد. به اطرافتان بیشتر دقت کنید!

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , | 13 دیدگاه

شما چه موجودات عجیب ولی در عین حال خواستنی هستید!

– در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.-بهشتم که زیر پای امثال شماست.- فقط تویی که می‌دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.- از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.- هیچ کی نمی‌دونه دقیقا تو فکرت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | 37 دیدگاه

دوست داری به کدوم دوره ی زندگیت برگردی‎?‎

با درود خدمت دوستان گوشکنی. دوستان در این پست قصد دارم از شما بپرسم که دوران کودکیتان بیشتر از زندگی رازی بودید یا حالا که بزرگتر شده اید. من خودم با همه ی سختیهایی که در کودکی کشیدم. کودکی رو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | 46 دیدگاه

دانلود برنامه ی Close whatsapp به همراه آموزش برای گوشیهای سیمبین

با سلام خدمت دوستان گوش کنی. دوستان امروز با آموزش برنامه ی Close whatsapp خدمت رسیدم. این برنامه مخصوص گوشیهای سیمبین هست. کسانی که گوشی سیمبین دارند. و از واتساپ استفاده میکنند. در جریان هستند. که این برنامه در حالت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, تلفن همراه, صوتی, نرم افزار های کاربردی | برچسب‌شده , , | 14 دیدگاه

بدو بیا آیدی اسکایپتو اینجا بنویس میخوایم بیشتر با هم آشنا شیم!

با درود خدمت هم محلیهای گل و گلابم! دوستان برا اینکه بیشتر با هم آشنا بشیم من ی ترفند به سرم زد! البته نمیدونم قبلا تو سایت همچین پستی زده شده یا نه! واسه آشنایی بیشتر هم بیایید آیدی اسکایپتونو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | 47 دیدگاه

درسهای مهم زندگی

درسهای مهم زندگی ١_ چیزی که سرنوشت انسان را می سازد “استعدادهایش” نیست ، “انتخابهایش” است … ٢_ برای زیبا زندگی نکردن ، کوتاهی عمر را بهانه نکن ؛ عمر کوتاه نیست ، ما کوتاهی می کنیم ٣_. هنگامی که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | 15 دیدگاه

دروغهای مادرم

دروغ های مادرم داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچگاه غذا به اندازه کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | 30 دیدگاه

تفاوت بین دنیای من و دنیای او!!!

خسته و تنها ، گرسنه و تشنه ، با دستانی که از سرما قرمز شده بود، در گوشه ای از پارک نشسته بود . تنها چیزی که شاید حیات را در پیکر سرمازده او به جریان می انداخت انتظار بود؛ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , | 18 دیدگاه

برای رسیدن به موفقیت باید چیکار کرد.

رسیدن به موفقیت، قدرت و هر چیز خوب دیگری در این دنیا آرزوی مشترک بیشتر انسانهاست ولی با این حال هنوز اکثریت انسان ها از وضعیت مالی، فکری و روحی مناسبی برخوردار نیستند. در دنیایی که ما انسان ها در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, روانشناسی, صحبت های خودمونی, مقاله ها | 16 دیدگاه

بیایید سعی کنیم زود قضاوت نکنیم دوستان

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان… شد ,,, او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد ,,,او پدر پسر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | 23 دیدگاه

صفات اسمها

با درود به دوستان گوشکنی عزیزم، یک مطلب در مورد صفت اسمها به دستم رسید، که گفتم اینجا هم بزارم شاید برای شما جالب باشه، امیدوارم اگه از صفت اسم خودتون خوشتون نیومد منو نفرین نکنید، چون این صفتهارو من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز, ورزش | 45 دیدگاه

داستانی واقعی، جالب و خواندنی.

روزی پسری خوش چهره در حال چت کردن با یک دختر بود..پس از گذشت 2ماه پسر علاقه ی بسیاری نسبت به او پیدا کرد..اما دختر به او گفت که میخواهم رازی را به تو بگویم..پسر گفت گوش میکنم.دختر: پیتر من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی | 37 دیدگاه

خدا از هیس خوشش نمیاد اینقدر نگید هیس!

خدا از”هیس “خوشش نمياد! »مادر بزرگ در حالی که با دهان بی دندان ، آب نبات قیچی را می مکید ادامه داد :آره مادر ، ُنه ساله بودم که شوهرم دادند ، از مکتب که اومدم ، دیدم خونه مون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اخبار, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | 18 دیدگاه

من دوباره برگشتم

سلام سلام دوستای گوشکنی خوبید خوشید سلامتین اینشالا که همین طور باشه جونم واستون بگه ما پارسال ی چت روم ساختیم که دوستان بیان و اوقات بیکاریشون رو تو اونجا بگذرونن که استقبال خوبی نشد خداییشم حق داشتن طراحی سایت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اندروید, تلفن همراه, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 23 دیدگاه

معرفی چتروم برای نابینایان

سلام به همه ی دوستهای خوب و مشطیم میخوام ی سایت چتروم بهتون معرفی بکنم که با مبایل هم قابل دسترسی هستش و نابینایان به راحتی میتوانند از این چتروم استفاده بکنن و اگر بچه ها از این چتروم استقبال … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی | 16 دیدگاه

داستان عشق علی و مریم

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق
لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد
سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | 42 دیدگاه

اولین پست سامان بخوانید و حتما نظر دهید

من، تو، او

*من به مدرسه مي‌رفتم تا درس بخوانم*
*تو به مدرسه مي‌رفتي چون به تو گفته بودند بايد دکتر شوي*
*او هم به مدرسه مي‌رفت اما نمي‌دانست چرا*
*من پول توجيبي‌ام را هفتگي از پدرم مي‌گرفتم*
*تو پول توجيبي نمي‌گرفتي، هميشه پول در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | 21 دیدگاه