بایگانی نویسنده: یلدا

درباره یلدا

یلدا هستم. متولد 1365 از شهر بابل استان مازندران، سال 1390 نابینا شدم. دیپلم معماری دارم. فعالیت های جانبیم قبل نابینایی، آرایشگری، نقشه کشی ساختمان، طراحی فضای داخلی بودند. در حال حاضر کارهای مربوط به صنایع دستی یعنی ساخت عروسک های کنفی جالیزی، تابلو، گلدان و همچنین نویسندگی را انجام میدم.


طرز تهیه ساندویچ با اتوی بخار

خیلی وقت پیش ها بود که داشتم از گرسنگی وسوسه می شدم برم سراغ جویدن سنگ های توی کوچه. بعد با خودم فکری شدم اگه یه روزی آتیش نباشه چطوری غذا بسازم. البته نه اینکه خودمو با انسان های اولیه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, رستوران محله نابینایان, صوتی | برچسب‌شده , , , , , , | 20 دیدگاه

الو، الو، اونجا زمینه؟ من از ونوس برگشتم…

سلام به پاییزی که سرک کشیده توی اتاقم،  سلام به شبی که پشت در وایستاده تا بخزه توی چشمام و تبدیل به یه خواب خوشمزه بشه. سلام به تختی که شبها منو به آغوش می گیره و بالشتی که روی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | 40 دیدگاه

باز من مالیخولیاییم زد تو دروازه . اما اود شد . هوهو

دلم یه دنیا می خواد , بی آدم , بی آدم , بی آدم . کاش دنیا فقط یه پنجره بود . تا وقتی ازش خسته شدیم . پرده ها رو بندازیمو بیخیال طی کنیم . کاش زندگی مثل یک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 41 دیدگاه

پا به پای بدبیاری های من بیا

گلویم سخت گرفته بود و هر چه تلاش کردم صدایی , هاییـییـییـیی , هوهوییـییـییـیی , هییـییـیی چیزی از خودم در بیاورم نشد که نشد . یک کوفتی ی گنده , قد یک قورباغه ی چاق پیر زشت , انگار راهه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | 76 دیدگاه

دست تکان میدهم با تو و تمام متعلقاتت در گذشته !

تو خاطره ای بیش نیستی . همانند برگه ای از یک دفتر خاطرات قطور و قدیمی , برگه ای که کسی از ترس به یاد آوردن روزهایش , هرگز در آن چیزی ننوشت . برگه ای از یک دفتر خاطرات … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 76 دیدگاه

مرا ورق بزن , بخوان , اما ترجمه نکن !

صفحه ی اول از من در حوصله ام جای هیچ کسی نیست حتی خودم گاهی میان هستو نیست , بایدو نباید , بود و نبود و کلی پارامترهای تخیلی ی دیگر بد فرمی مانم گاهی آنچنان کلمات در حوالیه سرم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | 84 دیدگاه

دیشب خواب دیدم . خواب یک بشقاب را !

  دیشب , خواب یک بشقاب را دیدیم درونش پر بود از سالاده الویه رویش را نمی دانم کدام کدبانویی تزیین کرده بود که نمیتوانستی چشم ازش برداری بح بح خیار شور ,تخم مرغ ,چیپسو کاهو هویجو زیتونو بقیه چیزها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 81 دیدگاه

آخ جونمی عید امسال میریم هاوایی

بح بح , حالم چقدر خوبه هوا چه آرومه تا دیروز دیروزا حالم یه جوری خیلی خاص گند بوده سلام سلام سلام تا ,خوبین خوشین یا بهترین آیا بله بله بله بله عید همگی یه دو روزی زودتر مبارک دُم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 27 دیدگاه

شیکو پیک یا گندیده؟

همگی سلام   انتخابه سختی نیست کافیست اندکی اهل تامل باشید آنوقت به راحتی به این سوال می توانید پاسخ بدهید دوست دارید کرکس باشید یا فاخته خودم را دوست دارم هیچ کدام یا گزینه ی بعدی یا تا به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 54 دیدگاه

خمیازه های بهاری ی من

(بیشتر…)

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | 62 دیدگاه

یلدا در یک سه شنبه ی مگسی

(بیشتر…)

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 29 دیدگاه

یلدا در مطب!

فقط میگم سلام تا سریع بریم سراغ ماجرا به اتفاق پارتنر ,یعنی دایی ,همان که تنها دو سال از ما بزرگتر است در مطب دکتر بهانتظار نوبتمان نشسته بودیم یله داده بودیم به صندلی و با کلی اعتماد به نفص, … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | 36 دیدگاه

سری دوم آیا میدانستید؟

درود به اهالی پر نشاط محله این هم سری دوم آیا میدانستید . . . آیا می دانستید به طور متوسط افراد در ۷ دقیقه به خواب می روند؟ می دانستید یک خرس ۴۲ دندان دارد؟    آیا می دانستید بیشتر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله ها | برچسب‌شده , , | 60 دیدگاه

آیا میدانستید؟

دینگ دینگ بازم سلام ,بازم من ,بازم یلدا ,بازم مطلب , تاپیک ایندفه ای رو دوستش دارم چون اطلاعات عمومی خونتونو میکشه بالا مطالب رو چارت بندی کردم و قراره در چند پست بزارم تو محله . . آیا میدانستید … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله ها | برچسب‌شده , , , , | 40 دیدگاه

من یک مالیخولیای امیدوار هستم!

سلام به همه ی اونایی که دارن منو میخونن این پست کمی طولانیه -لطفا شکیبا باشید تا حالا شده فکر کنین یه ماشین لکنده ی مدل ۵۷ شدین! مثلا از پایین به شیب تند زندگی نگاه کنید و بگید :نه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 66 دیدگاه

یلدا نقاش میشود!

  سلام به همگی بعد عمری بنا به یک تصمیم کبری گفتیم آرشیو تکست هامونو یک سامونی بهش بدیم از بین همه ی خنزر پنزرا یکهو به صورت وحشتناکی ماهور شروع کرد به بلغور بعد یه تلاش چند صدم ثانیه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 57 دیدگاه

آرزوی حتما محال!

سلام , بهمن ماه سرده زمستونیتون برفی باز آسیاب ذهن من چرخ خوردو کلی فکر تو مخم چرخیدو چرخ خورد نمیدونم شمام به این موضوع فکر کردین تا حالا؟ یا اونقدر بهش فکر کردین که به ذهنتون زیادی کلیشه میاد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 22 دیدگاه

سری دوم تمام فعالیت بدن در ۲۴ ساعت

سلام به همگی این هم ادامه ی مطلب قبلی تمام اتـفاقات بـدن در طـول ۲۴ ساعت شبـانه روز سری دوم ساعت هیجده: الآن زمان مناسبی برای خوردن شام است. پانكراس در این ساعت فعالیت خوبی دارد. ساعت نوزده: میزان فشار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله ها | 26 دیدگاه

تمام اتـفاقات بـدن در طـول ۲۴ ساعت شبـانه روز

سلام به همه ی گوش کنی های عزیز دیروز تو ایمیلم مطلبی رو مطالعه کردم که به نظرم مفید بود .تصمیم گرفتم بزارمش تو این پست تا شما هم بخونین چون کمی طولانی بود در دو پست قرارش میدم متن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله ها | برچسب‌شده , , , , | 21 دیدگاه

یک فنجان سرگرمی در کافه یلدا

به قول مجتبی ی عزیز هللو علیکم چطورین یا بهترین آیا؟ یلدا بانو عضو جدید محله با یک تاپیک نیمه طنزو جدی وکمی تا قسمتی احتمالا سرکاری در خدمته امیدوارم از طعم یک فنجان سرگرمی من خوشتون بیاد امضا-من سرنوشت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در English stuff, طنز | برچسب‌شده , , , | 21 دیدگاه