بایگانی نویسنده: zeynab

درباره zeynab

با نام و یاد ایزد بی همتا, زینب عبدلی, دانشجوی رشته روانشناسی, اهل ملایر از شهرستانهای استان همدان, علاقه مند به پیانو کتابخوانی و آموختن زبانهای مختلف,


مراسم عروسی توی محله ما هیچ وقت پایان نداره, بلکه از زوجی به زوجی دیگه منتقل میشه. بفرمایید عروسی!

سلام بچه ها! اومدم که بگم عروسی داریم عروسیییی! اونم عروسی و به هم رسیدن زوجی که از دیدن خوشبختیشون وجودم سرشار از شادی میشه. هانیه صالحی و مهدی سعادت. تبریییییک ویییییژه عشقتون پایدار, زندگیتون آروم, خوشبختیتون با دوام و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 72 دیدگاه

مادرم!

مادرم، لطفا بیا سرم را بگذار روی پاهایت، برایم کودکانه لالایی بخوان و نام ستاره ها را برایم بگو. کمی نوازشم کن تا فراموشم شود این نامهربانیهای دنیا را، تا یادم برود که دلم گاهی در هسرت کوچکترین و ساده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 6 دیدگاه

دریای زندگی این روزها بد جور طوفانیست

خوش به حال ابر کاش منم ابر بودم تموم خستگیهام, تموم دردام, تموم غصه هام رو می باریدم. ای کاش من یه آدم بودم تو یه جزیره ی دور افتاده یه آدم تنها به دور از تمام نا آرامیها به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 32 دیدگاه