بایگانی دسته: خاطره



محمد حسین قاسمی را از یاد نبریم، ابتدا تسلیت کردستانم

درود به عاشقان و زیبا اندیشان. بیش از یک هفته از حادثه جانکاه و دلخراش سوختن مسافران اتوبوس سنندج تهران می‌گذرد ولی هرگاه یادش می‌افتم و الآن که می‌نویسم، به شدت گریه میکنم. تصور کنید، ۱۱ نفر مرد، زن و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 33 پاسخ

چهار دیواری

کلافه با خانم از املاکی اومدیم بیرون. گرمای هوا, تیزی آفتاب, تشنگی و از همه مهمتر بی پولی حسابی قرمزم کرده بود. می خواستم عصایم را در بیاورم و یک راست مسیری را طی کنم که خانم دستم را گرفت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 24 پاسخ

دعوت یک دوست از خارج اومده برای دور همی دوستان نابینا!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! خب دوستان عزیز حال و احوالتون چه طوره؟ خوبید خوشید سلامتید؟ امیدوارم همیشه خوب و خوش و شاد و خندان باشید و هیچ وقت غم و اندوه به خودتون راه ندهید. من امروز اومدم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 13 پاسخ

پستوی خاطرات (۷): می‌خواستم نویسنده شوم، که هنوز نشدم

بسم الله الرحمن الرحیم و سلام!   متولدین قبل از دهه هفتاد مانند من، دوران کودکی متفاوتی با نابینایان متولد دهه هفتاد به بعد داشتند. شاید بپرسید منظورم تفاوت در چیست؟. هرچند این اختلاف را در بسیاری جهات می‌توان یافت، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 26 پاسخ

آخرین سکه

اون شب خیلی خسته بودم. روز سخت و پر از مشغله ای رو پشت سر گذاشته بودم. تازه داشت چشمام سنگین میشد که صدای زنگ گوشیم من رو از جام پروند. اولش کلی غر زدم و یه کمی بد و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 36 پاسخ

نامه ای به یک غریبه ی آشنا

سلام مجتبی. راستش مدتی بود تصمیم داشتم این مطالب رو بنویسم. فقط نمیدونستم ایمیلش کنم، پست بزنم یا اصلاً بیخیالش بشم. وقتی پست آخرت رو دیدم تصمیم گرفتم توی کامنتها بنویسم.منتها میدونم تو عادت داری بیشتر وقتا اوایل کامنتها رو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 39 پاسخ

یادداشتی تابستونی تخیلی

زنگ زد. یه زنگ کاملا غیر منتظره. یه زنگ به منی که زمستون بعد از هول هولکی تموم کردن کلاس بچه‌اش بهش گفته بودم دیگه با هیشکی کلاس نمی‌گیرم. سلام مجتبیجان. سلام آقای تابنده. خوبی مجتبی؟ مرسی. هنوزم سر حرفت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 25 پاسخ

آه! کاش میدیدم

  هشدار: تمامی اسامی، شخصیت‌ها، و رخدادهایی که در این داستان آورده شده‌اند، ساخته‌ی ذهن نویسنده هستند و واقعیت ندارند. هرگونه تشابه اسامی این داستان با اسامی اشخاص موجود در دنیای واقعی، کاملاً ناخواسته بوده و از کنترل نویسنده خارج … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 50 پاسخ

خانم گزارشگر!

سلام. برای من موضوع از شوخی های زمان مدرسه با دوستانم شروع شد!… شوخی هایی که در پسش تعجب و ندانستن بود. یه سوال و پرسش مبهم که اگر یه مسابقه ورزشی رو یه خانم گزارش کنه چی میشه؟! لا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی, ورزش | برچسب‌شده , | 9 پاسخ

راهیابی تیم دبیرستان نابینایان امید مشهد به مرحله استانی مسابقات هوا فضا

سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام دوستانم در این محله خوشحالم دوباره فرصت بدست آوردم تا یک سری خاطراتم را برای شما بزرگواران به اشتراک بگذارم . با توجه به اینکه خیلی سریع از من خواسته شد مدیریت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره | برچسب‌شده , , , | 37 پاسخ

شبی از دیروز ها.

آدم ها موجودات عجیبی هستن. هر کدومشون۱دنیان. دنیایی بزرگ که در۱وجود تک نفره جا شده. دنیایی متفاوت از دنیاهای دیگه. از آدم های دیگه. با فضا و حال و هوا و خصوصیات خاص خودش. در دنیایی که من باشم، این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 50 پاسخ

یک شب، یک قصه، یک انتها.

توضیح: من نوشتن رو دوست دارم. فقط می نویسم. متن، داستان، شبه شعر، پراکنده، و هر چیزی که با نوشتنش حس کنم چیزی نوشتم که سبکم می کنه. این دفعه هم همین کار رو کردم. این نوشته هم شبیه تمام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 62 پاسخ

دلم تنگه برای هرچی که بود، دلم تنگه برای هرچی که نیست

تغییرات همیشه هم به این راحتیها نیستن. گاهی یه تغییر میتونه سالها خاطرات ما رو تحت تأثیر قرار بده. دیروز برای من یکی از همین روزهای سخت بود. روزی که باید با کلی خاطره خداحافظی میکردم. نه فقط من، بلکه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 28 پاسخ

سفرنامه‌ی یک نابینای تنها به یزد قشم و شیراز در نوروز ۹۷

مقدمه متأسفانه یا شاید هم خوشبختانه، در سفر دلچسبی که عید تجربه کردم، وسیله‌ای برای نوشتن در اختیار نداشتم، یا اگر هم داشتم، برای ثبت خاطراتم از آن استفاده نکردم. این سفرنامه، از چهارده فروردین، یعنی یکی دو روز پس … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 26 پاسخ

در ادامه پست شهروز، اومدم فقط گله کنم !از خیلیها گله مندم! از خیلیها که رفتند و پشت سرشون رو هم نگاه نکردند

اول این آهنگ رو از اینجا دانلود کنید بعد پست رو بخونید دلم گرفته! حالم اصلا خوب نیست! خیلی ناراحتم! شاکیم! با همه دعوا دارم! اصلا یه وضعیه که نگو و نپرس! سه چهار سال پیش یادتون هست؟ چه قدر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 66 پاسخ

به روز شد: هرکی میخواد ببینه چندمین نویسنده ی این محله بوده، حتماً این پست رو بخونه.

نکته: این پست ابتدا در مهرماه نود و چهار منتشر شده و در حال حاضر به روز رسانی شده و تقدیم میگردد. درود بر شما دوستان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه. خب میدونم که همه همینطوری موندید که اصلاً این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 141 پاسخ

تو رفتی

تو رفتی و ما در سوگ تو نشستیم. چه طور نبودنت رو باور کنم؟ آخه مگه میشه نصیحت های پدرانت صدای لطیف سازتو که هر از گاهی تو مقطع راهنمایی می پیچید فراموش کنم؟ زود بود آقای لکا خیلی زود. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 20 پاسخ

دانلود ویژه برنامه های نوروزی ۶ نقطه!

سلام و درود بر تمامی اهالی محترم محله نابینایان. سال نوتون مبارک! امیدوارم عید رو به خوبی و نیکی گذرونده باشید و آماده باشید واسه گذروندن باقی ایام سال همراه با تلاش و انگیزه فراوان و تخته گاز برید به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, تاریخ, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کامپیوتر, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان, گزارش, معرفی ابزار, موسیقی, ورزش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 12 پاسخ

گفتگویی دوستانه یا درددلی مشترک

بسم الله الرحمن الرحیم سلام به همه دوستان بزرگوار. امیدوارم همگی خوب و هدفمند باشید. می خواهم کمی سرتان را با حرفهایم درد بیاورم. مدتهاست پراکنده گویی نکرده ام و حالا شروع می کنیم: اواسط بهمن ماه سال گذشته بود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 40 پاسخ

دیوانه گی

بسم الله الرحمن الرحیم سلام به همه دوستان عزیزم. سال ۱۳۹۷ هجری شمسی را به همه شما بزرگواران تبریک می گویم. امیدوارم در پناه خالق یکتا, سالی پر از امید و موفقیت را پیش رو داشته باشید. خلاصه دلم برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 45 پاسخ