بایگانی دسته: خاطره



یک رویای کاملا غیر واقعی از گردش دیشب

هشدار: این ماجرا کاملا زاییده ی تخیل نویسنده بوده و واقعیت ندارد. شما با ادامه دادن به خواندن این مطلب، تخیلی بودن آن را می پذیرید و نیز اینکه هرگونه تشابه اسامی و رویداد های این ماجرا با اشخاص و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 21 پاسخ

مهرداد بخواب که ما بیداریم

سلام عمو. خوبی؟ خب اینم سؤاله که میپرسم؟ معلومه که خوبی! الآن دیگه نه از بیماری خبری هست و نه از درد. نه از مشکلات زندگی و گرونی و کار سخت خبری هست و نه از بی احترامی و توهین … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 37 پاسخ

!!!استوریو!!!. قسمت اول.

سلام به همه هممحلیهای عزیز! ما اومدیم با یه کار جدید و البته متفاوت! بله استوریو! استوری به معنای داستان و استدیو یعنی همونجا که من الان توش نشستم و دارم براتون حرف میزنم!… استوریو یه پادکست شاد و مفرح … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کتاب, کتاب صوتی, موسیقی | برچسب‌شده , , , , | 27 پاسخ

شما هم در جشن افتتاحیه ی ما شرکت کنید…

حدود ۲ سال پیش, با چندتا از دوستام تو یه کلاس حجم سازی با سفال و طراحی روی سفال شرکت کردیم. به همت و صبوری استاد بزرگوارمون کارای زیبایی شکل گرفت. یکی از روزها, بحث بافتن قالی و تابلو فرش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 40 پاسخ

شما بگید امین نامه یعنی چی؟

درود بر دوستان عزیزم. امیدوارم ملالی نداشته باشید. بازم دلم گرفت بازم گفتم پست بزنم بازم درد دلم را بگم شاید سبک بشم. از اون جایی که اکثر ما بدون وام نمی تونیم صاحب چیزی بشیم بنده هم واسه این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 42 پاسخ

آبله‌مرغان دارو نداره که!

یک آدم احمق و کم تجربه اگه از همون اولش هم احمق و کم تجربه نباشه، یعنی اگه یه طور هایی تجربیات نیاکانش ژنتیکی بهش منتقل شده باشه، نمیتونه با تجربه بودنش رو حفظ کنه وقتی سرش درد می گیره، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 42 پاسخ

تجربه ی زیبا از بیست و چهار ساعت در روستا

مدتی بود زیادی مشغول بودم. درس و کلی چیزایِ دیگه، ولی پنجشنبه ظهر بالاخره تصمیم گرفتم برای مدتی هرچند کوتاه همه مشکلات رو زیرِ لحافی ضخیم بندازم و از خونه بزنم بیرون و کجا بهتر از روستا و منم همین … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 19 پاسخ

دوست دارین چه برنامه هایی دسترس پذیر بشه؟، لطفا همه وارد پست بشین و ایده هاتون رو کامنت کنین.

سلام و عرض ادب. امیدوارم حالتون خوب باشه. همین طور که از عنوان پست مشخصه، قراره شما ایده هاتون رو بدین، و ما بررسی کنیم، و اگر بشه به امید خدا، شروع به اجرا کردنشون بکنیم. بذارید خلاصه و مفید … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 35 پاسخ

کمی حرف خودمونی و یک فراخوان از دوستان گل گلاب

بسم الله الرحمن الرحیم. بعد از سلام و ادب و چطورید و خوبید آیا و من بهترم و اوضاعتون چگونه است و اینا میرم سر اصل مطلب. دیروز یک فیلم کوتاه کمتر از پنج دقیقه ای دیدم و شنیدم. خلاصش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 28 پاسخ

پیشنهادی برای اشتغال

سلام سلام. امیدوارم که حالتون خوبِ خووووب باشه. و اما اصلِ مطلب! خانواده تن به گل و گیاه علاقه ی وافری داریم. هر از گاهی به بازار گل و گیاه شهر سری میزنیم و گل و گیاه تهیه میکنیم. یه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 14 پاسخ

گذر زمان

یادش بخیر اون سال ها. نه خیلی سال قبل تا همین ده سال قبل. سال هایی که آذر که می اومد با خودش کولِ باری از برف هم می آورد و اگه زیادی خساست به خرج می داد تا بیستم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 28 پاسخ

تجربه ی من در استفاده از اسنپ بدون اینترنت:

سلام در تکمیل پست و کامنتهای دوستان، تصمیم گرفتم تجربم رو در استفاده از اسنپ بدون اینترنت بنویسم. دیروز چون اینترنت هم نداشتم، با ۱۹۳ تماس گرفتم، شماره یک رو واسه انتخاب زبان فارسی زدم و به اوپراتور وصل شدم، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, تلفن همراه, خاطره, صحبت های خودمونی, معرفی ابزار | برچسب‌شده , , , | 19 پاسخ

شوخستان:از حواشی سفر غافلگیرانه رعد بارانی به منزل رهگذر

در کتب عهد عتیق و باستان آمده که رعد دانا و حکیم, بسیار دلتنگ سفر گشته و بعد از تفکری بسیار حکیمانه, از بین انبوه دوستانش یکی را برمی گزیند تا به سویش رهسپار گردد. اما مانعی سخت پیش روی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 41 پاسخ

آیا این امر نوعی سوء استفاده از معلولین نیست؟///لطفا تا پایان بخوانید و قضاوت کنید

دوستان گل سلام. صاف به اصل مطلب می روم. همان طور که مطلع هستید امروز روز جهانی معلولان هست! می خواهم راجع به اتفاقاتی که بین من و یه جورهایی بهزیستی استان در این یک هفته افتاده قدری بنویسم. روز … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده | 19 پاسخ

دلم پراکنده گویی خواست

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه و ایام به کام نمیدونم از کجا بگم ! آها بزارید از کتابی که دارم میخونم شروع کنم کتاب غرور و تعصب از خانم جین آستن انگلیسی رو میخونم خیلی وقتا پیش اومده بود که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 14 پاسخ

نگاهی گذرا به ۴ سال پیش تا الان, آشنایی من با فضای مجازی

با سلام خدمت همه ی هم محله ایهای گل و کلا خوانندگان باحال این پست امیدوارم حال همتون خوب باشه همونطور که از عنوان پست دیدید میخوام یه بررسی کوچیک از اوایل آشناییم با فضای مجازی تا الان بکنم الان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , | 16 پاسخ

گیلاسی ترین سیتای دنیا تولدت مباااارک

سلاااام سلااااام سلااااام چطورید آیا ای هم محله ای ها؟ دماغتون چاق هست ای هم محله ای ها؟ ایام به کام هست ای هم محله ای ها؟ چه خبر ها آیا ای هم محله ای ها؟ ما رو کم می … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, مذهبی | برچسب‌شده , , , , | 66 پاسخ

یک ماجرای کوچولو.

تا حالا واست پیش اومده که۱چیزی رو خیلی بخواییش در حالی که می دونی به کارت نمیاد؟ و از بس می خواییش بری بخریش و بذاریش۱گوشه فقط واسه اینکه خاطر جمع بشی که مال خودته؟ شکلک دیوونه. چیکار کنم واسه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 40 پاسخ

بازم سلام

سلام حالتون احوالتون خوبید آیا؟ من عالی هستم البته تقریبا. از دوشنبه اینجا داره بارون میاد هم خوشحالم هم ناراحت. خوشحالم که بویِ باران و وجود باران شدید بهم آرامش میده و باعث یه آرامش نسبی تو من میشه. از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 30 پاسخ

کودکان دیروز و عزیزان امروز بیایین داخل

سلام سلام. حالتون که خوبه پسر های قوی و دختر خانم های مهربان ؟ وای وای باز که دفتر و کتاباتون پهن هستش و هیچ چی هم که از تکالیفتون رو نه نوشتین که ! شما ها ! آره با … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اطلاع رسانی, خاطره, صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 12 پاسخ