بایگانی دسته: خاطره



خواب عجیب من

سلام بر دوستان عزیزم. تعجب نکنید این خودمم. کامبیز همیشه حاضر در صحنه. حالتون کوکه؟ دیشب خوابی گوشیدم عجیب و مرموز که بسیار ذهنم را به خود درگیر کرد. وقتی که خواب رو می‌گوشیدم، خودم هم متوجه بودم که این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 94 پاسخ

قدم اول! فقط خودمون! تا نخواییم نمیشه!

سلام به همگی. چیه چپ نگاه می کنی بابا از سر کار در نرفتم امروز تعطیلم یعنی که چی! ای بابا! بچه ها من۱مرض عجیب غریبی دارم و اون اینه یعنی این اونه ولش کن باز دارم میرم خاکی بیخیال … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 92 پاسخ

زینال بندری در فیلم تاراج

درود بر دوستان گرامی, امیدوارم حالتون خوب باشه. می خوام در این یادداشت شما رو ببرم به اوایل دهه شصت خورشیدی و شما را با یکی از محصولات سینمای ایران آشنا کنم. شاید این مختصر آشنایی ره یافتی باشد برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره | برچسب‌شده , , , , , , | 11 پاسخ

اینم یه خاطره دیگه این بار از پیکنیک

یه سلامی کنم خدمت همه دوستان هم محله ای گوش کنی و البته کسایی که بعدا ممکنه از خارج بیان بخونن این چرت و پرتای منو. آقا خوبین؟ خوشین؟ خوش میگذره؟ اگر از شروعش بنویسم, ۸ بهمن که جمعه بود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 31 پاسخ

چله زمستان و گرمی تابستان

به نام خدایی که همیشه با من است از وقتی که خود و دنیای اطرافم را شناختم و شروع به خودشناسی می کردم , یکی از اهدافم این بود که چه کمکی به هم نوعان خودم می تونم بکنم . … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , | 25 پاسخ

تمومِ آرزوی من

**** به نام خدا **** نام ترانه: تمومِ آرزوی من. ترانه سرا: پوریا علیپور سال سُرایِش: ۱۳۹۲ و تاریخ تصحیح و بازنگری: ۸ الی ۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۵ توضیح: گذاشتن مصوت های کوتاه داخل کلمات، به خاطر سهولت خوانش برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 14 پاسخ

آرمان، کوچولوی مامان و بابا. به این گیتی خوش اومدی

سلااام. و سر انجام، دست تقدیر روزگار، یازدهِ یازدهِ بهمن ۹۵ را سهم تو و ما کرد. باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برایت کنار گذاشته ایم. امشب اما همه جملات فرار کرده اند. همینطور بی وزن و بی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 160 پاسخ

من، پریسا، قناری!

تاریک روشن صبح بود، کنار دریا روی یه تخته سنگ نشسته بودیم و پاهامون توی آب بود. نسیم خنکی صورتمون، و موجهای دریا هم پاهامون رو نوازش میداد و با ماسه های زیر پامون بازی میکرد. یه قناری دستش بود، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 36 پاسخ

ده شایدم یازده بهمن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 50 پاسخ

شهر خبر معلولین. انتشار ۲۸ خبر در شمارگان سی ام

با سلام و احترام به همراهان صمیمی محله ی نابینایان بابت نعمات الهی و نزول بارش باران و برف در بیشتر نقاط میهن عزیزمان خدا را شاکریم و البته امیدوار به تداوم این روز های پر خیر و برکت. در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, کتاب, کتاب صوتی, گزارش, متفرقه, معرفی ابزار, موسیقی, ورزش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 13 پاسخ

جُنگ شادی، قسمت دوم (تقدیم به متولدین بهمن ماه)

**** به نام خدا **** درود دوستان هم محله ای، اوقات همگی تون به شادی و خوشی. قسمت دوم جُنگ شادی که خلاصه ای از اردوی دانشجویی خرداد ماه ۹۴ که از طرف کانون تاک دانشگاه فردوسی مشهد ترتیب داده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , , | پاسخ دهید:

وای چقد خوشگذشت چهارشنبه و اتفاق عجیب و خندهدار و کمی هم خطرناک

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام به شما هم محله ای یا خوب هستید خوش هستید سلامتید ِِِِ چه عجب از این طرفا کم پیدایی هیچی بابا مشغله نمیزاره خخخخخ حالا بریم سراغ اصل مطلب ۱ ۲ ۳ برو که رفتیم  صبح چهارشنبه ما طبق … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده | 26 پاسخ

رهآورد دیگری از سفرم به مشهد، این بار وصل کردن دو خانواده به هم

درودی بیکران بر ناز دخترا  و گلپسرای خودم. جونم براتون بگه که ما یه دوستی داریم که از اون با حالهاست و دوست داره که از نعمات و مواهب طبیعت به نحو احصن استفاده کنه. این رفیق شفیق علاوه بر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, حقوقی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش, متفرقه | برچسب‌شده , , , | 29 پاسخ

چرا انسانیت از بین رفته؟؟؟

سلام خدمت دوستان گل دوستان امروز اومدم خدمتتون همراه با یه پست. که چرا انسانیت از بین رفته؟؟ تا حالا شده فکر کنید چرا انسان نمونده و همه در ظاهر خوب هستن ولی در باطن گرگ هستن چرا هیچ کس … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 26 پاسخ

یه تولد یه صندلی داغ و یه فهیمه خانم تقوی شکلک بزن دست قشنگه رو به افتخااار من خخخخخ

سلاااام و هزاااران سلااام بر تک تک دوستان عزیز هم محله ای خوبید یا چطورید آیا؟ ما رو نمی بینید یعنی همون نمی خونید خوش میگذره آیا؟ و واااای بر “بله” گویااان واااای خخخخخخ بیبینید روان شناسان یه اصلی دارند … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 180 پاسخ

پریسیما و شهروز. از این به بعد پریروز! عروسیتون مبارک

هاااااااااااااااااا بیا وسط. ایتس ایتس ایتس ایتس ای اَنار اَنار یار دون دونی از فردای خود کسی چه میدونی هاااااااااااااا قرش بده اون کمرا ای انار انار بیا به بالینم شبنم گلِ نار بیا به بالینُم ایتس ایتس ایتس ایتس … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, موسیقی | برچسب‌شده , , | 271 پاسخ

روایتی موثق و تلخ از محرومیت از تفریح به خاطر نقص بینایی

*به نام خالق همه چیز، از شادی و تفریح گرفته تا تأسف و تأثر * درود بر خوانندگان ارجمند, وقت همگی به خیر و شادی, با دلی مملو از اندوه, حسرت و درد این چند خط را می نویسم, فقط … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 26 پاسخ

شهر خبر معلولین. انتشار ۲۸ خبر در شمارگان بیست و نهم

درود و عرض ادب به همراهان همیشگی مجموعه شهر خبر معلولین. در آستانه ورود به دومین ماه فصل زمستان، بیست و نهمین شمارگان شهر خبر معلولین را با گردآوری ۲۸ خبر تقدیم شما گرامیان می کنم. باشد که مورد توجه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, کامپیوتر, کتاب, کتاب صوتی, گزارش, موسیقی, ورزش | برچسب‌شده , , , , | 17 پاسخ

بچهها بیایید تو براتون سوغات آوردم.

eدرود  بر شما هم گروهیهای نازنین. من از سفر برگشتم. جاتون خالی بود. ولی قبل از اون که درباره سفرم و سوغاتی که براتون بیشتر توضیح بدم لازم میدونم که از حضور زیبا و مهربانتون در جشن تولد مهندس رضایی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, گزارش, متفرقه | برچسب‌شده | 93 پاسخ

بازم بارون,بازم کاه گلوبازم خاطرات,اینبار زمستون ۱۳۹۵ پرسه زنون نصف شبی زیر بارون در کوچه پس کوچه ها

توجه این پست ۱ روز دیر تر از زمان واقعیش منتشر میشود سلام چطورین خوبین میزونید سر کیفین من خو,عجب امروز یهویی ها ای داشتم نمیدونم چی شد خدا خاست حال احساسی,عشقی چمیدونم قدیم ها به ما بده اینجوری بگم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی, گزارش, متفرقه, موسیقی | برچسب‌شده , , , , | 27 پاسخ