بایگانی دسته: داستان و حکایت



سایه های مرگ، پسران نشاندار: فصل اول، بخش اول

سلام. امیدوارم خوب باشید. امروز بخش اول از رمان زیبای سایه های مرگ، پسران نشاندار رو آوردم. لطفا نظر نشه فراموش. . . . فصل اول منطقه زمانی اوّل: جنگ دیو و پری ـ ایران ـ تهران ـ ساعت به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , | 4 پاسخ

دانلود ۱۸ کتاب صوتی و ۲۱ کتاب متنی

بازم سلام دوستان. با تعطیلات چیکار میکنید؟ مسافرت تشریف دارید؟ خونه اید؟ منزل اقوام هستید؟ پس آآآآآآآخه کجاییییید؟ از پارسال دارم دنبالتون میگردم. آ[ه انسافه با این چشای نابینا این همه دنبالتون تو این اینترنت بی سر و ته بگردم؟ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان, متفرقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 20 پاسخ

یه عیدی ناقابل. دانلود بیست کتاب صوتی و نود کتاب متنی تقدیم به شما جانانم

باز هفت سین سُرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی اید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , | 40 پاسخ

زیباترین بهار زندگی تلاش برای شاد زیستن است

ستاره ها نخوابیده اند, مهتاب هنوز بیدار است, سپیده که از راه می رسد مأموریت آن ها به وقت دیگری موکول می شود. سرخی شفق پشت ابر های تیره پنهان است. در را باز می کنم, بوی باران خبرهای تازه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, شعر | برچسب‌شده , , , , , | 28 پاسخ

عمومی: یک فنجان لبخند: راز جعبه کفش

سلام دوستان. خوبید؟ سال نوتون پیشاپیش مبارک باشه. امروز هم براتون یک داستان آوردم. امیدوارم لذت ببرید. . . . راز جعبه کفش. زن و شوهری بیش از ۶۰سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , | 6 پاسخ

فصلهای ۱۴ تا ۱۶ از جلد چهارم آنه شرلی

سلام دوستان حالتون چطوره، خوبید؟ امیدوارم شاد و خوشبخت باشید. دوستان امروز براتون سه فصل از کتاب آنه شرلی رو آماده کردم. ببخشید که نتونستم بیشتر از این رو ویرایش کنم. راستی این دو هفته ی تعطیلات رو منم مرخصی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 6 پاسخ

نحوه هك شدن سيستمم به صورت طنز، همين الآن اين شعر رو تو چهل دقيقه سرودم!

با سلام و آرزوي سالي خوش و پر موفقيت براي شما. دوستان در تاريخ ۲۵ شهريور، سيستمم هك شد، نام، محتوا و پسوند فايلام رمزگذاري شد و تا حالا نتونستم براشون كاري كنم! من در اينترنت معرفي اسلام ميكنم، مطلبي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, کامپیوتر | 20 پاسخ

دانلود نمایش زندگیِ من

سلام خدمت تموم دوستان عزیزم خوبو خوشین؟ حالتون چطوره؟ چه خبرا خوش میگذره؟ منم خوبم خدا رو شکر آلیم. پیشا پیش عید نوروز رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم توی سال جدید به تموم آرزوهاتون برسین دوستان گلم خب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صوتی | برچسب‌شده , , , , | 9 پاسخ

عمومی: یک فنجان لبخند: غول چراغ جادو و آخرین آرزو

سلام هم محله ایهای گل امروز با یک داستان دیگه در خدمتتون هستم. امیدوارم لذت ببرید. . . . یک روز مسؤول فروش، منشی دفتر و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند. ناگهان چراغ جادویی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , | 9 پاسخ

کتابخانه ای نوستالوژیک

دیروز آخرین قسمت از خانه تکانی را تمام کردم. آخرین قسمت و آخرین شیئ که هر کس سراغ آن می رود. کتاب و کتابخانه. روبروی کتابخانه ام ایستادم. دربهای شیشه ایِ آن را گشودم. دستی به قفسه ها و کتابها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 39 پاسخ

دانلود فایل متنی کتاب شازده کوچولو با سه ترجمه ی، ابوالحسن نجفی، شاملو و محمد قاضی.

سلام دوستان حالتون چطوره، خوبید؟ امیدوارم شاد و سر حال و بهاری باشید. امروز براتون، ….. چیه انتظار داشتید بگم براتون آنه شرلی آوردم؟؟؟؟؟؟ مگه من زاده شدم فقط آنه رو بیارم محله؟؟؟؟؟ امروز یه مهمون عزیز دیگه رو آوردم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 18 پاسخ

یادداشت ۲۱ اسفند ۹۵

هشدار: این نوشته، زاییده ی تخیل نویسنده می باشد و واقعیت ندارد. تشابه احتمالی وقایع یا شخصیت های این نوشته با شخصیت ها و وقایع دنیای واقعی، کاملا ناخواسته، تصادفی و خارج از کنترل نویسنده است: روی نیمکتی برای خودم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 39 پاسخ

فصلهای ۱۲ و ۱۳ از جلد چهارم کتاب آنه شرلی هم رسید

سلام دوستان حالتون چطوره، خوشید؟ امیدوارم مثل هوای اینجا، گرم و آفتابی باشید. امروز براتون دو فصل تازه از آنه رو آماده کردم، فصلهای ۱۲ و ۱۳ از جلد چهارم. سعی می کنم توی جمعه بعدی که آخرین جمعه سال … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 14 پاسخ

بی راهه

داشت کلی با خودش خوشحالی می کرد که زندگی داره روی روال می افته. به خودش می گفت: ایول من اگر همینجوری پیش بره, دو سال دیگه به اون چیزی که می خوام یعنی زندگی خوب و حد اقل های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 9 پاسخ

در انتهای گوشکن! قسمت دوم

اواسط تابستان است، رستوران محله خلوت شده. گهگاه سکوتش را صدای عصای مشتریانی پیر و خسته در هم می شکند. در کافه تعدادی از اعضا نشسته اند، درباره خودکشی یکی از هم بندی ها حرف میزنند. شب گذشته کامبیز تحملش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , | 51 پاسخ

خاطره اولین حضور من در یک جشنواره فیلمنامه نویسی و منحل شدن آن به همراه متن فیلمنامه. مدیر مواظب باش

بسم الله الرحمن الرحیم سالها تلاش می کردم نوشته هایم را بفروشم . تلاشم زبان زد اهالی هنر شده به خصوص افرادی که بعد از یکی دو سال دویدن مأیوس شده و فیلمنامه نویسی را کنار می گذارند . وقتی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, فیلم های توضیح دار, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , | 30 پاسخ

منو بارون من یهویی چرا نشه بیام

سلاااااام بروبچ محلهههههه. خوبید شماهاااا? چه خبراااااا? بچهااا عباس هم بهتره. خبر دارید که دقیقا یکشنبه پیشی مرخص شد به آغوش خانوادش برگشت. خیلیییی خوشحال شدم. خدا خیلی دوستش داشت. همه هم که دعا کردن معجزه شد واقعا. خدا رو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, متفرقه | برچسب‌شده | 27 پاسخ

واقعیت تلخ از درددل یک دوست, قسمت دوم, دوستان بخوانید و راهنمایی کنید

سلام و عرض ادب خدمت همه هم محله ای های عزیز امیدوارم همیشه خوب , شاد , سربلند و پیروز باشید ببخشید قسمت دوم ماجرای دوستم شهاب رو اینقدر دیر گذاشتم. هم خودم درگیر بودم و هم می خواستم از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, حقوقی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, گزارش, متفرقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 60 پاسخ

فصلهای هفتم تا یازدهم از جلد چهارم کتاب آنه شرلی

سلام دوستان حال و احوالتون چطوره؟ امیدوارم خوش باشید. از مسافرت برگشتم. خیلی خیلی عالی بود. واقعا بهم خوش گذشت. امروز براتون فصلهای تازه ای از کتاب آنه شرلی رو آماده کردم. فصلهای هفتم تا یازدهم! چیه خوب! گفتم یه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , | 13 پاسخ

چون من مریضم. مریض…

هشدار: این نوشته، زاییده ی تخیل نویسنده می باشد و واقعیت ندارد. تشابه احتمالی وقایع یا شخصیت های این نوشته با شخصیت ها و وقایع دنیای واقعی، کاملا ناخواسته، تصادفی و خارج از کنترل نویسنده است: و دیگر صحبتی نکرد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 21 پاسخ