بایگانی دسته: داستان و حکایت



دانلود۳فصل آخر از جلد چهارم کتاب آن شرلی

سلام به همگی. برید کنار دستم پره. این آنی رو کجا بذارم از کت و کول سقوط کردم بابا! طولش ندم. هرچند هر دفعه این رو گفتم بیشتر طولش دادم. به جان خودم سعی می کنم طولش ندم. بچه ها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, کتاب | برچسب‌شده , , , , , | 14 پاسخ

دانلود رمان صوتی ” اقیانوس مشرق ” صوتی شده اختصاصی سایت گوش کن

به مناسبت شهادت حضرت رضا علیه السلام, بنا داشتیم کتابی با موضوعیت آن حضرت را صوتی کنیم و در اختیار شما دوستان قرار دهیم. لذا گوینده این اثر خوب خانم رهگذر, با جستجو و دقت نظر, این رمان را برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تاریخ, داستان و حکایت, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 19 پاسخ

شاه و شاهباز

در شبي تاريك و در خوابي گران، در تب و در خويش و در غفلت نهان،   در سكوتِ خيسِ شامی بي سحر، در دلِ بشكسته و مژگانِ تر،   در عذابِ سوزِشِ زخمي كهن، در شكستِ بي صداي بغضِ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, شعر | برچسب‌شده , , , , , , | 26 پاسخ

بیایید!. بیایید!. دانلود هفت کتاب صوتی از هوشنگ مرادی کرمانی الل خصوص قصههای مجید به صورت کامل

با عرض معذرت از همه ی دوستان بابت خرابی لینکها قصور از این جانب بوده و به اشتباه لینکها رو درج کرده بودم. . سلام سلاااام فراوون. چه طورید هم محله ای ها. همسایه ها. خودتون خونوادتون دوستانتون همکاراتون همکلاسیاتون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 23 پاسخ

اولین پست من، نامه ای به مجتبی

سلام مجتبی. خوبی؟ ؟مدتی هست ازت خبر ندارم گفتم نامه ای بنویسم اینجا بذارم شاید بخونی کامنت بدی ازت خبر بگیرم و جویای احوالت بشم! مجتبی روزی که به این سایت اومدم یه مبتدی به تمام معنا بودم. یعنی یه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , | 58 پاسخ

ایستگاه آخرِ عزیز

یک شب تا شب به خانه میرسم و در را باز می کنم: سلام. ولی مثل همیشه صدای آرش را نمی شنوم که می دوید جلویم و با خوشحالی سلام میکرد. صدای نالانی از اتاق خواب به گوش می رسد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 58 پاسخ

دانلود چهل و هشتمین برنامه ۶ نقطه

سلام و درود بر تمامی اهالی محترم کوچه رادیوی محله نابینایان. رسیدیم به چهل و هشتمین برنامه ۶ نقطه. در برنامه چهل و هشتم به مناسبت روز ملی پارالمپیک گفت و گوی امیر با آقای محمود خسروی وفا رئیس فدراسیون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, گزارش, مسابقه, موسیقی, ورزش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 12 پاسخ

دانلود رمان زیبای داستانِ جاوید. حتما بخونش

سلام سلام سلام خوبید. خوشید. امروز براتون یه رمان زیبا اوردم. این کتابی که می خوام برای دوستان بذارم داستان جاوید نام داره که راجب پسری زرتشتی هست که پدر و مادرش تاجر هستند و برای تجارت به تهران میان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, تاریخ, داستان و حکایت, صوتی, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , , | 17 پاسخ

شهر خبر معلولین. انتشار پنجاه خبر در شمارگان پنجاه و دوم

سلاااام به هم محلی های گل و گلاب. سر انجام، پس از سه هفته انتظار، پنجاه و دومین شمارگان شهر خبر معلولین منتشر شد. این بار به خاطر مشغله های بسیار زیاد کاری در هفته های اخیر، کمی دیر اومدم، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, اندروید, تلفن همراه, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کامپیوتر, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان, گزارش, معرفی ابزار, مقاله ها, موسیقی, نرم افزار های کاربردی, ورزش | برچسب‌شده , , , , , | 28 پاسخ

زنگ انشا

موضوع انشا: روزی که رد شد ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 49 پاسخ

سفرنامه کربلا, پیاده روی اربعین حسینی, قسمت دوم

بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب الحسین تاریخ دقیقش یادم نیست, ولی یادم است سه شنبه هفت و نیم صبح, مجهز و آماده, کوله به کولم, بند کفش ها بسته, بیرون خانه منتظر بقیه ایستاده ام. در دلم شوری به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, گزارش, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , | 37 پاسخ

سفرنامه کربلا و پیاده روی اربعین حسینی – قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم. بد جوری درونم به تکاپو افتاده بود. توصیف هایی که سال های قبل از دوستان شنیده بودم و حس غریبی که درونم قل قل می کرد که من هم باید آذر امسال به پیاده روی اربعین … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, گزارش, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , | 33 پاسخ

این موتوریه که دمِ عصای همه میخوابه

سلااااااااام به همه. حالتون چه طوره؟ با هوای پاییزی چی کارا میکنید؟ من که گفتم برم بیرون تو این هوای دو نفره یه قدمی بزنم. البته من فعلاً یه نفرم چون اون یکی نفرم هنوز خونه ی باباشه خخخ. خب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 60 پاسخ

داستان واقعیتی تلخ از درددل یک دوست, بخش سوم: نهال

واقعیت تلخ از درددل یک دوست بسم الله الرحمن الرحیم دخترک لبهایش را با دندانش گاز می گیرد. به قاضی چشم دوخته و دستهایش می لرزند. نیم ساعت قبل. راهروی دادگاه دخترک هفت ساله, کنار مادرش نشسته. زن با چهره … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, اجتماعی, حقوقی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , | 59 پاسخ

یک مشت اراجیف

سلام و صد سلام و هزار و یک صد سلام خلاصه بی نهایت سلام, حالا با کی ام؟! فکر کنم خودم را گفته باشم حححح, شوخی بود, با اونیم که این پست را میخونه: یه داستان آوردم براتون: یه مشت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 19 پاسخ

وقتی بانو جو گیر می شود!

سلاااام بر همه دوستان عزیز گوشکنی هم محله ای خودم خوبید یا چطورید آیا؟ گردش روزگار بر چرخ مرادتون می چرخه آیا؟ و اما اگر از احوالات ما بپرسید که جونم براتون بگه که خدا رو صد ها هزاران مرتبه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, فیلم های توضیح دار | برچسب‌شده , , , , | 67 پاسخ

کفش سیندرلا

کلاس دوم ابتدایی بودم. دوستم سمیرا ی جفت کفش پاشنه بلند داشت که وقتی راه میرفت تق تق صدا میکرد. منم دلم میخواست ی کفش داشته باشم که وقتی راه میرم تق تق صدا کنه. مدتی گذشت. قصه سیندرلا رو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده | 22 پاسخ

فاز رویا، توهم، و تکرار

هشدار: تمامی اسامی، شخصیت ها، و رخداد هایی که در این خاطره آورده شده اند، ساخته ی ذهن نویسنده هستند و واقعیت ندارند. هرگونه تشابه عناصر این خاطره با عناصر موجود در دنیای واقعی، کاملا ناخواسته بوده و از کنترل … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 62 پاسخ

داستان یک روز مدرسه،به صورت کاملا واقعی!

مادرم همیشه عادت داشت گاهی اوقات به همراه تغذیه من، برای همکلاسی های مدرسه مان هم خوراکی بفرستد تا هیچ وقت شرمنده ی آن ها نشود. بارها این کار تکرار شده بود. روز سه شنبه هم مثل همیشه مادرم به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 38 پاسخ

تقلب.

توضیح:این رو چند هفته پیش۱شبی نوشتم و الان چه قدر دلم می خواد۱خورده بیشتر دستکاریش کنم ولی، … *** بچه که بودیم دنیای رنگیمون از جنس بچگی بود. تمام زندگیمون از جنس بچگی بود. شادی ها و غم ها از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 52 پاسخ