بایگانی دسته: داستان و حکایت



تبریکی به بلندای رنگین کمان, تشکری از یک قلب مهربان

تبریکی به بلندای رنگین کمان, تشکری از یک قلب مهربان تا سالها, قبل از اینکه بینایی را از دست دهم نمی دانستم روز جهانی عصای سفید هم داریم. همانطوری که الآن هم خیلی ها نمی دانند چنین روزی وجود دارد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 33 پاسخ

پست به روز شد، بازنویسی دوم بجنگ تا بجنگیم! اولین داستان ارسالی برای طرح گام سوم

بسم الله الرحمن الرحیم در این دو روز با خوندن دو پست سر کیف اومدم و داستان نیمه کاره را بازنویسی کردم. یکی خاطره رهگذر و دیگری خاطره خانم جوادیان. با یکی خندیدم و با یکی دیگر حسهای متفاوت را … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, تاریخ, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 86 پاسخ

رمان همدلم باش-پارت ۲ و ۳

‍هیچ وقت نمی توانست آن روزهای وحشتناک را فراموش کند. روزهایی که نمی دانست درد از دست دادن برادرش را تحمل کند یا برای مادرش سنگ صبور باشد یا برای برادرزاده اش هم پدر هم مادر و هم عمو. یعنی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 56 پاسخ

رمان همدلم باش-پارت اول

سلام بر دوستان گل خودم. خوبین خوشین سلامتین؟ عرضم به حضور مبارکتون من باز شب خوابیدم صبح پا شدم یه ایده جدید رسید به مخ سرشار از فسفرم و خواستم این ایده که اونو به رمان تبدیلش کردم رو باهاتون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 21 پاسخ

جهت کسب اطلاعات نهایی و شرکت در مسابقه کتابخوانی وارد شوید.

ورود به صفحه آزمونهای آنلاین/مسابقه کتابخوانی به مناسبت روز عصای سپید سلام. یک سلام به زیبایی، ناز و تنعم خزان. اطلاعیه: علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی و دوستان فرهیخته محله‌ی نابینایان برای شرکت در یک مسابقه بشتابید و خودتونو آماده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, مسابقه, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 21 پاسخ

گام سوم؛ طرحی برای داستان نویسی به صورت کارگاهی و نقد در قالب مسابقه

سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان و بزرگواران طرح گام سوم به پیشنهاد و پی گیری علاء الدین عزیز منتشر می شود و من فقط منتشر کننده طرح هستم و ان شالله با همکاری و همیاری یکدیگر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, مسابقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 17 پاسخ

با کلی شرمندگی. خاطرات یه مادر, فصل پایانی

دو سالی از ازدواجم گذشته بود و به راستی زندگی روی خوششو بهم نشون داده بود. همه چی عالی بود و فربد براستی همسری مهربان برای من و پدری فداکار برای چینی بود. دیگه کم بودی نداشتم همه چیز داشتم. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , | 40 پاسخ

دستمال کاغذی

عرض کنم خدمتتون طوطیان شیرین سخن و راویان شکر دهن بیان کردند که سال گذشته وقتی به منزل تشریفمان را آوردیم عیال محترمه و مکرمه را در بستر و آماده برای سرما خوردن یافتیم. عطسه های پیاپی و آبریزش های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 36 پاسخ

دوست داشتنت بهانه ای برای لجبازی هایم-پارتهای آخر‍‍‍‍‍‍‍

پارت ششم.   لبخند مرد پررنگتر شد و رو به رامتین گفت:   بفرمایید اونجا پیش جوونا که حوصلتون سر نره.   و به یه گوشه از سالن اشاره کرد که یه گروه پر از دختر و پسر دور هم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 29 پاسخ

سفری آفتابی

امروز که بیدار شدم، حس کردم با روزهای دیگه فرق داره! یه چرخی توی رخت خواب زدم و با خودم گفتم خب چی شده که اینطوری به نظر میاد؟ … دوباره برگشتم به حالت اول و چشمم افتاد به خورشیدی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , , | 10 پاسخ

چهار دیواری

کلافه با خانم از املاکی اومدیم بیرون. گرمای هوا, تیزی آفتاب, تشنگی و از همه مهمتر بی پولی حسابی قرمزم کرده بود. می خواستم عصایم را در بیاورم و یک راست مسیری را طی کنم که خانم دستم را گرفت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 25 پاسخ

آخرین سکه

اون شب خیلی خسته بودم. روز سخت و پر از مشغله ای رو پشت سر گذاشته بودم. تازه داشت چشمام سنگین میشد که صدای زنگ گوشیم من رو از جام پروند. اولش کلی غر زدم و یه کمی بد و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 36 پاسخ

خاطرات یه مادر, فصل یازدهم

تابستون شروع شده و گرما داد همه رو درآورده بود. بر عکس هر سال اون سال هوا بیشتر از اونچه که همیشه بود گرمتر به نظر می رسید. با خاله زیر باد کولر بافت قالی جدیدی رو شروع کردیم. یادمه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 33 پاسخ

یادداشتی تابستونی تخیلی

زنگ زد. یه زنگ کاملا غیر منتظره. یه زنگ به منی که زمستون بعد از هول هولکی تموم کردن کلاس بچه‌اش بهش گفته بودم دیگه با هیشکی کلاس نمی‌گیرم. سلام مجتبیجان. سلام آقای تابنده. خوبی مجتبی؟ مرسی. هنوزم سر حرفت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 25 پاسخ

آه! کاش میدیدم

  هشدار: تمامی اسامی، شخصیت‌ها، و رخدادهایی که در این داستان آورده شده‌اند، ساخته‌ی ذهن نویسنده هستند و واقعیت ندارند. هرگونه تشابه اسامی این داستان با اسامی اشخاص موجود در دنیای واقعی، کاملاً ناخواسته بوده و از کنترل نویسنده خارج … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 50 پاسخ

چرا کتاب بخوانیم؟ و دانلود برنامه ی (رمانهای ترسناک)

با سلام خدمت همه ی گوشکنی های عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه. سایتهای زیادی رمانهایی را ارائه داده اند اما از آنجایی که ما نابینایان به دسترس پذیری نیاز داریم برنامه ای را براتون آوردم که می تونید از آن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اندروید, تلفن همراه, داستان و حکایت, کتاب, مقاله ها, نرم افزار های کاربردی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 18 پاسخ

دانلود رمان متنی ویلای وحشت

  سلام و درود خدمت همه عزیزان هم محله ای امروز اومدم با یه رمان ترسناک نام رمان: ویلای وحشت فرمت: dox ژانر: وهشت نوشته شده به قلم andia77 مقدمه.. 💜 همه چی از همون روزی شروع شد که مارسا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, شعر, کتاب | برچسب‌شده , , , , , | 30 پاسخ

دانلود کتاب صوتی کژال نوشتۀ ماندانا مُعینی

سلااااااااام خدمت هم محله ای های عزیز. امیدوارم حال تون توپ باشه. من اومدم با یککتاب، یک کتاب صوتی و قشنگ. اسمش کژال هست، نویسندش ماندانا مُعینی هست. این کتاب مشتمل بر ۳۲۰ صفحه میباشد. گویا شده در رودکی. شما … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صوتی, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , | 12 پاسخ

دوست داشتنت بهانه ای برای لجبازی هایم-پارت ۵

  دو سه روزی می شد که امتحاناتم تموم شده بود و من هنوزم درگیر درس بودم اونم بخاطر کنکور. یعنی میشه این کنکور لعنتی تموم بشه؟ خسته شده بودم. دیگه کشش نداشتم. از طرفی دوری پدر و مادرم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 28 پاسخ

یک گلایه از بعضی دوستان و یه هدیه برای والدین نابینا

به نام خدا درود بر دوستان عزیزم امیدوارم طاعات و عبادات همه شما مورد قبول خداوند باشه و هیچ مشکلی هم نداشته باشید. قبل از این که برم سراغ مطلب اصلی می خوام یه درد دل را با شما دوستان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده | 31 پاسخ