بایگانی دسته: طنز

موارد طنز در این بخش جمع آوری می شوند.



زنگ انشا: موضوع انشا، درس درس تا پیروزی

بنام خداوندی که درس را آفرید تا جوان‌ها دیرتر بفهمند که بی‌کار هستند و دیرتر اذیت بشوند. چپ و راستش را بخواهید، ما هفته پیش که به قول بعضی از بزرگان، هندل «تینتاک» محله زده شد خیلی ذوق کردیم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 45 پاسخ

این موتوریه که دمِ عصای همه میخوابه

سلااااااااام به همه. حالتون چه طوره؟ با هوای پاییزی چی کارا میکنید؟ من که گفتم برم بیرون تو این هوای دو نفره یه قدمی بزنم. البته من فعلاً یه نفرم چون اون یکی نفرم هنوز خونه ی باباشه خخخ. خب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 60 پاسخ

زنگ انشا: موضوع انشا: چگونه گنده بشویم

دروغش را بخواهید، ما در این یکی دو هفته کلی انشا نوشته بودیم که دلمان می‌خواست آن‌ها را برای شما بخوانیم، اما چون در روزهای دوشنبه نمی‌توانستیم خودمان سر کلاس حاضر بشویم و دلمان هم نمی‌خواست کسی انشایمان را به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 74 پاسخ

خاطراتی از جنس بنجل

راستش اصلا نمی‌دانیم از کجایش شروع کنیم که جاهای دیگرش دلخور نشوند، ولی خب مفید و مختصرش اینکه حوالی ساعت ۱۱ شب بود که عزم کردیم لحظاتی را در تیم تاک محله بلولیم تا اگر جنبنده‌ای آنجا بود تنها نمانَد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , | 30 پاسخ

وقتی بانو جو گیر می شود!

سلاااام بر همه دوستان عزیز گوشکنی هم محله ای خودم خوبید یا چطورید آیا؟ گردش روزگار بر چرخ مرادتون می چرخه آیا؟ و اما اگر از احوالات ما بپرسید که جونم براتون بگه که خدا رو صد ها هزاران مرتبه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, فیلم های توضیح دار | برچسب‌شده , , , , | 67 پاسخ

دقیقه ۹۰ هم ازدواج داریم! پس بازم گوشکن و بازم ازدواج!

سلام سلام سللللللللللللللااااااااااااااااااااااااااام! حالتون چه طوره؟! عالی؟! حال من چه طوره؟! عالی؟! حال عروس داماد جدیدمون چهطوره؟! عاااااااااااااااالللللللللللللللللللللللللللیییییییییییییییییییییییییییییی!!!… . اصلا نمیتونم بفهمم که دقیقا چه اتفاقی افتاده که همینطوری بچه ها تند تند از یکی به دوتا بودن دارن تغییر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 44 پاسخ

توجه! یک نینی، به نام پریسا، متولد شد!

سلااام بچه ها. خوبین؟ این مدت حسابی از فضای لبریز از عروسی محله استفاده کردین؟ خب، پس بیاین همچنان این فضا رو شاااد شاد نگهش داریم! وسط این همه عروسی، یه نینی که اسمشو گذاشتن پریسا، یادش افتاده که همینجور … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 86 پاسخ

داستان یک روز مدرسه،به صورت کاملا واقعی!

مادرم همیشه عادت داشت گاهی اوقات به همراه تغذیه من، برای همکلاسی های مدرسه مان هم خوراکی بفرستد تا هیچ وقت شرمنده ی آن ها نشود. بارها این کار تکرار شده بود. روز سه شنبه هم مثل همیشه مادرم به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 38 پاسخ

دلمان عیدی می خواهد آن هم خییییلی زیاااااد به جاش برای شما هزار تومانی مفتخر به خط بریل اصل ایرانی اوردم باشد که خدا در بیابانمان دهد باز

سلااام بر دوستان گوشکنی و گوش نکنی عزیز هم محله ای خوبید یا چطورید آیا؟ گردش روزگار تون چطوری هاست؟ بر چرخ مراد شما می چرخه آیا؟ عرض کنم خدمتتون که امروز ما آمده ایم دفتر که یک لایحه بنگاریم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی, طنز, مذهبی | برچسب‌شده , , | 53 پاسخ

ستون طنز نابینایان، قسمت ۲

سلام بر یاران همیشه همراه طنز. در شماره دوم ستون، دو طنز از هم محلی های عزیزمان، بانو رضایی و آقای علاء الدین تقدیم حضورتان می‌گردد. ما را از نظرات و پیشنهاداتتان محروم نگردانید. مهمتر این که، منتظر ارسال متون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 46 پاسخ

دوستداران کتاب, طنز, تاریخ و ایران باستان بفرمایید تو. دانلود کتاب ۴ جلدی و بی نظیره آینه ی زمان

سلام سلاااام اهل دلاش بیاین یه کتاب جدید و فوقالعاده. اوه راستی یادم رفت احوال پرسی کنم. خب خوبید آیا؟ خانواده خوبند آیا؟ سیستمتون خوبه آیا؟ آنتی ویروستون سلامته به حمد الله؟ گوشیهاتون بروزه آیا؟ و از همه مهم تر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تاریخ, داستان و حکایت, طنز, کتاب | برچسب‌شده , , , , , , | 43 پاسخ

زنگ انشا: موضوع انشا: چگونه تأهل خود را جار بزنیم؟

به نام خداوندی که برای ما از جنس خودمان و سایر اجناس همسرانی قرار داد تا ما هیچ وقت روی آرامش را نبینیم. راستش ما این هفته به علت ابتلا به یبوست حاد قریحه، هرچه کردیم و نکردیم انشایمان نیامد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 106 پاسخ

نقد و بررسی شعر های مردم «یه توپ دارم قل قلیه»

حتما شما هم شعر معروف «یه توپ دارم قل قلیه» رو بلد هستید. کمتر بچه ایه که این شعر لوس و بی مزه رو تو بچگی، چند بار توی بغل عمه و خاله و دایی و عمو نخونده باشه و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 24 پاسخ

کامبیز شاه برای اولین بار در رستوران لاکچری!

سلام عزیزان و دوستان همیشه همراه همانطور که در عنوان پست مشخص شده است، بنده برای بار اول به رستوران لاکچری تشریف فرما شده ام. از آنجا که توی عمرم پا به همچین جاهایی نذاشته بودم، از خوشحالی می خواستم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 106 پاسخ

زنگ انشا

موضوع انشا: اردوی سوم محله را چطور گذراندید؟ ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 53 پاسخ

سومین اردوی محله نابینایان هم مثل دو اردوی قبلیش خعلی خوش گذشت!

سلام سلام سلاااااام به همه ی هم محلی ها چه اونایی که توی اردو بودید، چه اونایی که نبودید. قبل از هر چیز، جا داره از تمام کسایی که دست به دست هم دادین تا این اردو تشکیل بشه، تشکر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, بازی, خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان, گزارش, مسابقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 77 پاسخ

زنگ انشا

به نام خداوندی که عقل را آفرید تا آدم نتواند عین آدم شاد باشد. ما داشتیم پیش خودمان فکر می‌کردیم که چکار کنیم تا محله نابینایان صفای بیشتری پیدا کند. این «ما» که می گوییم با صدای گاو یکی نیست، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 80 پاسخ

ماجراهای مو از ماست!قسمت اول

به هیچ کس تا حالا نگفتم ولی به شما میگم؛من یکی از هنرام اینه که خیلی خوب بلدم مو رو از ماست بکشم بیرون. من دلم می خواد چندتا کلمه ی جدید تو فرهنگستان پارسی بچپونم که هیشکی تا حالا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در طنز | برچسب‌شده , , , , , | 11 پاسخ

حالا شبِ

بازم شب شده یه شب آروم و ساکت انگار تنها خودم هستم و خودم بازم روستا ولی این با روستای داییم اینا فرق داره اینجا خونه ی عممه این روستا انگار فصلی به اسم تابستون نمی شناسه! وسط تابستون اینجا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | 36 پاسخ

نمونه: از صبح تا شب توی یه روز من نابینا چه اتفاق هایی واسم می افته؟ زندگیم چطوری میگذره؟

سلام خب خیلی وقتی میشه من پست کامپیوتری و اندرویدی و کلا فنآوری کمتر می زنم. یه جورایی نزدیک به اینکه اصلا نمی زنم. آخریش همون مترجمه بود که زدم و میتونستید در لحظه معنی هر کلمه ای رو بدونید. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 45 پاسخ