بایگانی دسته: طنز

موارد طنز در این بخش جمع آوری می شوند.



هدیه ی شیرین ادامه ی فصل اول

سلام بر دوستان عزیز! چیه چرا این طور نگاه میکنی.!!! آها بخاطر اسمم که هی تغییرش میدم!!! باور کنید بی تقسیرم راستش دیشب یکی از بچه ها شمارمو تو اون یکی پست بر داشته بود و زنگ زد گفت این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده | 17 پاسخ

طنز: کامبیز در غرب وحشی

دوئل, کامبیز در غرب وحشی کامبیز تشنه لب, خسته و کوفته, کشان کشان در بیابانی بی آب و علف, پیش می رود. هیچ جنبنده ای دیده نمی شود. نفس هایش به شماره افتاده اند. لبهایش از خشکی ترک خورده و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده | 61 پاسخ

ماجرای اولین تجربه‌ی ساندویچ خوردن دو دوست نابینا

در یک روز آفتابی به همراه دوستم که او هم نابینا بود، از دانشگاه به طرف خانه بر می‌گشتیم. بعد از اینکه از اتوبوس پیاده شدیم، پس از مجادله‌ی فراوان تصمیم گرفتیم برای اولین بار به هر شکل ممکن یک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | 38 پاسخ

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت ششم

به نام خدا با عرض سلام و تبریک پیشاپیش تولد حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان،   از پرسيدنش صرف نظر كن شخصی ظرف سربسته ای نزد ملا آورده امانت گذاشت كه پس از چند روز آمده بگيرد. بعد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , | 3 پاسخ

من، اون، انفجار

به گزارش خبر گذاری مهر‌نا در ساعت شش بعد از ظهر مورخ ۱۰ اردیبهشت سال  ۱۳۹۶ پس از بازی خطرناک دو کودک با بادکنک انفجاری از خنده در یک باب خانه رخ داده است. به گفته منبع ناآگاه: نام کودک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 26 پاسخ

طنز: خانمی که به عدسی اعتماد کرد و شارژ گرفت کی بود؟

سلام دوستان عزیزم. حالتون خوبه؟ من صاحب پست نیستم بلکه نقش اصلی را آقای عدسی عزیز بازی میکنند. هشدار: حاشیه درست نشه! قصد و هدف و منظور خندیدن و خنداندن است, به دوستان خود نیز بگویید. روزی بود روزی نبود, … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 66 پاسخ

از چند دری سخنی، بفرمایید تو

درود بر شما گرامیان. جونم براتون بگه که من دوباره رفتم مشهد. پارسال تو دی رفته بودم و امسالم هفته گذشته. دو دلیل داشت یکی اینکه بلیط رایگان قطارم اگه استفاده نمیکردم میسوخت و یه چیز خور میشد و دوم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در English stuff, اجتماعی, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, کتاب | برچسب‌شده , , , | 46 پاسخ

راز مستقل شدن من. قسمت اول

سلام. مستقیم با کله میریم توی اصل موضوع. اینبار یه درخواست از عزیزان دارم. بعد از خوندن این چرت و پرت، ببخشید بعد از خوندن این مثلا طنز، خیلی دوست دارم نظر بدهید که آیا هدف از این نوشته چی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , | 44 پاسخ

هات گوش کن: پادکست شماره ۷, با حضور مجید خراطها

به نام خدا. دوستان گلم سلام. بعد از حدود یک ماه بالاخره قسمت هفتم هات گوش کن هم آماده شد.   مهمان این قسمت هات گوش کن خواننده خوش صدا و محبوب کشورمون آقای مجید خراطها هستند که من هم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, صوتی, طنز, گاهنامه ی صوتی هات گوش کن, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 85 پاسخ

دانلود فایل های صوتی ذهن آگاهی و دعوت از مجتبی به حضور مجدد در محله

از قدیم رسم بوده که وقتی کسی باباش میمرد، بزرگترا بعد از چند روز دست پسرشو میگرفتن و اون رو به حضور در محل کار یا جاهای مشابه دعوت میکردند تا حضور عادی خود را از سر گیرد. مجتبی جان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز | برچسب‌شده , , | 98 پاسخ

حرف های خودمونی و خاطره و بفرمایید قدم رو چشم ما بذارید در خدمتتون باشیم

سلام خدمت همه دوستان عزیز و گرامی هم محله ای چند وقتی که نه خیییلی وقتی هست این ویندوز لپتاپ من مشکل داره و نمی دونم چرا انگیزه و فرصت مناسبی تا حالا پیش نیومده که ببرمش جهت ترمیم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 61 پاسخ

صدای زندگی

سلام دوستان, خوبید؟, سلامتید؟ کیفتون کوکه؟, خُُُُُُُُب به سلامتی, حال منم عالیه, از این بهتر نمیشه. این یادداشتم مربوط به سال ۹۳ است, یعنی اوج دلتنگی و کمی هم شاید هم خیلی زیاد احساس گرفتاری, اصلا دوست ندارم روحیه کسی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 32 پاسخ

باید بخونید تا بدونید

سلام خدمت آسمانیترین انسانهای زمینی. چی؟ هیچی! اومدم خبر از انتشار فایلهایی بدهم که بسیار خوب هستند. من شنیدم اما از امروز قصد امتحان کردنشان را دارم. پس باید شما هم تجربه کنید تا ببینید چی هستند. فایل هایی بسیار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 75 پاسخ

آرزوی عجیب زن!

آرزوی عجیب زن! ضمن درود فراوان و عرض ادب! من مشغول بررسی ایمیل هایم بودم که به این متن رسیدم که سال ها پیش در گروهی ارسال کرده بودم… البته از یه گروه کپی کرده بودم و شاید برای بعضی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 24 پاسخ

در انتهای گوشکن! قسمت سوم

هوای محله سنگین شده، نفس کشیدن کاریست بس دشوار. همه دچار سرگیجه و تهوع شدند. از چشمها خون می‌ بارد. دنبال راهی برای فرار از هر آنچه که اسمش زندگی است می‌ گردند. یکی داد می‌ زند ” عصای لعنتی، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , | 93 پاسخ

یادداشت امروز

اوایل عید چند روزی بود بیخودی یه چی سر معده ام گیر می کرد. درد زیادی نداشت ولی اذیت می کرد. دقیقا بخش دیافراگ. هرچی حتی آب یا چایی یا هوا هم که فورو می دادم پایین، یه لحظه گیر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | 69 پاسخ

یک احوال پرسی کامل از زندگی

زندگی سلام، حالت خوبه؟ خوشی؟ سلامتی؟ با احوال پرسیای ما چیکار میکنی؟ کیفت فوله؟ دماغت چاقه؟ دیگه چه جوری حالتو بپرسم؟ با کی میری؟ با کی میای؟ باد شانست کجا می وزه؟ حرف دلت را به کی میزنی؟ از کی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 23 پاسخ

گروه تبدیل به کانال شد’ آیا مدیر اجازه می دهد؟

سلام . این بار خدمت رسیدم که بگم من قبلا یه گروهی داشتم خیلی دوسش می داشتم نه اصلا هم دوستش نداشتم چون: ۱- هیچ عضو خوبی نداشت ۲- مطالبش جالب نبود. ولی این بار دیگه می خوام سفت و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اندروید, تلفن همراه, صحبت های خودمونی, طنز, نرم افزار های کاربردی | برچسب‌شده , , , , | 11 پاسخ

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین قسمت ۲

    چند داستان از ملا نصرالدین قسمت ۲   به نام خدا از داخل و خارج   روزی ملا خرش را برای فروش به بازار برده به دلال داد كه بفروشد. خودش هم كناری ايستاده تماشا مينمود. دلال شروع … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 3 پاسخ

دو تا کتاب فقط برای شیطونهای محله با فرمت apk و txt

خب سلام دوستان عزیز حالُ احوالتون خوبه؟ امیدوارم امروز بهتر از دیروزتون باشید. خب من با دو تا رمان خیلی باحال فقط برا شیطونهای محله اومدم. یکی اشرافیهای شیطون بلا و دیگری, دختر باید شیطون باشه. هنوز وقت نکردم بخونمشون. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کتاب | برچسب‌شده , , , , , , , | 45 پاسخ