بایگانی دسته: طنز

موارد طنز در این بخش جمع آوری می شوند.



هدیه ی شیرین فصل چهاردهم

سلاااااام خوبید خوشید! خوب خدا رو شکر که خوبید پس بریم سراغ داستان خودمون! ******************** بهروز احمق یه کم به خودت بیا این چه تصمیمیِ که تو گرفتی این یارو اگه تورو میخواست که اون موقع ولت نمی کرد! دیاکو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , , | 22 پاسخ

نامه ای به نرگس کلباسی و دانلود برنامه ماه عسل با حضور این نیکوکارِ بزرگوار

سلام نرگس، چطوری؟ شنیدم برگشتی و توی اصفهان، نصف جهان حالشو میبری. قلمم طنز است و میخوام با همین نوشته، به حساب تو هم برسم. آخه میدونی، هر کسی که مشهور میشه، با کامبیز شاه طرفِ. یک سال از من … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 40 پاسخ

هدیه ی شیرین فصل سیزدهم

سلام بر امتحان دارا و بی امتحانا حال و احوالتون چطوره! خوبید آیا! من که نیستم آآآآآخ دلم خوب دیشب یه عالمه توت خوردم! خوب خنده داشت! نداشت! نه خوب نداشت! با مَش رمضان چکار میکنید! هوا چطوره! اینجا چی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 47 پاسخ

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت دوازدهم

سرآغاز گفتار نام خداست,  که رحمت گر و مهربان، خلق راست سلام دوستان عزیز ,آورده اند که:   عيب به مال مسلمان ملا، رويه ی لحاف كهنه ای را به بازار برد بفروشد. شخصی آن را ديد گفت اين كه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , | 6 پاسخ

بررسی تیتر های تخصصی روزنامه ی ایران سپید از ده تا سیزده خردادماه ۹۶

روزنامه چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ احتمالا توی این شماره، بچه های تحریریه کلی اعتراض کردند که چرا دکمه ی ص صفحه کلیدشون که خراب شده رو کسی تعمیر نکرده ولی کسی تا روز بعد، اقدامی صورت نداده. آخه حرف صاد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 83 پاسخ

سخنی با شما.

نمیدانم که آیا میدانید یا نمیدانید، گاهی اوقات افراد حس مشترکی را تجربه میکنند، بدون این که خودشان بدانند اوضاع از چه قرار است. مثل دیوانگی دست جمعی یا افسردگی. براستی عامل ایجاد چنین حس هایی چیست؟ مثل سرماخوردگی مسریست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 49 پاسخ

هدیه ی شیرین فصل دوازدهم

سلام و صد سلام امیدوارم خوب باشید ******* کم کم داریم به سمت پاییز میریم امروز انتخاب واحد داشتیم و دیاکو بخاطر اینکه چند واحدمون با استاد کریمیه کلی سر مای بدبخت رو خورد انگار که ما مقصریم چون امشب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 18 پاسخ

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین , قسمت یازدهم

ای نام تو بهترین سرآغاز,  بی نام تو نامه کی کنم باز سلام  دوستان عزیزم. حکایت کرده اند که:… عينك ملا شبی ملا زنش را از خواب بيدار نموده گفت عينك مرا فوراً بياور. زن عينك را آورده پرسيد اين … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , | 9 پاسخ

دانلود مستند صوتی نحوه رفت و آمد در ایستگاه های BRT

سلام بر آنانی که لایق سلامند یک رنگ و یک دل و با مرامند زیبا و بی ریا و …… خلاصه دوست داشتنی و مهربونند…. در کل شکلک همون سلاااام خودمون خوبید یا چطورید آیا؟ طاعات و عباداتتون مقبول درگاه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , | 49 پاسخ

هدیه ی شیرین فصل یازدهم

سلااااام خوبید آیا! شما خوبید؟ من خوب نیستم! خوب نیستم دیگه کلی خوابم میاد! سریع بگم و برم! دیاکو با داد میاد تو مغازه دیاکو وای بچه ها! بهروز بنال باز چی شده! بهروز بیفرهنگ نالیدن چیه بگو بفرما! من … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 20 پاسخ

مذهبی: دانلود مجموعه مجلسی های کمیاب با قرائت عبدالباسط

سلام دوستان مذهبی و غیر مذهبی عزیز. خودم به فکر معنویات شما میباشم. یک دانه هدیه خشقل براتون آوردم. برادر حسنپور زحمت کشیدند و ترتیل قرآن عبدالباسط را برایتان آپ لودیدند. ما نیز مجلسی های این استاد کردتبار را می … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, مذهبی | برچسب‌شده , , | 34 پاسخ

یکم حرف. به همراهه دو تا کتاب

درود بر همتون. امیدوارم خوبه خوب باشید. اینجا فقط خبر امتحان هست و امتحان. تازه قراره از فردا روزه هم بهش اضافه بشه. چه شود! خیلی دلم برای ماهه رمضان تنگ شده بود. برای سحری خوردناش که البته من به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 20 پاسخ

خاطرات دوچرخه سواری و رفتن به استخر و موج های آبی!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! خب من دوباره آمدم با تعریف خاطراتی از جنس خوش گذرانی هایم از بیش از یک ماه پیش تا دیروزم! حدود هفت هشت ماه پیش بود که وقتی با همکارم وارد اداره شدیم یه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, بازی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, ورزش | برچسب‌شده , , , , , , , , | 20 پاسخ

هدیه ی شیرین فصل دهم

سلامی به خنکای کوهستانهای کُردستان! از بَردَ زرد و نالَشکِنَ و سلامی به روانی آب زریبار تقدیم شما دوستای عزیزم. امیدوارم که خوب و سلامت بوده و زندگی بر وفق مراد بگردد! *** زندگی روی خوششو به ما نشون داده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , | 12 پاسخ

قرص بخوریم یا نه؟ اشکال اینجاست

سلام بر قرصی و نان قرصی های محله. چه خبرا؟ خوش هستید یا نه؟ یه روز میگم هستم، روز بعد میگم رفتم! خداییش کدومشو قبول میکنید؟ باور میکنید نمیدونم تکلیفم با خودم چیه؟ حالا این یک امر شخصیست و نمیخوام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 45 پاسخ

عمومی: چند داستان از ملا نصرالدین, قسمت دهم

به نام خداوند جان و خرد , کزین برتر اندیشه بر نگذرد سلام دوستان عزیز   مناره ملا با يكی از دوستانش وارد شهری شد. از دور مناره های بلند ديده رفيقش پرسيد اين ها را چگونه ساخته اند؟ ملا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , , | 6 پاسخ

یه کم حرف های خودمونی از مستند پله برقی و brt و گروه آشپزی و غیره …..

عرض سلام دارم خدمت همه هم محلی ها و دوستان عزیز و گرامی خوبید یا چطورید آیا؟ خب غرض از مزاحمت که نه! غرض از مراحمت چراکه من مراحم محضم خخخ یه خورده حرف های خودمونی هست که به ترتیب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, رستوران محله نابینایان, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 39 پاسخ

هدیه ی شیرین فصل نهم

سلام به تمامی دوستان دنبال کننده ی هدیه ی شیرین! امیدوارم که دلتون سرشار از شادی و دور از گرد و خاک ناراحتی باشه! باز من اومدم با یه فصل جدید! چند روزی تهران میمونیم و بعد برمیگردیم! الآن سه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , , | 11 پاسخ

یه گونی مرغ و خروس!

تا چند سال پیش تو حیاط خونمون ی باغچه بزرگ داشتیم, نمی دونم رو چ حسابی بابام زدو خرابش کرد,  از بس که ما غر زدیم ب جونش, ۲ سال پیش تصمیم گرفت یه باغچه کوچولو درست کنه, یه گوشه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 49 پاسخ

صدای زندگی: اولین انشا

سلام و صد سلام به همه ی هم محله ای های با مرام. از یه بچه یه سه ساله پرسیدم در چه وضعی؟, جواب داد: در وزن بزرگ. خلاصه ی متن این که نام مادرش گوشت و برنج بود و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 14 پاسخ