بایگانی دسته: صحبت های خودمونی



قصه شب.

روی خط لحظه های نیمه شب قدم می زنم. شب رو دوست دارم. خیلی با معرفته. راز نگه دار. پناه دهنده. آرام. خستگی از درس هام و از فشار و استرس ترم فشرده ای که به جای3ماه و نیم باید … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 22 دیدگاه

سوییساید

هشدار: این مطلب برای افرادِ زیرِ هجده سال، و افرادی که از مشکلات یا بیماری‌های روحی رنج می‌برند، از جمله افراد افسرده، مناسب نیست. ادامه دادن به مطالعۀ این مطلب، به این معنیست که شما به درستی اعلام می‌کنید بالای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 121 دیدگاه

حتما کامنت بده: مهم نیست نابینا هستی یا نه، مهم نیست معلم هستی یا نه

یه مطلبی توی بایگانی‌های کامپیوترم پیدا کردم که نصفه ترجمهش کرده بودم لذا نتونستم اینجا منتشرش کنم پس رهاش کردم. فعلا کاری به اون مطلب نداریم، ولی موضوع و تیترش برای ما مهمه. ترجمه اون مطلب رو بعدا هم میتونم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اجتماعی, صحبت های خودمونی, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 26 دیدگاه

سخنی در مسیر استقلال به همراه فایل قسمت دوم آشپزباشی

یکی از چیزایی که همیشه بعد نابینایی توی ذهنم مرورش میکردم آشپزی بود.   مگه شدنیه خدای من. همیشه توی این بده بِستون هایی که در ذهنم با خودم داشتم، میگفتم من نمیتونم. تازه نابینا شدم و برام قطعا سخته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 32 دیدگاه

یک حادثه واقعی که داشت منجر به مرگم می‌شد

خیلی اتفاق افتاده بود که پیشِ اعضای خانواده، فامیل، مهمون‌ها، همسایه‌ها، رفقا، دراز بکشم؛ ولی هرگز پیش نیومده بود در حضور هیچ کودوم از شاگرد‌هام یا والدینشون دراز بکشم. دیشب اما این اتفاق افتاد. علیِ ده‌ساله، به همراهِ پدرش، و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , | 53 دیدگاه

باران، کوچولوی مامان و بابا. به این گیتی خوش اومدی

صدایمان می کنند، همراه چلوی بیایید بالا. با مادرم وسایل را بر میداریم و راهی طبقه اول بیمارستان می شویم. در پله ها هستیم که دکتر دوان دوان سمت ما می آید و می پرسد؟ این نوزادی که تازه به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 79 دیدگاه

هومن لطفعلی، خوب ترکوندی!

سلام بر ساکنین و متحرکین محله. فدای تکتک اونایی که در سطوحه پیچیده جهان، داش مُجی ما را درک کرده، سپس من را در همان تراز یا شایدم بالاتر می‌درکند. دم‌گرمی دارید به جان خودمون. اگر بعضی اوقات مثل یک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 33 دیدگاه

دوستان ۷ تا ۱۶ سال ممنون میشیم این پرسش نامه رو تکمیل کنید خیلی مرسی

سلام سلام هزارتا حال شما چطوره؟ احوالتون چطوره؟ خوبید آیا؟ دماغتون چاق می باشد آیا؟ نوجوون های محله دستا بالا, بی حرکت … چیزه نه حرکت هم داریم خخخخ ورزش نرمش, به چپ به راست, دراز نشست, کلاغ پر, گنجشک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نامه‌ای سرگشاده به روزنامه نابینایی ایران‌سپید در خصوص اغلاط املایی نگارشی و ضعف محتوا

درود روزنامه جونم. امیدوارم حالتون خوب باشه. عمه‌ها و عمو‌ها و دایی‌ها و خاله‌ها سلام می‌رسونن و جویای احوالتون هستن. و اما بعد: غلط‌های تایپی بسیار فراوونتون من رو وادار کرده هر شب خدا خدا کنم با این وضعیت غلط‌هایی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 65 دیدگاه

از کوچه باغ خاطراتم تا آشنایی با محله نابینایان

بنام آفرینش.     خانواده ی من هم مثل بسیاری از خانواده های آن دوره به درس خواندن اهمیت ویژه ای می دادند و از هر راه و روشی برای اول شدن در دروس مدرسه استفاده می کردند. البته با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 6 دیدگاه

برسد به دست جواد. جواد ایزدی.

سلام جواد. حالت چطور است؟ امیدوارم هر جا که هستی شاد باشی و در آرامش. چه خبرها؟ آنجا که هستی روزهایت را چگونه میگذرانی؟ من فکر میکنم غروبها که میشود، همان موقعی که صدای باد لا به لای شاخه های … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 22 دیدگاه

دانلود سوالات و پاسخنامه آزمون وکالت 95

سلاااام و صد هزاااران سلام خدمت همه و تک تک هم محلی های عزیز و بسی بسیاااار گرامی حال و احوالاتتون چطوره؟ خوبید آیا؟؟؟ حقوقی های این محل و اون محل تشریف بیارید که عیدی اوردم براتون… همون طور که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حقوقی, صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , , , , | ۱ دیدگاه

سخنی از جنس دغدغه

سلام بر خوانندگان دغدغه مند! چندیست که ویروس کُرونا تمام ساحات زندگی را درگیر کرده است. کمتر کسی است که تأثیر این بیماری را در زندگی خود حس نکرده باشد. می‌توان گفت، تأثیر حضور این ویروس بر مسائل مختلف آموزشی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 10 دیدگاه

25 فروردین و کمی متفاوت تر از همیشه! یه گپ کاملا خودمونی در یک پادکست صوتی

http://gooshkon.ir/dl/Mohsen%20Salehi%20-%2025%20Farvardin(Www.Gooshkon.IR).mp3 Download Podcast 25 Farvardin (بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی, صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 34 دیدگاه

تجارب ما در استفاده از Be My Eyes

سلام به همه دوستان گرامی. وقت بخیر.   همون طور که یحتمل مطلع شُدید، گوش شیطان کر، اپلیکیشن Be My Eyes یا چشمان من باش در ایران در دسترس قرار گرفت و دیگه از این به بعد ایشالا میتونیم بدون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 41 دیدگاه

دانلود 73 رمان متنی پلیسی

بازم سامان با کتاب اومد ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کتاب | برچسب‌شده , , , | 18 دیدگاه

چه غَریبانه رفتی رفیق

من دردِ تو را ز دست، آسان ندهم دل بر نَکَنَم ز دوست، تا جان ندهم از دوست به یادگار، دردی دارم این درد، به صد هزار درمان ندهم سلام زهرا میخواستم توی اینترنت بگردم تا مطلبی درباره رفیق پیدا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 40 دیدگاه

خوااااااااااهش میکنم موقع رانندگی خوابتون نره! وگرنه مثل من ممکنه بقیه نابینایان و نیمه بینایانمون رو هم به کشتن بدید…خخخخخخخخخخخ

خب به نظرم اگه اشتباه نکنم طبق معلول، نه ببخشید طبق مسئول نه طبق مجهول نه مسعود، محمود، مهدی! ای بابا گیر دادین ها. منظورم طبق رواله دیگه حالا شما اسمشو هرچی میذارید دیگه من بیخبرم ازش!!خخخخ آره داشتم عرض … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 7 دیدگاه

دلم گرفته!!! کاش بودید پیشم، دلم تنگتونه بدجور…

دوستان عزیز و نازنینم سلاااااام!!!! یه سلام از جنس بهشت و عطر یاس و طعم عسل به تک تک دوستای گلم که میدونم همه اینایی که گفتم دارید… یعنی همون جنس بهشت و عطر یاس و طعم عسل… شاید باورتون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 15 دیدگاه

هوای امشب

درود. امیدوارم دل دوستان شاد باشد. راستیاتش مدتی است رو سر این محله خراب شده ایم و این ناچیز هم اگه جایی افتاد، نمیتونه سکوت پیشه کنه. اومدم تا باز هم فضای محله را آلوده کنم. دوستانی که تحمل آلودگی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 4 دیدگاه