بایگانی دسته: صحبت های خودمونی



اولین پست من، نامه ای به مجتبی

سلام مجتبی. خوبی؟ ؟مدتی هست ازت خبر ندارم گفتم نامه ای بنویسم اینجا بذارم شاید بخونی کامنت بدی ازت خبر بگیرم و جویای احوالت بشم! مجتبی روزی که به این سایت اومدم یه مبتدی به تمام معنا بودم. یعنی یه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , | 58 پاسخ

عه! پس خونه ی ما کوووو؟؟

۵شنبه است, ساعت نزدیک ۱۱, سر کارم, می خوام آژانس بگیرم برم خونه, می خوایم بریم مشهد. دیروز وسایلمو جمع کردم یه ذره خورده کاری مونده زودتر برم بهتره. شماره ۲تا آژانسو می گیرم, ماشین ندارن. از همکارم می پرسم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 42 پاسخ

درباره مظاهری ، زاد روزتان فرخنده و مبارک

ضمن عرض درودهای بسیار صمیمی و گرم مبتنی بر شادی و شادکامی که حاکی از بروز اتفاق عجیب در سالیان پیشین بوده، و بنا بر رسم ادب و احترام که سرمنشأ آن وجود پربرکت و صمیمی شخص مورد نظر بوده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 91 پاسخ

لطیفترین حس دنیا، عجیب منتظرتم!

زیاد از پاییز گفتم و زیاد خوندین ازم، اما هرقدر هم میگم سیر نمیشم! هر سالی که به عمرم اضافه میشه، پاییز و مخصوصا آبانش رو بیشتر از سال قبل دوست دارم. گرم و سرد شدنش رو، بارونی شدنش رو، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 18 پاسخ

تا انتها، امید

حال این روز های من همچو تشنه ای است که در لحظه ی افطار با جرعه آبی غریبه نیست اما در روزگار عاشقی جز گرمی مهر تو آب این زندگی طعمی ندارد و در نوبت شباهنگام قلم و دفتر من … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 22 پاسخ

فرصتی برای یک نَفَس

سلام به همه ی هم محلی های خوبم. امیدوارم هر جا که هستین. دلتون شاد و لباتون خندون باشه. با پاییز فصل خش خش برگا و نم نم بارون چه می کنین؟ بهتون خوش که می گذره؟ راستشو بخواین خیلی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 20 پاسخ

یادشون به خیر اون۲تا مهمون اتفاقیم!

سلام به همگی. کاش وسط پاییز بهاری باشید. تمام دیروز اون بیرون داشت بارون می اومد. از صبح شروع کرده بود و همین طور داشت می بارید. دیشب هم بارید ولی امروز صبح که بلند شدم دیدم تموم شده. هواشناسی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 56 پاسخ

از یه نابینا چی می سازن؟ عجیبه، نیست؟

سلام بر دوستان گوش کنی. امیدوارم خوب باشید. دیدم خیلی وقته پست نزدم، گفتم یه پستم بزنم یه خورده از این ور و اون ور بگم که دقیقا به عنوان پست هم مربوطه. یه ماه و خورده ای پیش دانشگاه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 16 پاسخ

حالا میگن همه راس میگن همه… دربدرم کردی تو کردی…

سامُ علیکوم. بنده سرما خوردم زندگیم تعطیل رفته. نه میتونم بخونم. نه میتونم بیشینم نه راه برم، نه میتونم نقاشی کنم. افقی چَپه شدم گفتم بذ یه پست بزنیم اقلکم مشغول شم. جونم براد بگه ننه که چن وق پیش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 90 پاسخ

گل همیشه نازم

سلام به تو گل ناز زندگیم. سلام به نرمی دستات وقتی به آرومی در آغوشم می گیری. سلام به گرمی لب هات وقتی با بوسه گرمی بدرقه ام می کنی. سلام به طنین صدات وقتی صدام می کنی. سلام به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 24 پاسخ

فکر کردید فقط شما تولد دارید. اشتباه کردید خوب ما هم تولد داریم. محسن صالحی مهربون تولدت مبارک

سلام سلام حال و احوالتون چطوره خوب بعدِ مدت ها اومدم دیدم سارای خانم جشن به پا کرده همین جا تولد آبجی فرزانه رو بهش تبریک میگیم و حالا بپردازیم به تولد خودمون امروز بجز آبجی فرزانه تولد یکی دیگه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 68 پاسخ

حوالی نیمه آبان و یک روز پاییزی با فرزانه/فرزانه جان تولدت مبارک!

حوالی نیمه آبان هست و یک روز پاییزی دلچسب.سر کارم هستم و با همکارم ناهار میخوریم. میخوام تا یه ساعت دیگه راه بیفتم برم طرف انجمن نابینایان. با یکی از راننده‌های کارخونه تا سر خیابونی که انجمن هست میرم. یکبار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 56 پاسخ

ایستگاه آخرِ عزیز

یک شب تا شب به خانه میرسم و در را باز می کنم: سلام. ولی مثل همیشه صدای آرش را نمی شنوم که می دوید جلویم و با خوشحالی سلام میکرد. صدای نالانی از اتاق خواب به گوش می رسد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 58 پاسخ

یادداشت هشت آبان

سلام دوباره اومدم با یکی از در هم نوشت های بی سر و تهم. دلم میخواد توی این نوشته همون طوری باشم که دوست دارم توی دنیای واقعی هم می شد بود. یعنی هیچ قاعده ای رو دنبال نکنم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 48 پاسخ

سوالات متداول در خصوص وراجخانه

امروزه با پیشرفت فن‌آوری اتفاقات زیادی افتاده که ما زیاد با آن‌ها کاری نداریم. یکی از این اتفاقات که ما با آن خیلی کار نداریم، همین وراجخانه‌ای است که رییس تیار کرده و ما هر روز در آن حضور به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 43 پاسخ

بچه ها وارد بشین که تولد داریم. مهدیِ احمدی, تولدت مبارک

سلااااام خدمته همه ی هم محله ای های عزیییییز. خوبید آیا؟ سلامتید آیا؟ خوش می گذره بهتون تو این فصله قشنگ؟ خب دیگه چه خبرا دوستان؟ بچه ها, اگه گفتید امروز چه روزیه؟ حالا همه با هم بگید چه روزیه. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 15 پاسخ

دانلود چهل و هشتمین برنامه ۶ نقطه

سلام و درود بر تمامی اهالی محترم کوچه رادیوی محله نابینایان. رسیدیم به چهل و هشتمین برنامه ۶ نقطه. در برنامه چهل و هشتم به مناسبت روز ملی پارالمپیک گفت و گوی امیر با آقای محمود خسروی وفا رئیس فدراسیون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, گزارش, مسابقه, موسیقی, ورزش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 12 پاسخ

تنها حامی من، زمینی شدنت مبارک

سلام سلام امیدوارم حال و احوالتون عالیه عالی باشه آرزو میکنم حال دلتون مثل حال و هوای این فصل فوق العاده باشه بچه ها؟ امروز تولد داریم. تولد یه مرد بزرگ و مهربون. یه پشتیبان. یه حامی همیشگی. کسی که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , , , | 56 پاسخ

پستوی خاطرات (۴): قسمت آخر از به یاد آن روزها

بسم الله الرحمن الرحیم و سلام!   چند هفته پیش شنیدن صدای هیاهوی دانش‌آموزا حسابی دلمو هوایی کرد. یه مدرسه نزدیک خونه ماست که اگه پنجره یا در بالکن باز باشه، صدای دانش‌آموزا به‌ویژه موقع اجرای مراسم صف صبحگاهی به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 20 پاسخ

اندر احوالات من و مردم، ۴ آبان!

سلام سلام. مثل همیشه امیدوارم حالتون خوب باشه. امروز یه اتفاق با مزه واسم پیش اومد که گفتم به اشتراکش بذارم. خدایی ما هم فیلمی داریم تو این رفت و آمدها و ارتباطاتمون با مردم! امروز سوار بی‌آرتی شدم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 64 پاسخ