بایگانی برچسب: s



بالاخره بر دستان ما نیز دستبند زدند!!!

سلااام سلااام سلااام به گمانم دیر زمانیست برایتان ننوشته ام و خب الآن هم نمی دونم چطوری باید از اولش براتون تعریف کنم که زیاد آسمون ریسمون نبافم و اوقات شریف رو هم مصدع نشم…. البته بگمااااا من از بدو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 22 دیدگاه

درخواست نوار سرود‌هایی که مجتبی خادمی توش دکلمه کرده از هم‌محلی‌ها و رهگذران

خب راستیاتش چون سوال نبود و در واقع یه درخواست بود، ترجیح دادم بجای نوشتن توی بخش پرسش ها و پاسخ های محله، اینجا مطرحش کنم. سلام بچه ها. خوبین؟ آقا من یه زمانی که کوچکولو بودم، توی ابابصیر زندگی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 22 دیدگاه

سردمداران کنونی سازمان به اصطلاح آموزشی ابابصیر بخش نابینایان از نظر من یک مشت دروغگو بیش نیستند

این نوشته زاییده تخیل نویسنده میباشد و شباهت رخدادها, اسامی و شخصیتهای نوشته با موارد موجود در واقعیت کاملا تصادفیست. (بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 22 دیدگاه