بایگانی برچسب: s



نابینای از همه جا بیخبر

به نام خدا سلام دوستان. خوبید؟ خوشید؟ انشا الله هر  جا که هستید, روزگار بر وفق مراد باشد. خواستم باهاتون یه کم صحبت کنم, از آنجا که چیزی برای گفتن نداشتم, از سختی های خودم, و این زندگی که بیشتر به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 67 دیدگاه