بایگانی برچسب: s



باران، کوچولوی مامان و بابا. به این گیتی خوش اومدی

صدایمان می کنند، همراه چلوی بیایید بالا. با مادرم وسایل را بر میداریم و راهی طبقه اول بیمارستان می شویم. در پله ها هستیم که دکتر دوان دوان سمت ما می آید و می پرسد؟ این نوزادی که تازه به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 80 دیدگاه

“فصل زندگی”

“فصل زندگی” در شب عشق که عروس زمستان بوسه بر دامادی آسمان زد، آسمان برق آسا چشم گشود و در باران شادی چشمانش رنگین کمانی از عشق بر عروس سفیدپوش زمستان تابید. در میان تابش رنگین کمان زیبای چشمانش زمین … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, شعر | برچسب‌شده , , , , , | 14 دیدگاه

یک شب نرسیده به پاییز…!

شب حضور اطمینانبخشش را بر سر و روی شهر میپاشد، و ماه، غرق در ناز و عشوه، به روی هستی چشمک میزند. در این سکوت خواستنی، عطری آشنا از هر سو مشام را نوازش میکند! عطری آشنا، از جنس عاشقانه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 27 دیدگاه

کمی در باره ی رسم بوکَ بارانَ در کُردستان

به نام خالق زیبایی ها سلام بر دوستای عزیزم امیدوارم که حال همه خوب باشه و چرخ روزگار بر وفق مراد بچرخه.! امروز اومدم با یه رسم قدیم کُردی که قدمت تاریخیش برمیگرده به زمان زردشت و اون زمان ها. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 16 دیدگاه

فراق یار!

ببار ابر آسمان، به قلب خشک این کویر که زخمها چشیده از زمانه ی حسود پیر! تمام آرزوی او رسیدن بهار بود، چهار فصل سال او، دمادم انتظار بود! چه حرفها که با دلش، به گوش او نگفته بود، میان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 45 دیدگاه

هوای باران!

آدم، هوای باران که به سرش بزند، فرقی نمیکند کجا باشد مشغول قدم زدن در خیابان، یا غرق در تنهایی خودش! هر کجای دنیا که باشد باید ببارد!… دیشب، هوای من بارانی بود مثل لحظه به لحظه ی تمام این … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 48 دیدگاه

بوسه ی عشق

مینویسم باران و صدای پایی بیخبر می آید از ته جاده ی تنهایی ام انگار به گوش… مینویسم مهتاب و دو چشم زیبا خیره ماندهست به من از فراسوی افقهایی دور… میسرایم از عشق و نسیم خنکی بر لبم میریزد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | برچسب‌شده , , , , | 34 دیدگاه

باران و… عطر یاس

دلم باران و عطر یاس دلم قلبی پر از احساس دلم یک اولین دیدار همینجا، زیر باران، بی حصار چتر میخواهد دلم یک اولین بوسه تپیدنهای دل از شوق حسی تازه و مبهم دلم یک حال آشفته همان حالی که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | برچسب‌شده , , , , , | 37 دیدگاه

دلم باران میخواهد

امشب باز هوای دلتنگی به سرم زده، بغض پاهایش را روی گلویم گذاشته و فشار میدهد. باید از دستش رها شوم وگرنه خفه ام میکند… میروم کنار پنجره و به دنبال ماه میگردم تا کمی برایش حرف بزنم، اما او … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 37 دیدگاه

تا همیشه شاعر تمام شعرهایم باش!

در میان تمام حرفهایم در امتداد سطر به سطر تمام شعرهایم نامی از تو برایم به یادگار مانده… نامی از مهربانی ات که به من ذوق سرودن میدهد… نام تو تفسیر عشق است که چون مسیحایی به جان مرده ام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 34 دیدگاه

دانلود اپلیکیشن ویکی صدا، و آموزش متنی برنامه

سلام بچهها خوبین؟ اصل حالتون چیجوریاست؟ هوای شهرتون چطوره؟ ما که فعلا بارون درست و درمونی ندیدیم و فکر نکنم که حالا حالاها یه بارون توپ داشته باشیم هرچی به سایت تهران ودر سر میزنیم هیچچی دستگیرمون نمیشه تهران ودرم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, اندروید, تلفن همراه, صحبت های خودمونی, طنز, معرفی ابزار, موسیقی, نرم افزار های کاربردی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 25 دیدگاه

آدمک خسته شدی از چه پریشان حالی؟؟؟

سلام دوستان هم محله ای خوبید.. من ، سعادت نداشتم پست بزنم اینجا زیاد… دومین پستم تقدیم به هم محله ای ها.. شعری زیبا تقدیم به همه ی خوبان.. آدمک خسته شدی از چه پریشان حالی؟ پاسی از شب که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 27 دیدگاه

عاشقانه های باران(بخش پایانی)

سلام به دوستای خوب هم محله ای. امیدوارم که حالتون عالی باشه. قسمت دوم عاشقانه های باران را به دختری که باران حقیقی قصه من است تقدیم می کنم. دوستی که بعید می دانم بتواند به اینجا بیاید و داستانش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 17 دیدگاه

عاشقانه های باران

دوستای خوب و نازنینم سلام. امیدوارم در پناه یگانه پروردگار هستی خوب و خوش و سلامت باشید. امروز از عاشقانه های دختری به نام “باران” برات می نویسم. باران هم مثل من و تو قصه ای تکرار نشدنی توی زندگیش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 15 دیدگاه