بایگانی برچسب: s



ماندگارترین یلدا

به نام خدا. آن روزها تنها هشت سال داشتم. چند روز بیشتر به شب یلدا نمانده بود. هوا به شدت سرد شده بود و سوز عجیبی داشت. همه در تلاش برای خرید خوراکیهای خوشمزه برای شب یلدا بودند. همه در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 9 دیدگاه

گذر زمان

یادش بخیر اون سال ها. نه خیلی سال قبل تا همین ده سال قبل. سال هایی که آذر که می اومد با خودش کولِ باری از برف هم می آورد و اگه زیادی خساست به خرج می داد تا بیستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 28 دیدگاه

موتورخونه؟ من که نفهمیدم علتش چیه

سلامی گرم خدمت دوستان گلم تو سایت پر بازدید gooshkon دوستان چه خبر این روزا خوش میگذره؟ اینجا که آدم از سردی یخمک میشه هوا ۲۵ درجه زیر صفره هدود ۸۵ سانت برف تو کوچه هست نمیدونم خوشتون از برف … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 30 دیدگاه

دلم تنگ شده واسه شب های برفی

به نام خدا سلام.خوبید بچه ها. نمیدونم چرا ولی یهویی حال و هوای برف زد به سرم.آخه اینجا واقعا سرد شده. بچه ها من یه دو سالی هست که توی خونمون کرسی میذارم.انصافا خیلی حس باحالی داره. من کلا با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 38 دیدگاه

برففففف. زودتر بیااا

پاییز تمام شد. دفتر زمستان را باز کن. برگ اولش را با کاغذی از جنس دلت جلد کن. صفحه به صفحه اش را با امید خطکشی کن. این بار بهتر ورق بزن. با احتیاط بیشتری نگهش دار. شروع به نوشتن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 35 دیدگاه

کمی با من:

سلام. حالتون خوبه؟ چه خبر؟ چی کارا میکنید؟ دیروز (6.10.1391) به من خیلی خوش گذشت. به شما چی؟ همون طور که میدونید مشهد خیلی برف اومد. خیلی حال داد!! خیلی هیجانی بود!! مخصوصا تو مدرسه! وقتی فهمیدیم تک زنگ آخر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 3 دیدگاه