بایگانی برچسب: s



دوست داشتنت بهانه ای برای لجبازی هایم-پارت ۵

  دو سه روزی می شد که امتحاناتم تموم شده بود و من هنوزم درگیر درس بودم اونم بخاطر کنکور. یعنی میشه این کنکور لعنتی تموم بشه؟ خسته شده بودم. دیگه کشش نداشتم. از طرفی دوری پدر و مادرم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 24 پاسخ

دوست داشتنت بهانه ای برای لجبازی هایم – پارت ۱

  السلامُ عَلَیکُم یا الاصدِقا   خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ همه چی خووووب پیش میره اینشاللهه؟   منم خوبم هعییی . خدا رو شکر. «مثل این پیرزنا: یه نفسی میاد و میره مادر»   راستش میدونم الان اگه اینو بگم میگین … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 34 پاسخ