بایگانی برچسب: s



23 اسفند 93

خوب. طبق معمول هر روز. سعی کردم امروزم مث هر روز نباشه که نشد. اول از اصفهان بی‌صبحانه کوبیدم رفتم زرین‌شهر. اصن توی خونم نیست صبحانه بخورم مگر ی انگیزه ای باشه که امروز نبود. رفتم بهزیستی علیه لعنت. بگو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 66 دیدگاه