بایگانی برچسب: s



آخی، الهی، یادش به خیر، قصه ی جک و لوبیای سحرآمیز!!!

روزگاری ، کشاورز فقیری بود که زن و یک پسر تنبل به نام جک داشت . روزی که کشاورز مرد ، فقط یک گاو برای خانواده اش به جا گذاشت . جک و مادرش با شیری که گاو می داد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 27 دیدگاه