بایگانی برچسب: s



دلنوشته ای از ما به حضرت صاحب الزمان مهربانمان عجل الله تعالی فرجه شریف و تولده عید شما مباااارک

اون قدر حرف برای گفتن و نوشتن دارم که ندونم باید از کجا بنویسم و حتی چطوری بنویسم! تازه الآن هم که بیشتر فکر می کنم گفتن و نوشتنم هنگ کرده!!! سلاااام سلااام سلاااام بچه ها امشب یعنی همین الآنی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , | 20 دیدگاه

قهوه خونه نهم گوشكني، بانو در خدمتتونه بفرماييد داخل….

سلام … سلام … سلام … سلام سلامتي مياره … پس باز هم سلام … خوبيد؟ خوشيد؟ سلامتيد؟ حال دماغتون چطوره؟ چاقه كه ان شا الله؟ خب چرا همگي دست به دماغ شديد خخخ منظورم اينه كه همون خوبيد؟ خوشيد؟ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 884 دیدگاه