بایگانی برچسب: s



خاطرات سفر به همدان قسمت دوم. بیاا تو که تموم میشه ها

هزاران و هزاران درود خدمت شما عزیزان گوش کنی. خوبییییییید؟ قربونتون برم. از همین الان بگم که اگه دیر جواب کامنتها رو دادم به بزرگی خودتون ببخشید به هر حال. اینم قسمت دوم خاطراتم در سفر به همان خخخخخخخ همدان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 10 دیدگاه

گفتی که هست چاره ی بی چارگان سفر/ چون چاره رفتن است به ناچار می رویم

سلام بر شما. باز هم تعطیلات تابستان رو به پایان است و من باید به دانشگاه بروم. به خاطر رفتن خیلی خوشحالم اما مثل همیشه نگرانم خیلی هم نگران به این علت که رفتن من به شیراز کار آسانی نیست. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 42 دیدگاه

اردو خیلی خوش گذشت خیلی!

سلام بر شما. چون گزارشگر نیستم لذا بر خود فرض نمی دانم تمام جزئیات اردو را به اطلاع دوستان برسانم و از طرفی چنین کاری را نیز که منظورم گزارشگریست به قول مشهدی ها یاد ندارم که همان بلد نیستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 54 دیدگاه

خاطره ای از ماشین سنگین, و خواهش کاپیتان کشتی

خرابی استارت ماشین ما, یک کشتی رو اسیر کرد ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 32 دیدگاه