بایگانی برچسب: s



در هیاهوی بنبست قسمت 3

حالا دقیقا حوصله ام سر رفته است. هیچ صدایی نیست مگر فرفر پنکه و چند گنجشک از بیرون. نزدیک غروب است. چند روزیست که اصلا حوصله بیرون رفتن از حیاط خانه را ندارم. می مانم توی خانه و اصلا نمی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 2 دیدگاه

به یاد کودکیم

سلام دوستان هممحله ای! خوب و خوش و سلامتین? با خاطراتتون که هر کدوم از اوناو براتون یادآور یه موضوع تلخ یا شیرینن چه میکنین? یعنی اونارو چطوری نگه میدارین? با آلبوم عکس? یا توی دفترچه خاطرات?. راستش من داشتم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, تاریخ, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 12 دیدگاه

راهیابی تیم دبیرستان نابینایان امید مشهد به مرحله استانی مسابقات هوا فضا

سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام دوستانم در این محله خوشحالم دوباره فرصت بدست آوردم تا یک سری خاطراتم را برای شما بزرگواران به اشتراک بگذارم . با توجه به اینکه خیلی سریع از من خواسته شد مدیریت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره | برچسب‌شده , , , | 37 دیدگاه

خاطرات, پراکنده گوییهایی از محبی پیشگفتار

بابا تورو سر جدتون بزارید برم شهید محبی دیگه. سامان جان, مگه شهر خودمون مدرسه هاش چشونه که میخوای بری تهران درس بخونی؟ مدرسه های اینجا پیشکش خودتون. اون از مدرسه دهم که کم مونده بود کارم رو به تیمارستان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 11 دیدگاه

خاطرات یک خونآشام. نترسید منظورم خودم نیست. بازم کتابه

سلام سلام دوستان گلُ گلاب. حالتون خوب که هست ایشالا. جون شیرینم براتون بگه که بازم با کتاب خدمت رسیدم. یه کتاب هیجانی, پلیسی, خونآشامی, جنایی. برا اینکه بعضیها نگن تعریف الکی می کنم یا همچی چیزی, با یه کوچولو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در English stuff, داستان و حکایت, کتاب | برچسب‌شده , , , , , , , | 6 دیدگاه

چند کلمه حرف از کمی دلتنگی و… درس 22 speak english like an american

سلام بچه ها. چه خبر؟ خوبین؟ من که یه کم دلم گرفته، دلتنگم. دلتنگ کی و چی نمیدونم، فقط دلم میخواد بگم و بنویسم. قلم رو بگیرم و بگم از خودم، حس و حالم و هر اتفاق ریز و درشتی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در English stuff, آموزش, آموزش های رایگان, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 21 دیدگاه

خاطرات کامبیز، بخش اول

سلام بر ما. آیا برم، آیا نرم؟ رکود فکری اینجا هم خودش رو نشون داده و تصمیم‌گیری را مختل کرده. گرمِ، حسش نیست، شنیدم یکیُ از بیمارستان مرخص کردند و قرارِ دو تا گوسفند بکشند. دوست دارم برم جگر و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 71 دیدگاه

ما خاطرات خود را برای چی و کی نگهداری می کنیم!

آیا من می تونم آن طور که دوست دارم زنده بودنمو تضمین کنم! ضمن درود فراوان و عرض ادب! دوستان عزیز من امروز نشستم و فکر کردم که چقدر از عمرم باقی مانده و تا چند سال آینده زنده هستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 17 دیدگاه

یه خاطره خنده دار و ی کم خطرناک

سلام بچهها ایام بکامه آیا؟ آفرین حتّی اگه هم نبود بگید. بَََََََعله یادش بخیر این بله گفتن سر صف مدرسه اون وقتا که تو مدرسه استثنایی بودم میدونید, بعضی وقتها دلم به شدت برای دوستام تنگ میشه اونایی رو میگم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 10 دیدگاه

برگی دیگر از دفتر خاطرات 93

ضمن درود فراوان و عرض ادب!، این هم یکی دیگر از شیطنتهای اردویی بنده که قبلا در گروهی گذاشته بودم برای دوستانی که نخوانده اند بخوانند! دوستان عزیز من دوباره آمدم با یک خاطره که برای خودم هم باور نکردنی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 18 دیدگاه

یکی از خاطرات دهه شصت به شعر

درود به دوستان عزیز. می خواهم امروز با آوردن شعر زیر یادی کنم از خاطرات بچه های دهه شصت یا نهایتا نیمه های دهه هفتاد که حال و هوایشان دیگر تکرار نمی شود. بچه های امروزه جور دیگری هستند یا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, شعر, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 15 دیدگاه

یه داستان ترسناک. هشدار. اگه شب یا نصف شبِ نخونش

سلام سلام و بی نهایت سلام دوستان گل گوش کنی ببخشید که این پست رو میان خاطراتم به سفر میدم این متن رو خیلی وقته گرفتم اما فرصت نشد بدم خدمتتون من این داستان رو در یکی از سایتهایی که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 19 دیدگاه

خاطرات سفر به همدان قسمت دوم. بیاا تو که تموم میشه ها

هزاران و هزاران درود خدمت شما عزیزان گوش کنی. خوبییییییید؟ قربونتون برم. از همین الان بگم که اگه دیر جواب کامنتها رو دادم به بزرگی خودتون ببخشید به هر حال. اینم قسمت دوم خاطراتم در سفر به همان خخخخخخخ همدان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 10 دیدگاه

از خاطره تا گپو گفت.

درود بچه ها. با گرما چه میکنید. راستش چند تا اتفاق جالب واسم افتاده که کلاً خاطرات جالبی شدند گفتم واسه شما هم تعریف کنم. پس بریم که داشته باشیم یکی دو تا خاطره و یه گپو گفتی با شما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, کامپیوتر | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 69 دیدگاه

وقتی رعععد بزرگ ،کوچک بود خخخ

سلااام و سلوووم. بچه ها با روزه چه کار میکنید ؟ فک کنم دارید با خودتون میگید : خدا جونم مهمونیت خیلی طولانی شده. ما میخواییم زحمتو کم کنیم خخخ اما خدا میگه ی هفته دیگه بی برو برگشت مهمون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | 131 دیدگاه

برگی از آموخته ها و تجربیات عدسی!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! خب دوباره خاطره نویس معروف و شلوغ آمد، حالا من به کمک شما دوستان نیاز دارم… هر روز زندگی من خاطره و تجربه است، حالا مانده ام که کدام خاطره را برای دوستان تعریف … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 66 دیدگاه

گوشه ای از خاطرات من از زندگیم

سلام هم محله اي هاي عزيزم. خوب و خوش و سر حال كه هستيد انشا الله؟ خب خدا را شكر. حالا من تصور ميكنم كه همه ميگيد: بله. خخخخخخخخ خب قصد دارم مختصري از زندگي خودم را به صورت يه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 123 دیدگاه

سلام شهروز کوچولو.

سلام شهروز کوچولو. خوبی؟ چه خبر؟ میگم خوب واسه خودت تو اون دوران تکرار نشدنی خوش میگذرونیهااا! میدونستی چه قدر بهت حسودیم میشه؟ میدونستی هرچی دارم حاضرم بدم که جای تو باشم؟ میدونستی تو الآن یکی از خوشبختترین انسانهای جهان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 44 دیدگاه

اردوی گوشکنیها به اصفهان و نکات جالبش برای من

سلااام بچهها خوبید؟ خوش میگذره؟ از شما دعوت میکنم که خاطره منو از اولین سفر دسته جمعی گوشکنی بخونید و بخندید و نظرها و انتقادها و پیشنهادها تونو بگید و سوالهاتونو بپرسید و جواب سوالای احتمالی منو بگید. یکی دو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 39 دیدگاه

سریال خاطرات یک خون آشام(the vampire diaries): فصل اول، به همراه توضیح به زبان انگلیسی با زیرنویس |فصل اول کامل شد.

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه تصمیم دارم از این به بعد، سریال خاطرات یک خون آشام (the vampire Diaries) رو برای شما بذارم تا دانلود کنید تا حالا 5 فصل از این سریال پخش شده و فصل ششم در حال … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صوتی, فیلم های توضیح دار | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 27 دیدگاه