بایگانی برچسب: s



خاطره یا مسخره بازی!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! خوب من دوباره آمدم با یه سری حرفهایی که نمیدانم کجا بنویسم یا اسمش را بگذارم خاطره یا حرف دل یا صرفه جویی در مخارج زندگی یا خود کفایی در زندگی یا هر چیز … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 23 پاسخ

خاطراتی از جنس شب! بخش چهارم

کابوس میدیدم!. از خواب پریدم!. میخواستم که به آغوش تو پناه ببرم!. افسوس!… افسوس! یادم نبود که از نبودنت, به خواب پناه برده بودم! … صدای آرام پاندول ساعت سکوت شب را بر هم میزند. شب آرام و سردیست!. امشب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 40 پاسخ

شبیه باغ یخزده!

به شانه های سست باد، سخت تکیه داده ام و گریه های خویش را، به باد هدیه داده ام! پر از سکوت تلخم و اسیر بغض خاطره تمام خنده های خود، به زیر پا نهاده ام! میان این شب سیه، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 31 پاسخ

کلاس تموم شد! و من اما… دلشکسته تر از همیشه!

یه روز عادی بود، مثل همه ی روزای دیگه، البته از نظر بقیه دوستام! نمیدونم ۲ یا ۳ هفته پیش بود، با بچه ها تصمیم گرفتیم واسه مرور خاطراتی که چند سال با هم داشتیم بریم و سری به آموزشگاه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 26 پاسخ

اینم یه خاطره دیگه این بار از پیکنیک

یه سلامی کنم خدمت همه دوستان هم محله ای گوش کنی و البته کسایی که بعدا ممکنه از خارج بیان بخونن این چرت و پرتای منو. آقا خوبین؟ خوشین؟ خوش میگذره؟ اگر از شروعش بنویسم, ۸ بهمن که جمعه بود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 31 پاسخ

یک خاطره از امتحان دانشگاه

پاس اداری گرفتم و سوار ماشین شدم. مقصد را به آقای راننده گفتم: دانشگاه آزاد. پرسید: دانشگاه آزاد یا گیلان؟ گفتم: آزاد. مبایلش زنگ خورد گفت که تا دانشگاه آزاد میرود و زود برمیگردد. از او خواستم جلوی در مرکزی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 36 پاسخ

مگه وقتی یکی از رشته های سیم تلفن قطع باشه وای فای کار میکنه!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! حدود یک ماه پیش تلفن طبقه بالایم قطع شده بود ولی اینترنتم وصل بود و من خیلی تعجب کردم که مگه میشه که سیم تلفنم مشکل داشته باشه… برای همین هم قبل از بررسی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, کامپیوتر, متفرقه | برچسب‌شده , , , | 32 پاسخ

مهدی قادری، تولدت مبارک

سلاااااااااااااااااااام به تموم هم محلی های گل و گلاب. ما رو نمیبینید که خوشحالید هاااااا. من کلا پست نمیذارم و فقط بعضی موقع ها میام و کامنت میدم خخخخخ. حالا اینا رو ول کنید.. نیومدم نیومدم نیومدم. آخرش با تولد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , | 42 پاسخ

خاطراتی از جنس شب! بخش سوم:

سلامی گرم, در این شب سرد زمستانی خدمت شما دوستان هم محله ای … با قسمت سوم خاطراتم در خدمت شما هستم: دوران راهنمایی هم بالاخره تمام شد و وارد دبیرستان شدم. بعد از یک عالمه فکر کردن و کلنجار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 73 پاسخ

یه ذره حرف بزنم؟

سلام کنم؟ سلام دوستان گوش کنی که مدتی ازتون دور بودم حالتون چطوره؟ خوبین؟ رو به راهین؟ بگم؟ این مدت یه مقداری بالکل بی حوصله و بی اعصاب و پیگیر چیزای جدید بودم واسه همینم گفتم اینجا نیام یعنی در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , | 46 پاسخ

خاطراتی از جنس شب! . بخش دوم:

سلامی با عطر و طعم و گرمای یک فنجان قهوه داغ در این شب سرد زمستانی, تقدیم به شما دوستان هم محله ای. امشب با قسمت دوم خاطرات و تجربیاتم در خدمت شما هستم… سراپا خیس بودم و تمام بدنم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 63 پاسخ

تلخ و شیرین خاطرات من

سلام داره بارون میاد و چقدر بارون ها با هم متفاوتند همیشه فکر می کردم بارون حال و هوای آدم رو عوض می کنه ولی امروز به این نتیجه رسیدم که شاید این حال و هوای تو هست که بارون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, مذهبی, ورزش | برچسب‌شده , , , , | 47 پاسخ

زندگی من از پنجشنبه جمعه هفته قبل ۱۸ و ۱۹ و پنجشنبه جمعه این هفته ۲۵ و ۲۶ آذر!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! بچه ها من امروز متفاوت اومدم تا براتون وراجی کنم و کمی از شاخه ای به شاخه ای بپرم و بنویسم پنجشنبه هجدهم را از اداره مرخصی گرفتم و ساعت هفت صبح با چرخ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 41 پاسخ

یادش به خیر

دانلود

ارسال شده در خاطره, صوتی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 331 پاسخ

یه خاطره خنده دار و ی کم خطرناک

سلام بچهها ایام بکامه آیا؟ آفرین حتّی اگه هم نبود بگید. بَََََََعله یادش بخیر این بله گفتن سر صف مدرسه اون وقتا که تو مدرسه استثنایی بودم میدونید, بعضی وقتها دلم به شدت برای دوستام تنگ میشه اونایی رو میگم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 10 پاسخ

مذهبی: گذری كوتاه از سفر به مشهد

به نام خدا سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه. همون طور كه گفته بودم راهی مشهد شدم. با هواپیما رفتم و با هواپیما هم برگشتم. با حس و حال خوبی رفتم و با حس و حال خیلی بهتری برگشتم. تو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی, مذهبی | برچسب‌شده , , , | 23 پاسخ

خاطره ی فرار از مدرسه!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! خدمت دوستانی که هنوز در آلاچیق نشسته اند و منتظر شنیدن یکی دیگر از خاطرات شیطانی هستند: یاد آن روزها به خیر کلاس سوم راهنمایی بودیم از خوابگاه تا مدرسه راهنمایی شبانه حضرت قائم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 20 پاسخ

خاطره ای از تابستان ۷۴!

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان داستان سرا! من همان پژوهنده خاطره نویس شیطان هستم که به علت تغییرات در شرکت گوگل ارتباطم با شما قطع شده بود،و اما آلاچیق خرسواری در روستا: تابستان سال ۱۳۷۴ بود که برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 15 پاسخ

خاطره ی شمال ۹۱!

خب دوستان من دوباره اومدم با کپی یه خاطره ی دیگر که قبلا با موبایل نوشته ام… همانطور که همه میدانید من غیر از خاطره نویسی کار دیگری بلد نیستم… حالا هم این شما و این هم خاطره ای دیگر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 12 پاسخ

خیلی وقتی میشد ننوشته بودم خوشحال میشم بخونیدم شکلک سلاااام

به نام یگانه خالق هستی بخش خداوند مهربانی ها سلام وقتی نمی دونی چطور شروع کنی بهترین شروع همون به نام خدای انشاهای بچگیهات هست, همون روزهایی که دنیا اون قدر صورتی بود و خودت اون قدر معصوم بودی که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 43 پاسخ