بایگانی برچسب: s



اشعار زیر دیپلمی

رندان خود را در زندان دل گرفتار کنند : با نام لحظه ي بي کسي گفتار کنند کمتر کس باشد خود گرفتاري سازد : گر غير اين باشد هم بخود و هم به ديگري بازد هر آنکه انگيزه اش ،انديشه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | برچسب‌شده , , , , , | 34 دیدگاه

مطلبی که برای من زیبا بود: ارسالی از جناب مرتضی هادیان |

خداوند از انسان چه مي خواهد؟! شبي از شبها، شاگردي در حال عبادت و تضرع وگريه و زاري بود در همين حال مدتي گذشت، تا آنكه استاد خود را، بالاي سرش ديد، كه با تعجب و حيرت او را، نظاره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, روانشناسی | برچسب‌شده , , , | 2 دیدگاه