بایگانی برچسب: s



گردشنامه ی یه پنجشنبه ی به یاد موندنی

پنجشنبه، چهارم دیماه نود و سه. طبق قرار قبلی، ساعت یک ربع به یازده تو ایستگاه متروی صادقیه امیرو پیدا کردم. البته امیر منو پیدا کرد. یه بینا رو گیر آورد ازش خواست روی سکوی قطارها منو پیدا کنه و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 172 دیدگاه