بایگانی برچسب: s



تو را قدم خواهم زد

آخیش از این هفت خان رستم گذشتم مرحله خطیر پست گذاشتن رو میگم خدا خیر بده به زهره عزیز منو نجات داد سلام بر همه دوستان خب شما نمیگید دوتا تازه وارد میان تو محله باید دستشون رو بگیری چاله … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 26 دیدگاه

نذر بازگشت

سلام خدمت همه هم محله ای ها این اولین پست من هست . درسته که به جذابیت شما با سابقه ها نمینویسم ولیکن شما اگه روحیه بدید ما تازه کارها هم راه می افتیم امروز وقتی از دانشگاه اومدم نمیدونم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 62 دیدگاه

طعم خوش لحظه ها

توجه: نوشته اي كه در زير ميخوانيد تماما زاييده تخيل نويسنده بوده و به هيچ وجه بيانگر هيچگونه اتفاق واقعي در دنياي بيرون نميباشد. هرگونه شباهت احتمالي اسامي يا وقايع و مكان هاي موجود در اين نوشته با هر شخص … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 2 دیدگاه

24 مهر روز جهانی نابینایان تشکر از دانشگاه اصفهان گلایه از بهزیستی

دوباره یک سایت گوشکن و یک 23 مهر دیگر. دلم گرفته. دلم خیلی خیلی گرفته. هر بار به سرم میزند آن نامه سرگشاده ای که یکی از همنوعان سال 88 قبل از انتخابات به آقای احمدی نژاد نوشته را توی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 6 دیدگاه

حال امروز من

در حال گوش کردن به آهنگی از شادمهر هستم با این متن: *** خیلیا دوس دارن شبیه تو باشن ببیننت از دور یا با تو تنها شن ای کاش وقتی چشاتو رو هم میذاری آهنگی باشم که تو خیلی دوس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 6 دیدگاه

یادش به خیر: روز هایی که تازه از آسمان آمده بودی

ببخش اگر به خاطر تو از تو میگذرم و این جمله کلیشه ای را بهانه جدایی می کنم. عزیزکم: به اقیانوسی میمانی که اسیدی شده باشد. دیگر وقتی در تو شنا میکنم نفسم میگیرد. آب اقیانوست اسیدی شده, بد طعمی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 4 دیدگاه

شما میدانید چرا؟

پس چرا؟ چرا دوباره وقتی شادی می کنم, دوباره وقتی می دوم, دوباره وقتی دوش آب گرم می گیرم, دوباره وقتی گرمم می شود کله ام میخارد. خارشی شدید اللحن. خارشی از جنس خشونت. خارشی با یک خ که این … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 3 دیدگاه

یادداشت 9 شهریور 91

(بیشتر…)

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 7 دیدگاه

و اما بنویسم از درونیاتم!

(بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | ۱ دیدگاه

وقتی از دوریت شلخته می شوم

(بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تورو خدا اینو نخونین, آخه اگه بخونین من باید دیه تونا بدم!

انگشتامو خودمونیو خاکی کورمال کورمال رو صفحه کلید میکشمو هرچی نوشته بشه و هرچی تو ذهنتون رسم کنه با خودشه با خودمه با خودتونه با محیطه با صفحه خوانه با هر چیزیه که روی خوندنتون تاثیر میذاره. این قد خودمونی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 2 دیدگاه

چرا من آن نرمالم؟

حس عجیبیه. ی حس خیلی بد. ی حس خسته کننده. از اون حس هاست که منو به خودکشی میرسونه. هر وقت یکی توی رابطه بهم نارو میزنه, هر وقت می فهمم یکی اونی که میخوام نیست, هر وقت با یکی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 2 دیدگاه

چه فایده داره این زندگی؟!

وقتی تو از دستم ناراحت باشی! وقتی نتونم درون تو باشم و درکت کنم اون طور که میخوای! وقتی اشک میریزی توی تنهایی خودت و مروارید هات از سدف چشمای خوشگلت رو گونه هات می پاشن و توی هوا میترکند! … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت پانزدهم مهرماه 90

درود و صد درود. از چی بنویسم که خوشتون بیاد؟ از چی بنویسم که رشته هاش توی توربین گردان ذهنتون گیر کنه و پاره بشه و در آخر هم رشته های افکارم توی همون توربین ذهنتون با هم ترکیب بشه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | ۱ دیدگاه