بایگانی برچسب: s



در انتهای گوشکن! قسمت سوم

هوای محله سنگین شده، نفس کشیدن کاریست بس دشوار. همه دچار سرگیجه و تهوع شدند. از چشمها خون می‌ بارد. دنبال راهی برای فرار از هر آنچه که اسمش زندگی است می‌ گردند. یکی داد می‌ زند ” عصای لعنتی، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , | 93 دیدگاه