بایگانی برچسب: s



آخَرایِ ماجرا!

یه بیابون یه درخت، اون روزای سختِ سخت، توی پهنای کویر، یه بیابون یه درخت!. توی پیچ و تابِ مِه، یه خیالِ خسته پَر، یه صدای بی صدا، یه حضورِ در به در. شبِ دهشت شبِ درد، شبِ بیمارِ جنون، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 20 دیدگاه