بایگانی برچسب: s



خانه دل

از آن روزي كه از محفلم دور شدي با خودم آشفته بودم كه چطور شب هاي باراني را تا سپيدي صبح به پيش برم و من در ميان رقص اشك هايم نمي توانم فردا را فريب دهم و انكار نمي … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 38 دیدگاه

فريادِ بي صدا

وقت پريشاني من از آن حال بود كه شنيدم دوريت رازيست و اين راز آهم را آتشين مي كند و انگار همين ديروز بود كه كنار حوض زندگي با هر بار وزش باد قطره هاي آب كنار من و تو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 26 دیدگاه

پرواز تا زندگي

سلام دوستان اميدوارم كه حالتون خوب باشه و هر جا كه هستيد شاد باشيد. در اين پست مي خواهم يكي از دل نوشته هاي خودم كه اخيرا گفته ام را برايتان بگذارم. اميدوارم كه خوشتان بيايد. اين روزا دلم گرفته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 30 دیدگاه

بخواب آروم مهرداد

سلام دوستان بدون مقدمه مي خوام بنويسم. اصلا نمي دونم اسمش رو چي بايد بگذارم؟! همين حوالي روز هاي بهاري ديگر چشمت رو بستي ولي اين بار به حق بود به حق از اين سراي بي رحم كه درونت را … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 7 دیدگاه

پدر، تكيه گاه وجود

سلام دوستان اميدوارم كه حالتان خوب باشد. در اين پست مي خواستم دل نوشته ديگري از خودم با نان «پدر، تكيه گاه وجود» را برايتان بگذارم. وقتي نام تو در گوشم طنين انداز مي شود به ياد روز هاي خسته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 24 دیدگاه

هواي معشوق

سلام دوستان عزيزم اميدوارم كه حالتان خوب باشد و هر جا هستيد لبتان خندان باشد. در اين پست باز هم مي خواستم دل نوشته اي از خودم با نام «هواي معشوق» را برايتان بگذارم. اميدوارم كه خوشتان بياد. هواي معشوق … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 32 دیدگاه