بایگانی برچسب: s



سفرنامه‌ی یک نابینای تنها به یزد قشم و شیراز در نوروز ۹۷

مقدمه متأسفانه یا شاید هم خوشبختانه، در سفر دلچسبی که عید تجربه کردم، وسیله‌ای برای نوشتن در اختیار نداشتم، یا اگر هم داشتم، برای ثبت خاطراتم از آن استفاده نکردم. این سفرنامه، از چهارده فروردین، یعنی یکی دو روز پس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 26 دیدگاه

۱۴ آبان. در هم بر هم. از سمپاشی تا خامه عسل!

سلام سلام هم محلی ها. سلام دوستای قدیمی و جدید. سلام ای شفتالو ها، ای آلبالو ها، ای پرنده ها، ای عقاب ها، ای شمبلیله ها، ای هرچی چیز خوب و خنده دار و باحال و درستو حسابی هست ها! … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , | 35 دیدگاه

توجه توجه: صدای ما را از زیر دوش آب میشنوید

خب بذار آبو ولرمش کنم، آهاااااااان دیگه فکر کنم خوب شد. حالا بریم زیر دوش. آخیییییش! چه کیییفی میده! بد نگذره آقا شهروز! واااای! چی بود؟ کی بود؟ نترس بابا! منم! دوش آبم! دوش آبم مگه حرف میزنه آخه؟ حالا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , | 48 دیدگاه

خاطرات یک نابینا | مو‌های چرب

حالا از توی دوش آمده ام بیرون و سرم را کمی با حوله مالش داده ام. طبق رسم خودم در پاییز و زمستان، معمولا مو‌هام را روی بخاری یا زیر سشوار می‌گیرم. این دفعه، نوبت بخاریست. یک موجود فلزی تنها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 37 دیدگاه