بایگانی برچسب: s



رضا و عبدالله بابت حضورتون ممنون خیلی خوش گذشت!

سفر داریم چه سفری. خوشگذرانی داریم چه خوشگذرانی. مهمان داریم چه مهمانی. میزبان داریم چه میزبان‌هایی. اصلا یک حس با‌حال و غریب و عجیب. حسی که از وصفیدن ماجرای من به خواننده منتقل میشه هرگز به گرد پای حس تجربه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | 39 دیدگاه

یادداشت ۱۶ تیر ۹۱ عماد و رضا رفتند

درود. به قول دوستم لیلی که در توصیف صحنه ای می گفت: “شکلک حلقه زدن اشک توی چشم ها و زار زار گریه کردن ها!” . آخییییش. ای دنیای نامرد. چه قدر تو کوچیکی که به اندازه مسافر های خودت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 3 دیدگاه

زندگی خصوصی مجتبی خادمی از پریروز تا حالا

درود فراوان. از کی و از چی بنویسم واسه تون واسه دل خودم. از عماد می نویسم. ی بچه نمکی که یکی دو ماه میشه اومده محله ما. ی داداش داره به اسم رضا. خودش شیش سالشه و داداش رضاش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 3 دیدگاه