بایگانی برچسب: s



دقيقا كوشي؟

ببين، چطور از تو بنويسم! دلم تنگ شده. خيلي وقتي ميشود نديدمت. بخواهم حسابش را بكنم، نزديك به پنج هفته از آخرين باري كه مثل يك فرشته ي خوش خط و خال از تنم بالا رفتي ميگذرد. پنج هفته از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 11 دیدگاه

آيا من حق دارم از حمام بدم بيايد؟

بله. واقعا كه حمام رفتن براي من عذابيست در حد كشيده شدن ناخون هات روي يك سطح موزائيكي، يا در حد جويدن يك ريگ گنده هنگام غذا خوردن، يا در حد رفتن دستت لاي دري كه در حال بسته شدن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 38 دیدگاه

ميبيني؟

ميبيني وقتي با تو ام چه قدر آرومم، ميبيني همه ي غم هام از دستت چه زود بيمار ميشند، ميبيني وقتي پيشمي چه قدر ذوق ميكنم، ميبيني انگشت نماي شهرم كردي، ميبيني دستت كه توي دستمه چه با غرور به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 8 دیدگاه

يادداشت 23 ارديبهشت 92 خورشيدي

خوب امشب بدون توجه به اينكه آيا چند نفر اين را ميخوانند مقداري درونياتم را اينجا تراوش ميكنم شايد تا حدي آرام گيرم و از كلنجار رفتن با خودم راحت بشوم و خوابم بگيرد مرا آن چنان كه صياد شكارش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 15 دیدگاه

حيف!

حيف, باران كه مي بارد, عيار اشك هات را پايين مي آورد. حيف, باران كه مي بارد, شوري اشك هات را مي شويد. حيف, باران كه مي بارد, اشك هات ناخالص مي شوند. من باران مي خواهم ولي از جنس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 8 دیدگاه

چند خط در ميان غزل

(بیشتر…)

منتشرشده در خاطره | برچسب‌شده , , , , , , | 22 دیدگاه

بدشانسي از نوع نابيناييش واسه يه دانشجو

بدبختي بدتر از اين هم ميشه كه بدشانسي مث بختك بيفته روي خودت و شايدم روي زندگيت و بلند هم نشه. خوب خيلي بده ديگه. من هميشه به استقلال, فكر ميكنم. البته پولشو بازيكناش ميگيرند و براي من نه آب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | 23 دیدگاه

غمنامه بيست فروردين

اين نوشته كه چند دقه پيش پست كردم از نظر خودم اون قدر كه ميخواستم قشنگ نشد. دوست داشتم بهتر از اين ميشد. ظهر خيلي تركيب و ساختار خوشگلي با كلمات بهتري از اين متن به ذهنم خورد و حتي … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 15 دیدگاه

من تنها و رسيدن به تو غير ممكن

وقتي به شك مي افتم از صداي پا هايت, وقتي از تو ميپرسم و هيچ نميگويي, در فكر تو فكر رفتن است. تو آتش پاره اي كه همه وجودم را پاره پاره كردي, بوي خيسي لب هام از عطر لب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 2 دیدگاه

پادكست مربوط به پانزده ديماه بدون شرح

(بیشتر…)

منتشرشده در آموزش, اخبار, خاطره, صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , | 7 دیدگاه

ديروز تا حالا بر من چه گذشت؟

سلاااام. اولش اينترنتم داره ته ميكشه. سه تا اكانت چهارده ساعته تمام كردم و بازم كافيم نيست. نميدونم اين چه محدوديتيه كه ساعتيش كردند اينترنت را. آخه يا حجمي يا ساعتي. تكليف ما از نظر من هنوزم روشن نيست. دكتر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 4 دیدگاه

محرك هاي دروغين پارسآوا امتحاناتم خونه جديدمون ام اس گسترش محله نابينايان

سلام. سلامي به اين گيجي ويجي رفتن من براي پيدا كردن گوشيم. آخه فكر كردم يه پيامك واسم اومده كه ديدم نيومده بود. خيلي وقت پيش بود كه يه مطلبي راجع به محرك هاي غير واقعي توي اينترنت ميخوندم. مثلا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , | 3 دیدگاه

مجتبي نوشت در شش ديماه

سلام بچه ها. امروز ششم دي ماهه. آخرين روزي كه كلاس داشتيم. ديگه كلاسامون تموم شد و ترم پنج من هم تموم شد. البته بايد امتحان هام را هم بدم تا ترم كامل تموم بشه. امتحانا از شانزدهم شروع ميشه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 16 دیدگاه

2 دي 91

به لفت و ليس هاي پمپ بنزيني از ما ها و ماشين هاي ديگه قسم كه امشب حالم خيلي خوبه. راننده ميپرسه كجا ببرمت؟ رفيقش ميگه هرجا. منم منتظرم. هر وخ هر طور شد ماهم هستيم. پايه ايم تا صبح. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه

آهاااي. كوشي؟ كجايي؟ كارت دارم.

مجتبي: چه قدر بده. چه قدر همه چي غريبه اينجا. پارسال دوست. امسال آشنا. سال ديگه غريبه. سال بعدش هم دشمن. ناشناس. زهر مار بگيره اين دنيا. يه روز آدم خوشه يه روز نه. اين ديگه چه وضعشه! من: چته؟ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 3 دیدگاه

خط به خط روانگردان

(بیشتر…)

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 2 دیدگاه