بایگانی برچسب: s



اعلام نتایج مسابقه کتابخوانی به مناسبت روز جهانی زن.

به نام خدایی که در همین نزدیکیست. سلام و هزاران هزار درود خدمت یکایک شما عزیزان، بزرگواران، دوستان، نازنینان،فرهیختگان ، کتاب خوانان و هرآنچه که نسبت خوب تلقی میشه و من یادم رفت بنویسم که شمایید! حال احوالتون چطوره؟ خوب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی, مسابقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زنان نابینا

زن بودن پدیده ای عجیب است. آرام جان پدر، مرحم زخم های برادر، مایه حیات همسر، حمایت گر فرزند، در محل کار فرمان بری مطیع، در خانه مدیری با تدبیر، در خیابان محجوب و با وقار، در سختی ها صبور … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی | برچسب‌شده , | 52 دیدگاه

آرزوی عجیب زن!

آرزوی عجیب زن! ضمن درود فراوان و عرض ادب! من مشغول بررسی ایمیل هایم بودم که به این متن رسیدم که سال ها پیش در گروهی ارسال کرده بودم… البته از یه گروه کپی کرده بودم و شاید برای بعضی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 24 دیدگاه

عمومی: هایهای فکرش را بکن,,من اگر روزی زن میشدم

هایهای من اگر من میشدم من اگر زن میشدم من اگر جای ِ تو بودم عاشق ِ “من” میشدم دلبر ِ ابرو طلای ِ چشم روشن میشدم قصرها میساختم از خشت خشت ِ آینه قد بلند و خوشتراش و مرمری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 38 دیدگاه

من لیلی نیستم…

من شیرین نیستم فرهاد…تیشه ت رو از روی دوشت زمین بذار… لیلی نیستم…برگرد از صحرای آوارگی، مجنون… طبیب نیستم…بلند شو از بستر تب، عاشق… بهار هم نیستم…برگرد به خونه ت پرستو… من یه قلعه خاکی ویرونم…یه بومم که مینالم شب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 137 دیدگاه

راستش را بخواهيد «من هم زن مي‌خواهم.» می پرسید چرا؟

جوابش ساده است: مي‌خواهم دوباره درس خواندن را شروع كنم و منبع درآمدي براي خودم و (در صورت لزوم) خانواده‌ام ايجاد كنم. زني مي‌خواهم كه زحمت‌كش باشد و مرا به دانش‌گاه بفرستد. و در حالي كه من در آرامش درس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | 37 دیدگاه

چو مردی نباشد زن من نباد

فردا روز زن است. آره دقیقا فردا که یعنی الان سه شنبه باشد روز زن فرداش می شود. گفتم چنتا نکته که به نظرم می رسد را بگویم به هر حال نمی شود بیخودی ازش گذشت از قدیم و ندیم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 40 دیدگاه

حکایت قورباغه و زن

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. قورباغه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 4 دیدگاه