بایگانی برچسب: s



بشتابید بشتابید کافه شادی اومد

درود بر شما هم محلی ها. حااااااالتون چطوره خب حلول ماه رمضان رو تبریک میگم آقایون خانمای گل گلاب خودم از این به بعد روزهای پنجشنبه از ساعت 17 تا 19 در تیم تاک محله یک کافه ی با صفا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی | برچسب‌شده , , , , , | 10 دیدگاه

بادا بادا مبارک بادا، ایشالا مبارک بادا! بیایید تو شاااااادی دااااااااارییییییییم

پیوندتان مبارک ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی | برچسب‌شده , , , , | 40 دیدگاه

یک مشت اراجیف

سلام و صد سلام و هزار و یک صد سلام خلاصه بی نهایت سلام, حالا با کی ام؟! فکر کنم خودم را گفته باشم حححح, شوخی بود, با اونیم که این پست را میخونه: یه داستان آوردم براتون: یه مشت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 19 دیدگاه

دوباره ما، دوباره گوش کن!

بچه ها؟ خبر خوش! خیلی ها برای رخ دادن یه اتفاق منحصر به فرد توی این چند ماه پا پیش گذاشتند. واقعا از همگیشون ممنون. اما آخرین بار، خانم کاظمیان و ساناز امیدی بودند که برای رقم خوردن یه اتفاق … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 157 دیدگاه

ماجراهای من و دلتنگیام، و خوابهای دنباله دارم واسه محله!

سلام به همه! وااای که دلم لک زده بود واسه ی پست زدن توی محله، واسه صمیمیت اینجا، قهر و آشتیاش و خلاصه همه ی ماجراهاش! مثل کسی بودم که یه غریبه بی اجازه اومده و اتاقشو اشغال کرده، ولی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 34 دیدگاه

دنیای این روزای من!

سلام به همگی! چطورین آیا؟ من که فعلا حسابی آرومم! چرا؟ الآن میگم! اول یه سوال، میگم میشه اینجا یه چیزی نوشت که هیچی نباشه؟ یعنی نه شعر و متن، نه خاطره و نه گزارش و اطلاعرسانی و آموزش و… … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 35 دیدگاه

خانه ی رومینا کجاست؟

سلام خوبید؟ چه خبرا؟ سال نو مبارک چه طورید؟ بچه ها! امروز اومدم خونم چه خوشگل شده! چرا این جوری نگاه میکنید؟ راست میگم دیگه! میبینم منو از یاد بردیدا! ای بابا! رعد و برق چیزه رعد باران زده, ای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 41 دیدگاه

من شاااادم، شااااد شااااد!

سلاااام به همگی. خوبین؟ خوشین؟ من؟؟ الآن میگم چطورم! داشتم شعر مینوشتم، بر خلاف این چند وقت اخیر شعرم شاد بود، پر از امید و لبخند و بهار و عطر صبح! یک دفعه شعر رو رها کردم و به فکر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 53 دیدگاه

جشن فراموش شده

سده جشن ملوک نامدار است ز افریدون و جم یادگار است ایرانیان باستان به برگزاری جشنها و آیینهای زیادی معروف بودند این جشنها که در تمام سال انجام می شد به فراخور فصل و گردش طبیعت بود تقریبً با هر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 4 دیدگاه

شادی یعنی چی؟!

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام. الو؟ الو؟ درو وا کون! موندم پشت در! چقدر کامنت! ََََََََََََََََ! اگه دیگه ک ا م ن ت نذاریدا! میرمو برنمیگردمااااااااااااااااا! جدی میگم! شاهدم! دمم! به روباه میگن شاهدت کیه میگه دممه! ِ نه چیز از بحث خارج شدیم! … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 24 دیدگاه

بیا تو شادی من شریک باش و بهم تبریک بگو

سلام سلام. خوبین دوستان؟ من اومدم با یک خبر خوش و خرم. گفتم بعد از خبر سرطان یک خبر خوش بهتون بدم تا شادی کنین و بخندین. حدود یک ماه پیش من ازدواج کردم و به جمع مرغهای جامعه پیوستم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 100 دیدگاه

خوش به حالش، مگه نه؟

ی عشقک ده ساله ای من دارم که خبر ندارید. اینقدر مغروره و ماهه که نمی دونید. اینقدر تو دل برو و بی‌مهر تشریف داره که خدا میدونه. اینقدر باهوش و سر به هواست که نمیدونید. شناسنامه نداره. حق مدرسه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 22 دیدگاه

جشن تولد، چهار‌سالگی محله ی نابینایان مبارک، بیایید تو، جا نمونید!

ضمن تبریک تولد محله، قبل از اینکه هدیه‌تون رو بدم و برم، از اینکه برای بار دوم توسط شهروز خان، سر کار رفتید، متأسفم!   من به عنوان مدیر محله، مسئولیت این سر کاری ای که خوردید رو می پذیرم و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , | 189 دیدگاه

همین الآن یهویی، هرکی پارتی میخواد بپره توووووووو.

سلااااااااااام. سلااااااااااام. سلااااااااا،ااااااااا،ااااااا،ااااااا،اااااام. بابا خب یه کم اون موزیکو صداشو بیار پایین آخه بشنوید من چی میگم! گفتیم پارتیه ولی نگفتیم سقفو رو سرمون خراب کنید که! همینطوری واسه خودم نشسته بودم داشتم فکر میکردم. چی؟ چی میگی از اون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 290 دیدگاه

تولد داریم،بفرمایید داخل

*،*،*،*،*،* سلاآآام,سلآآآاام خوبین هم محله ایها؟ دلم برای همتون تنگ شده گفتم هم بیام حالتونو بپرسم هم اینکه یه جشن تولد کوچولو موچولو اینجا بگیرم حالا میپرسین که تولد کی هست میگم خب بگو دیگه عباس باشه میگم * * … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 48 دیدگاه

اولین اردوی رسمی گوشکنی ها در اردیبهشت

بله. درست خواندید بچه ها. اولین اردوی گوشکنی! ما قصد داریم در اردیبهشت، یک اردوی دو سه روزه به مقصد اصفهان مخصوص گوشکنی های عزیز، برگزار کنیم. البته این پست، پست نظرخواهیست و فعلا ثبت نامی در کار نیست. فعلا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 122 دیدگاه

شما چه قدر خواستنی هستید. خوب شد یادم نرفت چرا اینقدر خوشحالم!

سلام بچه ها. همینطوری جو‌گیر و خوشحال شدم از حس صمیمیتی که اینجا حاکم شده. با خودم گفتم بنویسمش. از پایدار شدن اینجا خوشحالم. از اینکه توی این یکماهه اندازه ی دو ساااال درخواست پشتیبانی زدم به شرکت میزبانی‌مون، از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 75 دیدگاه

اینقدر خودتو نگیر. یکم بخند.

پاکستانیه میره خواستگاری, بهش میگن راحت باش ، منفجر میشه! ********************************** هر بار که بیش از سه ثانیه بابامو نگاه می‌کنم میگه چه خبر؟ ******************** آقا منو میگی ” چیست؟ عبارتی برای شروع یه خالی بندی تپل ******************** مرد باس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در طنز | برچسب‌شده , , | 21 دیدگاه

آهنگ دکتاک حراجه!, بیا که جا نمونی!

سلام! بیاید ببینید یه چیز خوشگل پیدا کردم! حراجه, بدو که جا نمونی! بدو که اگه نجونبی از دستت میره ها!! بدو دانلود کن که تموم میشه! حالا داستان حراجی چیه؟ یه مشت آهنگ توپ با دکتاک خیلی باحاله! یه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در English stuff, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, موسیقی | برچسب‌شده , , , , | 13 دیدگاه

ویلان

هنوز هم بعد از اين همه سال، چهره‌ي ويلان را از ياد نمي‌برم. در واقع، در طول سي سال گذشته، هميشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگي را دريافت مي‌کنم، به ياد ويلان مي‌افتم… ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانه‌ي اداره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 12 دیدگاه