بایگانی برچسب: s



شاه و شاهباز

در شبي تاريك و در خوابي گران، در تب و در خويش و در غفلت نهان،   در سكوتِ خيسِ شامی بي سحر، در دلِ بشكسته و مژگانِ تر،   در عذابِ سوزِشِ زخمي كهن، در شكستِ بي صداي بغضِ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, شعر | برچسب‌شده , , , , , , | 26 پاسخ

داستان کوتاه عارف پیر و عروسکها

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند. عارف به حضور شاه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , | 18 پاسخ