بایگانی برچسب: s



نوشتم با حسرت

قلمم در دست افکار افتاده بر خاک من چه بی حاصل زندگی کردم دیدگانم بی فروغ دست هایم بی رمق و در تمام طول این جاده من نفهمیدم زندگی کجاست!؟ گاه میخندیدم. گاه اشک میریختم صد افسوس که ماهی کوچک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | برچسب‌شده , , | 20 دیدگاه

باز دوباره نوشتم.

دوباره مینویسم . بارها کاغذم را پاره میکنم. اندیشه هایم رو دور میریزم به خدا به زمین سجده میکنم من در پی خودم هستم در پی هوای تازه من آرزوهایم را به دست باد دادم خنده هایم را به زمین … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بازی, خاطره, شعر | برچسب‌شده , | 19 دیدگاه