بایگانی برچسب: s



ماجرای گنجشکک شیطون بلا و گربه تنبل باشی به اضافه قصه ما و بچه گنجشک کوچولو

توی یه ظهر تابستونی گنجشکک اشی مشی خسته و بی حوصله از دست گرما شده بود هرچی بالهاشو بهم میزد یا خودشو فوت فوت می کرد فایده نداشت, بازم گرمش بود, کلافه بود با خودش گفت نه این طور نمیشه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 10 دیدگاه