بایگانی برچسب: s



گفتار دوم: نقطه ها راهی به سوی کامیابی افراد نابینا

وقتی یکی از درهای خوشبختی بسته می‌‌شود، در دیگری باز می‌‌شود. اما اکثر افراد آنقدر به آن در بسته خیره می‌مانند که دری را که باز شده است را نمی‌‌بینند. هلن کلر بی‌تردید، خط بریل همان دریست که به گفته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, مقاله ها | برچسب‌شده , , | 2 دیدگاه

گفتار اول: آسودگی در سایه همت و خلاقیت

امروزه افراد نابینا به کمک نرم افزار‌های متعدد قادر به انجام بسیاری از فعالیت‌ها در زمینه‌های مختلف می‌باشند. به عنوان مثال نابینایان قادر هستند با استفاده از نرم‌افزار‌های گویاساز، به خواندن و نوشتن از طریق کامپیوتر و گوشی تلفن همراه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, مقاله ها | برچسب‌شده , , | 6 دیدگاه

برفی

با صدای پارس رکس و باک از خواب بیدار شدم. رفتم توی حیاط ببینم چه خبره. دیدم یه سگ غریبه پیش رکسه و باک هم داره به شدت پارس می‌کنه. رکس معمولا، بازه و باک معمولا، بسته. پرسیدم: چکار می‌کردند؟ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده | 14 دیدگاه

در راه بازگشت

دستم را پیش میبرم. لیوان را توی دستم سرریز میکند. کف دستم پر میشود از یک مشت تمشک تازه. شروع میکنم به خوردن. خودم خواسته ام که سهم تمشکهای مرا توی دستم بریزد تا مجبور نشوم دانه دانه از توی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 23 دیدگاه

تماشای فیلم سرخ پوست به روایت یک فرد نابینا

در تصویر، آسمان را می بینیم و بعد تصویر بازی از زندان که افراد در حال جا به جایی هستند. تکیه میدهم به صندلی. این صدای آقای حبیب رضایی است که دارد تصاویر را روایت می کند. من و تعداد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, سوینا, صحبت های خودمونی, فیلم های توضیح دار | برچسب‌شده , , , , , , , , | 26 دیدگاه

فقط یک قدم جلوتر

وقتی عصایم از زمین کنده می شود، آن را محکم در دست می گیرم و بر زمین می کوبم. فریاد می زنم: « ول کن این عصای بی صاحاب شده رو ». ادامه می دهم: « چند بار بگم عصا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 46 دیدگاه

سکوت

دل من غمگین است؛ غمی از جنس سکوت؛ و سکوتی بی رحم، که درین تنهایی، قلب پردرد مرا می فشُرَد. تو در آن دورترین مرز نگاه، بی خبر از من و از شکستنم؛ و در آن اوج و بلندای غرور، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | برچسب‌شده , , , , | 26 دیدگاه

سفرنامه ییلاقی “فاطمه جوادیان”

بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی، صوفی نشود صافی، تا در نکشد جامی.   چند روز پیش، توسط یکی از همکاران خوش ذوقمان به منطقه ییلاقی شان دعوت شدیم. حدود ساعت دو بعد از ظهر به اتفاق دو تن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , | 62 دیدگاه

سرمایه های ملی

داشتم در میان نوشته هایم گشتی می زدم که با یک گزارش کاری مواجه شدم. فکر کردم شاید شما هم دوست داشته باشید آن را بخوانید. بسمه تعالی سیده فاطمه جوادیان در سالی که گذشت، در پایه چهارم نابینا تدریس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در کودکان و نونهالان, مقاله ها | برچسب‌شده , , | 21 دیدگاه