بایگانی برچسب: s



41

جمعه شب. لغت های ترم آینده کانون رو از وورکبوک استخراج می کنم. فعلا بدون معنی. داخل تیمتاکم. استخراج لغت خیلی تمرکز نمی خواد پس به خودم مجوز میدم که وسط شلوغی ها بمونم. امشب آخرین شب40سالگیه منه. فردا صبح … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 36 دیدگاه

یادداشت امشب, آدم خوش حساب, شریک مال مردم است!

یازده شب دوباره باز تشنه ام شد, از همان تشنگیهای بدی که توی خوابگاه میآید به سراغ آدم, از همانها که نمیشود توصیفش کرد و از همانها که به خاطرش مجبوری بطری ای که بوی کشک میدهد را یک سره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 18 دیدگاه

یادداشت 9 شهریور 91

(بیشتر…)

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 7 دیدگاه

یادداشت سه شنبه 7 شهریور 91

(بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 2 دیدگاه

ارسالی از محمد جواد خادمی

موضوع: نمیدانم متن پیام: دورود بر شما آیا تا کنون میدانستید که من هم مثل نویسنده سایت خادمی هستم. آیا میدانستید که من در همان مدرسه ای درس میخواندم که ایشان هم درس میخواندند. آیا میدانستید که من فقط یک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

من آژانسی نیستم ولی

من آژانسی نیستم ولی می خواهم امروز از خودم بنویسم و از دغدغه هایم. از کار هایی که انجام داده ام, کار هایی که انجام می دهم و انجام خواهم داد تا صبح را به شب برسانم و شب را … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 13 دیدگاه

سسِ سرکه خرما و روغن زیتون

سسِ سرکه خرما و روغن زیتون امروز هم خیلی دیر تقریباً ساعت هفت از آموزشگاه نابینایان شهید احمد سامانی رسیدم خونه. همیشه زود میرم که دیر بیام! ی جورایی ساعت شیش صبح از خونه زدم بیرون و سیزده ساعت بعد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 5 دیدگاه

یادداشت 16 تیر 91 عماد و رضا رفتند

درود. به قول دوستم لیلی که در توصیف صحنه ای می گفت: “شکلک حلقه زدن اشک توی چشم ها و زار زار گریه کردن ها!” . آخییییش. ای دنیای نامرد. چه قدر تو کوچیکی که به اندازه مسافر های خودت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 3 دیدگاه

شنبه 10 تیر 91

(بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 2 دیدگاه

پیگیری بخش دوم ماجرای خوابگاه

درودی دوباره. خلاصهش بگم که قضیه خوابگاه با ی زنگ حل شد. خیلی عجیب! من فقط زنگیدم گفتم نامه دادم و ال و بل و جیمبل و این که شرایطم خاصه و درخواست خوابگاهم تایید نشده. طرف گفت شماره دانشجوییت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 2 دیدگاه

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله

گروه متخصص و محققی در یک تحقیق، سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود سوال این بود : معنی عشق چیست؟ و اما جواب ها: (بیشتر…)

منتشرشده در اجتماعی, روانشناسی, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت بیستو چهارم آبان 90

(بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | ۱ دیدگاه

یادداشت یازدهم آبان 90

هفته پیش مدیر آموزشگاه نابینایان شهید احمد سامانی, به مناسبت بیستو سه ی مهرماه, به تمام کارمندان مدرسه, هدیه داد. یکی از آن بلندگو های همراه حافظه خوان نسیب من شد که نمونه اش را قبلاً در یک حرکت انتحاری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

موضوع انشا: اول آبان چه خبر؟

(بیشتر…)

منتشرشده در اخبار, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 3 دیدگاه