بایگانی برچسب: s



کجا باید برم یه دنیا خاطرت تو رو یادم نیاره

مادر بزرگ مادر بزرگ مادر بزرگ چشام هنوز به راته مادر بزرگ مادر بزرگ آخ دلم برات هلاکه مادر بزرگ مادر بزرگ چشام هنوز به راته مادر بزرگ مادر بزرگ آخ دلم برات هلاکه یادم میاد قدیما وقتی زمستون می … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 43 پاسخ

دیدار با مادربزرگ

دیروز غروب، تصمیم گرفتم به دیدن مادربزرگ یکی از دوستانم بروم. او شش فرزند پسر دارد و در سی سالگی، بعد از شانزده سال زندگی در تأهل، همسر سی و پنج ساله اش را از دست میدهد و پنجاه سال … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 14 پاسخ

یادی شیرین و خوش از بزرگان و در گذشتگان فامیل.

سلام بر بچه محلهای باحال و نازنین. اول این پست باید شدیدا تاکید کنم که: من هرگز قصد ندارم روی دست دوست عزیز هممون ترانه بلند بشم و از اینجور پستها بذارم، چون این جور پستها در این محله فقط … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 36 پاسخ