بایگانی برچسب: s



مجتبی شاید بی معرفت باشه ولی نه اونقدر که فکر می کنید!

درود دوستان. خدا نسیب نکنه حقوق کارمندی رو ندند. والا ما که از گشنگی داریم زمینو گاز می گیریم و سنگ به شکم‌مون می بندیم و هر دو روز یک بار برای جلوگیری از عفونت شکم و فساد سنگ ها، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 42 دیدگاه

ببخش!

که قرار شد فقط کمکم سایتو اداره کنی ولی کلا فعلا بیخیالت شدم. حتی کمکت هم نیستم. خودت تهنایی. که هرکی وقتی میخواد به تو فحش بده اول از من تعریف میکنه بعد به تو فحش میده. که فحش های … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 76 دیدگاه

خوش به حالش، مگه نه؟

ی عشقک ده ساله ای من دارم که خبر ندارید. اینقدر مغروره و ماهه که نمی دونید. اینقدر تو دل برو و بی‌مهر تشریف داره که خدا میدونه. اینقدر باهوش و سر به هواست که نمیدونید. شناسنامه نداره. حق مدرسه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 22 دیدگاه

در ششم مرداد ساده برای خودت می نویسم

تو تنها کسی هستی که هرچی خرجت کنم، وظیفه ی من میدونی و بهم جرئت نمیدی منت بذارم سرت. تو تنها کسی هستی که اگه باهام آشتی باشی واسم ی لذت داره و اگه باهام قهر هم باشی بازم واسم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 19 دیدگاه

روز اول کاری من بطور آزمایشی. مجهز باشید و دست رو بازی کنید!

(بیشتر…)

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 24 دیدگاه

مغزم کاملا خر شده

مغزم کاملا خر شده. دقیقا خر. از هیچ و پوچ، هیچ و پوچ می سازم و اصلا چرا بسازم؟ خودش هست. فقط مرور میکنمش. هیچ رو. پوچ رو. زندگی خوب و شاد و مزخرف بی معنی رو که خیلی مسخره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 51 دیدگاه

عزیزم از من نترس. من لو‌لو خور‌خوره نیستم. هرچی میگند دوروغه!

سلام. بزن قدش. چاکریم. خداییش از من نترس دیگه! به ویژه اگر دانش‌آموزی، از من نترس. اگه جایی خوندی یا شنیدی که من مغرورم، از من نترس. اگه دیدی از مزاحمت های تلفنی و پیامکی شب و نصفه شب که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 20 دیدگاه

ساندویچ خرچنگ شب امتحانی، بدو بدو تموم شد. واسه دانشجو و دانش‌آموز نیم‌بها!

درود خصوصا درودی به دانشجو ها و دانش‌آموز های گرامی. از اولش بگم با اینکه من ی خوردنی خوشمزه هستم ولی قرار نیست من پا بکنم توی کفش یا پست های شهروز. من ی ساندویچ خرچنگم. اصن از اینکه منو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 15 دیدگاه

حس بی اسم

دوباره تو و من و نوشته های چرت و پرتم. همان ها که فقط خودم می فهمم و خودت. همان ها که نوشتنشان نتیجه ی تجربه ی با تو بودن است و حالا قرار است، پیکسل پیکسل بشود بنشیند روی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 18 دیدگاه

یادداشت 4 دی 93 خوشی کردن های چرک من!

خوب که بهش فکر میکنم، میبینم من چه قدر ازش کار میکشم. درسته مث صابونه و از اونم بدتره و زود زود تموم میشه ولی تا هست، خیلی خوب کارشو انجام میده. اگه دانشمند ها میتونستند ی جوری ارتقاش بدند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 22 دیدگاه

من و شما و تهران و گوشکن و سفر

درود به همگی! عده ی کمی که خیلی خوشحال شده بودید گوشکن تعطیل شده، به خوشحالی‌تون ادامه بدید که میگند خنده و شادی بر هر درد بی‌درمان دواست و خوب شما که از تعطیلی ی سایت خوب خوشحالید حتما ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 99 دیدگاه

هرکی خوابه، قسطش آبه

راستش نمیدونم از کجا شروع کنم. هنوز جواب کامنتای پست قبلیمو ندادم دارم این یکی رو مینویسم. انگاری که این کرم نوشتن توی من جدیدا به جنبو جوش افتاده باشه. به هر حال که امروز طبق همون عادت بد همیشگی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | 23 دیدگاه

بعضی حرف ها را باید گفت، نمی شود نوشت!

درود این فایل صوتی یا به اصطلاح، مثلا پاد کست (Podcast) برای آن دسته از شما که مثل من دلتان برای هم‌صحبتی تنگ شده مناسب است. شرح حال امروزم است در 13 دقیقه. در صورتی که مایل هستید، دانلود کنید. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , | 58 دیدگاه

کسانی که متمایلید یادداشت امروز مدیر را بخوانید. حمله به محله و احتمال خصوصی شدنش

درود به همه هم محلی های گل گلاب. گفتم ما زیادی پشت صحنه ایم. ی کمی هم بیاییم جلوی صحنه. متأسفانه یک سری حمله های شدیدی به سایت ما شروع شده و از طرف بچه های ایرانی هم نیست. یعنی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 39 دیدگاه

یک لقمه حرف بچگانه با طعم درد و دل

بله. امام حسین. داشتم می گفتم. حالا که اینقدر اشک ریختم و نفسم بالا آمده بگذار ادامه بدهم. هفت سال است که دارم می گویم و می نویسم و تقریبا به انتهای حرف هایم رسیده ام. بله. امام حسین. شما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 48 دیدگاه

یادداشت امشب یادگیری سه مفهوم پیچیده به زبانی کاملا ساده با تضمین صد درصد و گارانتی تعویض

سلام. سلااااام. خش خش خش…. . . خوب پاتو از روی سیم بردار دیگه. بچه محل ایقد شیطون ندیده بودیمااا! بچه ها سلام. امیدوارم که حالتون خوب باشه و از تیتر پست، متوجه شده باشید که من خیلی متمایلم شما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, صحبت های خودمونی, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , | 19 دیدگاه

نشد درست برم رونمایی چاپگر بریل ایرانی، اشتباهی رفتم تو خلسه

اشتباه اشتباه هم که نه! ی جور هایی دیر رفتم. آخه ی برنامه ی چالبتر چیزه جالبتر هم بود. چشم پزشکی. میگن ی عده ای جمع شده بودند نابینا ها رو شفا می دادند. باور نمی کنید؟ حالا خبرش که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, معرفی ابزار | برچسب‌شده , , , , , , | 17 دیدگاه

چرت‌نوشت چهارم مهر

حالا تو نیستی و من اینجا ناراحت از همه، بیکار بیکارم. حتی دوست ندارم به چیزی فکر کنم. نه به خودم و نه حتی دیگر به تو. مثل دیوانه های بیهدف، تا نصف شب، روی پل سیو سه پل قدم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 12 دیدگاه

یادداشت امشب امنیت شغلی

سلام بچه ها. ی چند نفری همیشه بهم توصیه میکنند که درونگرا باشم یا حد اقل درونیاتمو بیرون نریزم چون درونیات مال درون و بیرونیات مال بیرونند ولی من هرچی به خودم فشار میارم که افکارم بیرون نزنند، آخرش لوله … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 23 دیدگاه

یادداشت امشب

سلام، اين دفعه خيلي خيلي خوشحالم. از اون خوشحاليها كه بايد توي ي ليوان پر از يخ در بهشت غلت بزني تا بفهميش، از اون خوشحاليها كه توي ترقه زدنن وسط ظهر تابستون خودشو مخفي كرده، ي خوشحالي كه وصفش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 34 دیدگاه