بایگانی برچسب: s



در مدرسه؛ بخش دوم

اولین و مهمترین مشکلی که من در آغاز دوران معلولیتم با آن مواجه شدم، مدرسه و تحصیل بود. نه معلمان، نه دانش‌آموزان و نه هیچ‌یک از کادر مدرسه نمی‌دانستند که با یک کم‌بینا یا نابینا چگونه برخورد کنند. هیچ کدام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه

به روز شدن کتابخانه محله نابینایان با اضافه شدن چندین کتاب جدید.

یک سلام گرم در این روزهای سرد به شما مخاطبین و خصوصا شما دانش‌آموزان و معلمان گرامی. امیدوارم که روز و روزگارتون خوش و خرم باشه و خودتون رو برای امتحانات نیم سال اول تحصیلی آماده کرده باشید. این بار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صوتی, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 4 دیدگاه

خاطره روز اول رفتن من به کلاس پنجم!

سلام هم‌محلیها و دوستای گلم! امیدوارم که مثل من و مثل همیشه حالتون خوب باشه، سرحال و سلامت باشید! امروز تصمیم گرفتم خاطره روز اول رفتنم به مدرسه را براتون تعریف کنم. آهان راستی منظورم از روز اول مدرسه، روز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 21 دیدگاه

معرفی سايتي برای آموزش رياضي به نابينايان

زندگی با ضعف بینایی یا نابینایی مترادف زندگی با کیفیت پایین‌تر نیست؛ مهم‌ترین نکته که نباید از نظر دور نگه‌داشته‌شود؛ این است که با ضعیف شدن یک یا چند حس، بقیه حواس قوی‌تر شده تا جبران ضعف در یک یا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های خریدنی, آموزش های رایگان, اخبار, اطلاع رسانی, کودکان و نونهالان, گزارش, معرفی ابزار | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , | 18 دیدگاه

پستوی خاطرات (۴): قسمت آخر از به یاد آن روزها

بسم الله الرحمن الرحیم و سلام!   چند هفته پیش شنیدن صدای هیاهوی دانش‌آموزا حسابی دلمو هوایی کرد. یه مدرسه نزدیک خونه ماست که اگه پنجره یا در بالکن باز باشه، صدای دانش‌آموزا به‌ویژه موقع اجرای مراسم صف صبحگاهی به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 20 دیدگاه

از این روزای من چه خبر؟؟

4شنبه، 26 مهر 1396. از دیروز هوا یکم سرد شده. این سرما رو دوست دارم. این سرما نه سوز داره، نه دل رو میلرزونه. این سرما، نفسهای پاییز عاشقه که نوید روزها و شبهای عاشقی رو میده! ساعت 6، چشم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 32 دیدگاه

بالاخره امتحاناتم تموم شد!

سلااااااااااااااام به همه شما گوشکنیای عزیز و باحال خوبید؟ خوشید؟ چه خبرااا خوب خوب امتحانای من تمووووووووووووم شد خیلی خوشحالم خیلی البته از بیستم تموم شد الآن پست می زنم خخخخ ولی به هر حال تموم شد رفت پی کارش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 15 دیدگاه

خاطراتی از جنس شب! بخش سوم:

سلامی گرم, در این شب سرد زمستانی خدمت شما دوستان هم محله ای … با قسمت سوم خاطراتم در خدمت شما هستم: دوران راهنمایی هم بالاخره تمام شد و وارد دبیرستان شدم. بعد از یک عالمه فکر کردن و کلنجار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 73 دیدگاه

ارتباط بین مدرسه (تعلیم و تربیت) و سایر نهادهای اجتماعی

با عرض سلام و شادباش حضور هم محله ای های فرهیخته، انشااله که ایام به کام و قایق دلهایتان بر اقیانوس آرامش غوته ور است. راستش چند روز پیش یکی از دوستان ارتباط بین تعلیم و تربیت را برای یک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اجتماعی, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , | 22 دیدگاه

خاطره ی فرار از مدرسه!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! خدمت دوستانی که هنوز در آلاچیق نشسته اند و منتظر شنیدن یکی دیگر از خاطرات شیطانی هستند: یاد آن روزها به خیر کلاس سوم راهنمایی بودیم از خوابگاه تا مدرسه راهنمایی شبانه حضرت قائم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 20 دیدگاه

مدرسه رو به مدت ییه هفته گذاشتم کنار میخواید بدونید واسه چی؟

با سلاااام و به درود خخخ حالتون چه طوره من که خوبم شمارو نمیدونم لازمم نیست که بدونم خخخخخخخخخخخ هیچ چیز اون اول پست یاد یکی از مجریای فارسی که تو خارج از کشور برنامه اجرا میکنه افتادم که تعریف … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 20 دیدگاه

دانلود کتاب خواندنی 35 کیلو امیدواری از آنا گاوالدا با ترجمه آتوسا صالحی

کتاب «۳۵ کیلو امیدواری» نوشته آنا گاوالدا( -۱۹۷۰)، رمان‌نویس فرانسوی است. او یکی از نویسندگانی است که طی چند سال اخیر توانسته به یکی از پرمخاطب‌ترین نویسندگان در ایران و جهان تبدیل شود. اکثر داستان‌های او رگه‌هایی عاشقانه دارند و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صوتی, طنز, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 15 دیدگاه

قدری با مجتبی در سوم مهر 95

سلام. سلام. سلااااام! بچه ها؟ بزرگتر ها؟ کوچیکا؟ پیرا؟ جوونا؟ خردا؟ کلونا؟ خوبید؟ خوش میگذره؟ عقبیا حال می کنن؟ دستا شله! معمولا همه میدونید وقتی این شکلکی شکلک در میارم، یعنی وقتی تیترک پستکام این ریختکی میشه، یعنی از همه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 170 دیدگاه

دانلود نرم افزار apkeditorpro برای ویرایش برنامه های اندرویدی بدون کد نویسی

سلاااااااااام خیییییییییلللللللللی خوشاومدید به پست من از همین اول تموم شدن تابستون رو به بچه ها و خودم تسلیت میگم اما حالا بریم سراغ این پست که میدونم به خاطر اون اینتر زدید من برای شماها یه برنامه ی باحال … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اندروید, تلفن همراه, صحبت های خودمونی, نرم افزار های کاربردی | برچسب‌شده , , , , | 14 دیدگاه

یکی از خاطرات دهه شصت به شعر

درود به دوستان عزیز. می خواهم امروز با آوردن شعر زیر یادی کنم از خاطرات بچه های دهه شصت یا نهایتا نیمه های دهه هفتاد که حال و هوایشان دیگر تکرار نمی شود. بچه های امروزه جور دیگری هستند یا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, شعر, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 15 دیدگاه

اینجا همه چی در همه!

امروز میخواهم بنویسم. از همه چی. خب اول میریم سراغ امتحانا. شنبه که دینی داشتیم. خوب بود. دو شنبه که علوم داشتیم. اون از خوبم خوبتر بود! من عاشق علومم. سه شنبه انشا و چهارشنبه هم املا دادیم. تا اینجاش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 11 دیدگاه

سرگذشت و سرنوشت کار من در مدرسه

سلام بچهها! چطورید خوبید؟ یادتونه که من پارسال از شرایط کاریم و همکارام و خودم شاکی بودم. الان سعی کردم با وجود این که شرایط همونه که هست، خودمو تغییر بدم و سعی کنم تو این شرایط نامناسب مفید باشم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 32 دیدگاه

شهر خاطره های پوریا (قسمت 1)

سلام، سلام و هزاران سلام به شما اهالی محله. خوبین؟ خوشین؟ چه خبرا؟ از اون جایی که من هم مثل خیلیا اهل خاطره و خاطره بازی هستم از این به بعد خاطرات تلخ و شیرینم رو در قالب پستی به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 18 دیدگاه

چرا این خواب های وحشتناک دست از سر من برنمیدارن

دنبالم گذاشته با اون کابل سیاهش به جونم می افته ازش خواهش می کنم نزنه میگم من که کاری نکردم ولی اون بی توجه به حرفم فقط میزنه میگم تو را خدا بسه به خاطر کاری که نکردم میگم غلط … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 39 دیدگاه

اولین پست من بیا تو زوووووووووووووووود

سلاااااااااااااام ما هم اومدیم اسم من مهدی هست و من مشغول یاد گرفتن کار با اینترنتم. درباره ی من زیر همین نوشته میتونید بیشتر بخونید. چون این نوشته ی من ی کمی کم بود، فکر کنم آقای خادمی یا یکی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بازی, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 26 دیدگاه