بایگانی برچسب: s



خدایا! سردمه!

شب… سکوت… سیاهی… مثل بختک افتاده به جونم. یه بغض نشکن توی گلومه که راه نفسام رو بسته، هر نفس هوای این اتاق واسم مثل سم شده، با وارد شدنشون به ریه هام، به مرگ نزدیکتر میشم. مرگ!!! چه واژه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 19 دیدگاه

دانلود رمان متنی در آغوش نور، اثری از بتی جین ایدی:

سلام بر دوستان خوبم در محله ی نابینایان.   امروز با یک رمان کاملا متفاوت خدمت شما عزیزان هستم که مطمینا اسم این رمان و نویسنده ی این اثر رو قبلا شنیدید. بله، رمان امروز به نام در آغوش نور … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب | برچسب‌شده , , , , | 21 دیدگاه

تحفه ای به نشان همدلی. کافی نیست ولی بیش از این ازم بر نیومد!

به شامِ هجرتت جانا سراسر رنگِ هجرانم، عطشناکم سیه روزم، پر اندوهم پریشانم. ز سوز از جان همی نالم، به سانِ ابر می بارم، مثالِ شمع می کاهم، به سانِ شعله سوزانم. نگاهم منتظر بر در، غمین و خیس و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 66 دیدگاه

جسم انسان بعد از زبونم لال…..

سلام دوستان عزیز محله. امروز میخوایم به موضوعی اشاره کنیم که اصولا همه ما از صحبت کردن دربارهش ابا داریم و یا در صورت صحبت بیشتر مون تنمون به رعشه می افته و از ادامه حرف زدن در این مورد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله ها | برچسب‌شده , , , , | 64 دیدگاه