بایگانی برچسب: s



یک شب, یک تماشا.

باز هم نیمه شب. درگیرم با یک کوه تکلیف نیمه نوشته و یک دریا راه تا آخر این قصه و یک جهان دلواپسی از درس های نفهمیده و امتحان های متفاوت و برنامه های پیشبینی نشده واسه یک نابینا وسط … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 20 دیدگاه

من و شب و رویا!

دو دقیقه مونده به نیمه شب شنبه. قطار زمان داره با همون حرکت۱نواختش میره طرف نیمه شب. هی بابا زمان خسته نباشی! در بالکن و پنجره آشپزخونه بازه. از بیرون صداهای شبانه میاد داخل. از پارک رو به رو صدای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 19 دیدگاه

یک شب، یک قصه، یک انتها.

توضیح: من نوشتن رو دوست دارم. فقط می نویسم. متن، داستان، شبه شعر، پراکنده، و هر چیزی که با نوشتنش حس کنم چیزی نوشتم که سبکم می کنه. این دفعه هم همین کار رو کردم. این نوشته هم شبیه تمام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 62 دیدگاه

یادداشتی برای شبهایم

وقتی شب دوباره از راه میرسد، وقتی دوباره چادر سیاه را بر سر زمین می اندازد، و زمین همه چیز را در زیر این گنبد نیلگون در دل خود جا می دهد، من در گوشه ای در کنار شب می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, شعر | برچسب‌شده , , , , , | 10 دیدگاه