بایگانی برچسب: s



از امروز و دیروز و تئاتر نصف نیمه و حرف های خودمونی و کلا شهر شهر فرنگه بدو از همه رنگه بدو….

بعد از یه هفته سخت دردناک پر استرس شلوغ پلوغ یه جمعه آروم بدون درد با چاشنی هوای آزاد و طبیعت و رودخونه و توت فوق العاده بی نظیره خیییلی….. * بعد از پهن کردن بساط مون کنار رودخونه, یکی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اطلاع رسانی, خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان, گزارش, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , | 37 پاسخ

حرف های خودمونی و خاطره و بفرمایید قدم رو چشم ما بذارید در خدمتتون باشیم

سلام خدمت همه دوستان عزیز و گرامی هم محله ای چند وقتی که نه خیییلی وقتی هست این ویندوز لپتاپ من مشکل داره و نمی دونم چرا انگیزه و فرصت مناسبی تا حالا پیش نیومده که ببرمش جهت ترمیم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , | 61 پاسخ

همین الآن یهویی، هرکی پارتی میخواد بپره توووووووو.

سلااااااااااام. سلااااااااااام. سلااااااااا،ااااااااا،ااااااا،ااااااا،اااااام. بابا خب یه کم اون موزیکو صداشو بیار پایین آخه بشنوید من چی میگم! گفتیم پارتیه ولی نگفتیم سقفو رو سرمون خراب کنید که! همینطوری واسه خودم نشسته بودم داشتم فکر میکردم. چی؟ چی میگی از اون … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 290 پاسخ