بایگانی برچسب: s



هرکی خوابه، قسطش آبه

راستش نمیدونم از کجا شروع کنم. هنوز جواب کامنتای پست قبلیمو ندادم دارم این یکی رو مینویسم. انگاری که این کرم نوشتن توی من جدیدا به جنبو جوش افتاده باشه. به هر حال که امروز طبق همون عادت بد همیشگی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | 23 دیدگاه

ماجرای من و نونوایی رفتنم

خو بابام سنش رفته بالا, نمیتونه هر روز نون بگیره که! یک روز ده پانزده تا نون باید جمع بشه و ما هم که فیریزر درست و حسابی ای نداریم, مجبوریم این نونها را انبار کنیم توی جانونی و بعدش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 30 دیدگاه