بایگانی برچسب: s



یک شب عالی و به یاد ماندنی در روزهای سرد پاییز در تبریز

سلاااااااااااااااام بر هم محله ای های گل و گلاب، خوبین؟ چطورایید؟ دلم حسابی براتون تنگ شده بود. دنبال بهونه ای بودم که یه پستی بذارم و جویای احوالتون باشم. این اولین پستم هست از زمان روی کار اومدن مدیر جدید … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, متفرقه | برچسب‌شده , , , , , | 24 دیدگاه

لطیفترین حس دنیا، عجیب منتظرتم!

زیاد از پاییز گفتم و زیاد خوندین ازم، اما هرقدر هم میگم سیر نمیشم! هر سالی که به عمرم اضافه میشه، پاییز و مخصوصا آبانش رو بیشتر از سال قبل دوست دارم. گرم و سرد شدنش رو، بارونی شدنش رو، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 18 دیدگاه

رعد بارانی و پاییز

صبح خنکیست. از خواب بیدار میشوم. زیر کتری را روشن می کنم. هوس نان داغ و ارده شیره کردم. بیرون میروم از نانوایی نان میخرم . کمی دورتر هم شیره انگور و ارده یزد دارد . همه را تهیه کرده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 105 دیدگاه

از این روزای من چه خبر؟؟

۴شنبه، ۲۶ مهر ۱۳۹۶. از دیروز هوا یکم سرد شده. این سرما رو دوست دارم. این سرما نه سوز داره، نه دل رو میلرزونه. این سرما، نفسهای پاییز عاشقه که نوید روزها و شبهای عاشقی رو میده! ساعت ۶، چشم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 32 دیدگاه

یک شب نرسیده به پاییز…!

شب حضور اطمینانبخشش را بر سر و روی شهر میپاشد، و ماه، غرق در ناز و عشوه، به روی هستی چشمک میزند. در این سکوت خواستنی، عطری آشنا از هر سو مشام را نوازش میکند! عطری آشنا، از جنس عاشقانه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 27 دیدگاه

توجه! یک نینی، به نام پریسا، متولد شد!

سلااام بچه ها. خوبین؟ این مدت حسابی از فضای لبریز از عروسی محله استفاده کردین؟ خب، پس بیاین همچنان این فضا رو شاااد شاد نگهش داریم! وسط این همه عروسی، یه نینی که اسمشو گذاشتن پریسا، یادش افتاده که همینجور … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 86 دیدگاه

چهارم مهر چقدر افسردهست

یه افسردگی خاصی دارم. همیشه از شولوغی ها خوشم میومده و الانم مشکلم دقیقا همینه. یعنی شهرک ما که همش شولوغ بود و همه تا دو سه روز پیش جیغ و ویق می کردند، الان دیگه با اومدن پاییز و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 55 دیدگاه

عشق پاییزی

سلام دوستای خوبم خوبین؟؟ پاییزتون مبارک پاییز، جشن رنگها و به قول اخوان پادشاه فصلها خوب منم به حدی این فصل رو دوست دارم که توی پاییز و آبان دنیا اومدم من دختر پاییز و آبانم! و اما اومدم تا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | برچسب‌شده , , , , | 27 دیدگاه

پاییز

یک فصل زرد، یک دست سرد، یک شام درد! پاییز، سرد و غم انگیز، با گام هایی خسته، ویران، شکسته، بر روح زخم خورده ی خاک، تاریک، غمناک، رد درد می پاشید. زمین، مدفنِ سردِ باغ ها شمشاد، تیره از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 24 دیدگاه